دسته‌ها
مقالات آمورشی

آشنایی بیشتر با انواع استراتژی ها در بازار بورس

اشنایی با بورس

تعریف کلی استراتژی

اختصاص دادن منابع به بهترین شکل برای دسترسی به هدف را استراتژی می نامند .

در بازار بورس استراتژی به ما می گوید چه میزان سرمایه چقدر زمان و از چه ابزاری برای رسیدن به هدف استفاده کنیم

پس برای یک معامله گر داشتن استراتژی از اهمیت بالایی برخوردار است .

 استراتژی نقش بسیار مهم و حیاتی را در موفقیت در بازار بورس دارد .

بدون استراتژی و برنامه جامع نمی توان به موفقیت چشم گیری دست پیدا کرد .

در اینجا ابتدا به مواردی که هر معامله گر تازه کار باید بداند نگاهی می اندازیم :

دانش قدرت است


علاوه بر آگاهی از روشهای اساسی معاملات ، معامله گران روز باید آخرین اخبار و رویدادهای بازار سهام را مورد مطالعه قرار دهند .

برنامه های نرخ بهره بانک فدرال ، چشم انداز اقتصادی و غیره.

بنابراین کارهای خود را به خوبی انجام دهید. لیست آرزوهایی را که می خواهید تجارت کنید را تهیه کنید

درباره شرکت هایی که انتخاب می کنید مطالعه کنید. اخبار کسب و کار را اسکن کنید و به وب سایتهای معتبر مالی مراجعه نمایید

وجوه را کنار بگذارید


سرمایه حال حاضر خود را ارزیابی کنید و بدانید که در هر معامله چه میزان باید ریسک کنید.

بسیاری از معامله گران موفق کمتر از 1 تا 2 درصد از حساب خود را در هر معامله ریسک می کنند.

به طور مثال اگر حساب معاملاتی 40،000 دلاری دارید و حاضر هستید در هر تجارت 0.5٪ از سرمایه خود را ریسک کنید ،

پس حداکثر ضرر شما در هر تجارت 200 دلار (0.5٪ * 40،000 دلار) است.

مبلغ مازاد بودجه ای را که می توانید با آن معامله کنید و برای از دست دادن آماده هستید ، کنار بگذارید.

به یاد داشته باشید ، ممکن است اتفاق بیفتد .

زمان را کنار بگذارید

معامله کردن بیشترین وقت شما را در روز خواهد گرفت .

به همین دلیل به این کار معاملات روزانه گفته می شود.

در واقع شما باید بیشتر روز خود را برای بازار کنار بگذارید.

اگر زمان محدودی برای صرفه جویی دارید ، آن را در نظر نگیرید.

این فرایند به یک معامله گر نیاز دارد تا بازارها و فرصتهای مناسب را شناسایی کند

و بتواند در هر زمان و ساعت معاملاتی مناسب انجام دهد .

کوچک شروع کنید


به عنوان یک مبتدی ، در طول یک معامله روی حداکثر یک یا دو سهام تمرکز کنید .

شناسایی و پیدا کردن فرصت ها با چند سهام امکان پذیر است .

جدیدا امکان معاملات با عددهای کسری به طور چشمگیری رایج شده است

بنابراین می شود مبلغ دلاری خاص و کوچکتر را که می خواهید سرمایه گذاری کنید را انتخاب کنید .

این بدان معناست که اگر سهام شرکت اپل 250 دلار معامله شود و شما فقط بخواهید 50 دلار از آن را خریداری کنید ،

بسیاری از بروکرها اکنون به شما امکان می دهند یک پنجم سهم را خریداری کنید.

از سهام پنی خودداری کنید

احتمالاً به دنبال معاملات و قیمت های پایین هستید اما از سهام پنی دوری کنید.

این سهام غالباً ناعادلانه است و شانس دریافت سود و برنده شدن ذر آن غالباً امکان پذیر نیست .

بسیاری از سهام معاملات تحت 5 دلار در هر سهم از بورس اوراق بهادار خارج می شوند.

و فقط بصورت بدون نسخه (OTC) قابل معامله هستند.

تا زمانی که فرصتی واقعی ندیده و تحقیقات خود را انجام داده باشید ، از این موارد خودداری کنید .

زمان معامله کردن


بسیاری از اوردرها که توسط سرمایه گذاران و معامله گران گذاشته شده است ، به محض باز شدن بازارها در صبح ، شروع به اجرای می کنند

که این امر به نوسانات قیمت کمک می کند.

یک معامه گر فصلی ممکن است بتواند الگوهای را بشناسد و به درستی انتخاب کند تا سود کسب کند.

اما برای تازه کارها شاید بهتر باشد بازار را مطالعه کنند و 15 تا 20 دقیقه اول هیچ معامله ای را آغاز نکنند .

ساعات میانه روز بازار معمولاً کم تحرک است ، و سپس حرکت دوباره به سمت بسته شدن می روند .

اگرچه ساعات شلوغ فرصت های مناسبی را ایجاد می کند ،اما برای مبتدیان بهتر است که در ابتدا از آنها دوری کنند .

حد ضررها را کوچک در نظر بگیرید


تصمیم بگیرید که از چه نوع اوردرهایی برای ورود و خروج از معاملات می خواهید استفاده کنید.

آیا از اوردرهای بازار استفاده خواهید کرد یا اوردرهای محدودی دارید؟

وقتی اوردر بازار را می دهید ، آن زمان با بهترین قیمت موجود اجرا می شود . بنابراین هیچ تضمینی برای قیمت ندارد.

در همین حال ، یک حد مجاز ، قیمت را تعیین کنید اما اجرا نکنید .

اوردرهای محدود به شما کمک می کنند با دقت بیشتری معامله کنید ،

در نتیجه قیمت خود را (غیر واقعی و غیرقابل اجرا) برای خرید و یا همچنین فروش تعیین کنید .

معامله گران روزانه با تجربه ممکن است از استراتژی های خاصی برای محافظت از سرمایه و سود و زیان خود استفاده کنند.

نسبت به سود واقع بین باشید


برای سودآوری یک استراتژی نیازی به پیروزی ندارد.

بسیاری از معامله گران فقط 50 تا 60 درصد از معاملات خود را برنده می شوند.

با این حال ، آنها بیشتر از آنکه سرمایه های خود را از دست بدهند ، برنده شده و به سرمایه خود می افزایند .

اطمینان حاصل کنید که ریسک برای هر معامله محدود به درصد مشخصی از حساب و روش ورود و خروج به روشنی تعریف و اجرا شده باشد .

باحال باشید


مواقعی وجود دارد که بازار بورس و سهام اعصاب شما را آزمایش می کند.

به عنوان یک معامله گر روزانه ، باید یاد بگیرید که حرص ، امید و ترس را از خود دور نگه دارید.

تصمیمات باید با منطق اداره شوند و نه از روی احساسات .

برنامه ریزی داشته باشید


معامله گران موفق باید سریع حرکت کنند ، اما لازم نیست سریع فکر کنند. چرا؟

از آنجا که آنها یک استراتژی معامله را از قبل تهیه کرده اند ، همواره باید به آن استراتژی پایبند باشند.

مهم است که فرمول خود را از نزدیک دنبال کنید نه اینکه سعی کنید سود را دنبال کنید.

اجازه ندهید که احساسات شما بهترین نتیجه را کسب کند و استراتژی خود را رها کنید.

بین معامله گران روزانه یک مانترا وجود دارد:

“تجارت خود را برنامه ریزی کنید و برنامه خود را انجام دهید.”

چه چیزی معاملات روزانه را دشوار می کند؟


معاملات روزانه تمرین و دانش زیادی می خواهد و چندین عامل وجود دارد که می توانند روند کار را به چالش بکشند.

اول باید بدانید که شما در مقابل حرفه ای هایی قرار می گیرید که مشاغلشان در زمینه تجارت است.

این افراد به بهترین فناوری های موجود در صنعت دسترسی دارند ،

بنابراین حتی اگر آنها هم شکست بخورند ، قرار است تا در پایان موفق شوند.

اگر بر روی باند پرش کنید ، این بدان معنی است که سود بیشتری برای

به یاد داشته باشید که شما باید برای سودهای کوتاه مدت یا هر سرمایه گذاری که برای مدت یک سال یا کمتر از آن دارید ،

با نرخ کم اقدام کنید . نکته مهم این است که ضررهای شما هر گونه سود را جبران می کند.

شما به عنوان یک سرمایه گذار فردی ممکن است درگیر مسایل عاطفی و روانی باشید.

معامله گران حرفه ای معمولاً قادر به حذف این موارد از استراتژی های معاملاتی خود هستند ،

اما وقتی سرمایه شخصی شما درگیر است ، این داستان بسیار متفاوت خواهد شد .

چه چیری را در چه زمانی بخریم


معامله گران روزانه سعی می کنند با بهره برداری از حرکات دقیقه ای قیمت در (سهام ، ارز ، معاملات آتی و…) درآمد کسب کنند .

و معمولاً برای انجام این کار مقادیر زیادی سرمایه را در نظر می گیرند .

برای تصمیم گیری در مورد اینکه باید روی چه سهامی تمرکز کنید ، می گویند — یک معامله گر روزانه معمولی به دنبال سه چیز است :

۱.نقدینگی به شما امکان می دهد به یک سهام با قیمت مناسب وارد و از آن خارج شوید .

به عنوان مثال ، تفاوت شدید بین قیمت پیشنهادی و درخواستی از یک سهام و پایین بودن اسپرد ،

یا تفاوت بین قیمت مورد انتظار یک معامله واقعی.

۲.نوسانات صرفاً معیاری از محدوده قیمت روزانه مورد انتظار است .

در درجه ای که یک معامله گر روزانه در آن فعالیت می کند. نوسانات بیشتر به معنای سود یا ضرر بیشتر است.

۳.حجم معاملات معیار مناسبی است برای اینکه چند بار سهام در یک بازه زمانی معین خریداری و فروخته شود .

که معمولاً به عنوان متوسط ​​حجم معاملات روزانه شناخته می شود.

درجه بالایی از حجم نشان دهنده توجه زیاد معامله گران به آن سهام است.

افزایش حجم سهام غالباً یکی از ارزش های اصلی بالا یا پایین آمدن قیمت یک سهام است .

هنگامی که می دانید چه نوع سهام (یا دارایی های دیگری) را می خواهید دنبال کنید ، باید یاد بگیرید که چگونه نقاط ورودی را مشخص کنید .

یعنی در چه لحظه ای دقیقا قصد سرمایه گذاری دارید.

ابزارهایی که می توانند در انجام این کار به شما کمک کنند عبارتند از:

خدمات خبری در زمان مناسب :

اخبار می توانند سهام را جابجا کنند ، بنابراین مشترک شدن در شبکه های خبری که به هنگام انتشار اخبار بالقوه اطلاع رسانی می کنند بسیار مهم هستند .

به نقل از ECN / سطح 2:

ECN ها ، یا شبکه های ارتباطی الکترونیکی ، سیستم های مبتنی بر کامپیوترها هستند که بهترین پیشنهاد را در اختیار شما قرار می دهند

و از چندین شرکت کننده بازار نقل قول می کنند و سپس بطور خودکار سفارشات را مطابقت داده و اجرا می کنند.

سطح 2 یک سرویس مبتنی بر اشتراکی است

که دسترسی به زمان واقعی متشکل از قیمت های دریافت شده از سوی تولیدکنندگان بازار را فراهم می کند.

آنها با هم ، می توانند به شما امکان دهند كه دستوراتی در زمان واقعی اجرا شوند.

نمودارهای کندل های داخلی:

کندل ها تحلیلی از عملکرد قیمت را ارائه می دهند.

شرایطی را که در آن وارد معامله می شوید را با توضیح کامل بنویسید.

“خرید در روند صعودی” به اندازه کافی نیست و یا حتی چیزی شبیه به این جمله کامل نیست .

به طور مثال : “زمانی که قیمت از بالای خط روند بالای یک الگوی مثلث شکسته می شود ، خرید صورت گرفت ،

جایی که قبل از مثلث صعودی (حداقل یک نوسان بالاتر و نوسان بالاتر قبل از مثلث تشکیل شده) .

نمودار دو دقیقه ای در دو ساعت اول روز معاملات چک شد . “

هنگامی که یک مجموعه خاص از قوانین ورود به سیستم را دارید نمودارهای بیشتری را بررسی کنید

تا ببینید که آیا این شرایط هر روز ایجاد می شود (با فرض اینکه می خواهید هر روز تجارت کنید)

و در بیشتر مواقع از حرکت نکردن قیمت در جهت پیش بینی شده استفاده کنید.

اگر چنین است ، شما یک نقطه ورود بالقوه برای یک استراتژی دارید.

سپس می بایست نحوه خروج یا فروش آن معامله را ارزیابی کنید.

تصمیم گیری برای خروج از معامله


روش های مختلفی برای خروج از یک موقعیت برنده وجود دارد ،

از جمله توقف معمله و دریافت سود.

اهداف سودآوری متداولترین روش خروج است و سود را در سطح از پیش تعیین شده می گیرد.

برخی از استراتژی های هدف گذاری متداول قیمت عبارتند از:

پوسته با اسکالپینگ

پوسته شدن یا اسکالپ کردن یکی از محبوب ترین استراتژی هاست.

این استراتژی شامل فروش تقریبا بلافاصله و سپس سودآوری از معاملات است.

هدف شما هر رقمی است که “شما در این معامله بدست آورده اید”

محو شدن یا فیدینگ

شامل کوتاه شدن سهام پس از حرکت سریع به سمت بالا است.

این به این فرض استوار است که:

۱. آنها بیش از حد خریداری شده اند

۲. خریداران اولیه آماده شروع سود هستند

۳. خریداران موجود ممکن است از این ترسیده باشند.

اگرچه ریسک پذیر است ، اما این استراتژی می تواند بسیار سودمند باشد.

در اینجا ، هدف قیمت زمانی است که خریداران دوباره قدم به معامله بگذارند.

سهام روزانه

این استراتژی شامل سودآوری از نوسانات روزانه سهام است.

این کار با تلاش برای خرید در کمترین روز و فروش در بالاترین روز انجام می شود.

در اینجا ، هدف قیمت به سادگی در علامت بعدی معکوس قرار می گیرد.

مومنتوم

این استراتژی معمولاً شامل معامله در زمان انتشار اخبار و یا یافتن حرکات روند قوی با پشتیبانی از حجم بالا است.

یک معامله گر حرکت در زمان انتشار اخبار و خرید یک روند تا زمانی که نشانه های واژگونی را نشان دهد معامله را حفظ می کند .

در اینجا ، هدف قیمت وقتی شروع می شود که حجم کاهش می یابد.

در بیشتر موارد ، هنگامی که توجه به سهام کاهش یافته است ،

همانطور که در سطح 2 / ECN و حجم نشان داده شده است ، می خواهید از دارایی خارج شوید.

همچنین هدف می تواند کسب سود بیشتری در معاملات باشد.

تا جایی که معاملات از سود به دست آمده فاصله بگیرند .

به طور مثال اگر ضرر شما 0.05 دلار از قیمت ورودی شما فاصله دارد ،

هدف شما باید بیش از 0.05 دلار دورتر از نقطه ورودتان باشد.

مانند محل ورود خود ، دقیقاً نحوه ورود به معامله خود را نیز قبل از ورود به آنها تعریف کنید.

معیارهای خروج باید به اندازه کافی دقیق باشند که قابل تکرار و آزمایش باشد.

نمودارها و الگوهای معاملات روزانه


بسیاری از معامله گران برای تعیین فرصت مناسب برای خرید سهام (یا هر دارایی که معامله می کنید) از این موارد کمک می گیرند :

۱.الگوهای شمعی ، از جمله شمع های مشبک و دویچه ها


۲.تجزیه و تحلیل فنی ، از جمله خطوط روند و مثلث


۳.حجم معاملات که افزایش یا کاهش می یابند

تعداد زیادی از کندل ها وجود دارند که یک معامله گر روزانه می تواند

به کمک آنها یک نقطه ورود مناسب را پیدا کند .

در صورت استفاده صحیح ، الگوی معکوس doji (که در نمودار زیر مشخص شده است) یکی از قابل اطمینان ترین آنها است.

به طور معمول ، با چندین تأیید به دنبال الگوهایی با مشخصات زیر باشید :

ابتدا به دنبال نشانه ای باشید که به شما بگوید که معامله گران از قیمت در این سطح حمایت می کنند یا خیر.

توجه:

این می تواند روی شمع دوجی یا روی شمع های پس از دوجی دیده شود .


دوم ، به دنبال پشتیبانی قبلی در این سطح قیمت باشید.

به عنوان مثال ، کمترین میزان روزانه قبل (LOD) یا بالاترین قیمت روزانه (HOD).


در آخر ، به وضعیت سطح 2 نگاهی بیندازید که تمام سفارشات باز و اندازه سفارشات را نشان می دهد.

اگر این سه مرحله را دنبال کنید ،

می توانید تعیین کنید که دوجی احتمالاً یک چرخش واقعی تولید می کند

و یا در صورت مساعد بودن شرایط می تواند موقعیتی را اتخاذ کند.

تجزیه و تحلیل سنتی الگوهای نمودارها اغلب اهداف سود مندی را فراهم می کند.


به عنوان مثال ، ارتفاع یک مثلث در وسیع ترین قسمت به نقطه شکست مثلث (برای یک حرکت صعودی) اضافه می شود ،

قیمتی را فراهم می کند که در آن سود کسب کنید.

چگونه در هنگام معاملات روزانه ضررها را محدود کنیم


یک دستور برای محدود کردن حد ضرر و زیان در یک موقعیت طراحی شده است.

برای موقعیت های خرید ، یک حد ضرر می تواند در زیر سطح قیمت حال حاضر

یا برای موقعیت های فروش ، بالاتر از سطح اخیر قرار گیرد.

همچنین می تواند مبتنی بر نوسانات باشد.

به عنوان مثال ، اگر قیمت سهام در هر دقیقه در حدود 0.05 دلار در حرکت باشد ،

ممکن است شما یک حد ضرر 0.15 دلار را از نقطه ی ورودی خود قرار دهید

تا به برخی از حرکات بازار اجازه دهید تا قبل از حرکت در جهت پیش بینی شده ، نوسان داشته باشد.

دقیقاً مشخص کنید که چگونه می توانید ریسک معاملات را کنترل کنید.

به عنوان مثال ، در مورد الگوی مثلث ،حد ضرر می تواند 0.02 دلار را در زیر قیمت خرید حال حاضر یا حداقل 0.02 دلار زیر آن قرار دهد.

(0.02 دلار عددی دلخواه است ؛ این عدد صرفا جهت مثال است.)

یك استراتژی برای تعیین دو حد ضرر :

قرار دادن حد ضرر فیزیکی که در سطح مشخصی از قیمت قرار دارد و مناسب تحمل ریسک شماست.

در اصل ، این بیشترین پولی است که می توانید برای از دست دادن خود تحمل کنید.


توقف روانی در جایی که معیارهای ورود شما نقض می شود تنظیم شده است.

این بدان معناست که اگر معاملات چرخشی غیر منتظره داشته باشد ، بلافاصله از موقعیت خود خارج خواهید شد.

در هر حال شما تصمیم به خروج از معاملات خود دارید ،

معیارهای خروج باید به اندازه کافی مناسب باشند که قابل آزمایش و تکرارپذیر باشند.

همچنین ، تعیین حداکثر ضرر در هر روز که می توانید تحمل کنید .از نظر مالی و روانی نیز بسیار مهم است.

هر وقت به این نقطه برخورد کردید ، بقیه روزهای مناسب برای معاملات را در نظر را بگیرید.

به برنامه و استراتژی خود بچسبید.

از این گذشته ، فردا یک روز دیگر (معامله) است.

پس از تعریف نحوه ورود معاملات و مشخص کردن حد ضرر ،

می توانید ارزیابی کنید که آیا استراتژی بالقوه در محدوده ریسک شما قرار می گیرد یا خیر.

اگر استراتژی شما را بیش از حد در معرض خطر قرار می دهد ، برای کاهش خطر باید استراتژی را به نوعی دیگر تغییر دهید.

اگر استراتژی در محدوده ریسک شما قرار دارد ، پس آزمایش شروع می شود.

به طور دستی از طریق جستجو در نمودارهای تاریخی ورودی های خود را بیابید ،

بدون توجه به اینکه از دست رفته یا هدف شما مورد اصابت قرار گرفته است.

از این طریق برای حداقل 50 تا 100 معامله ،

بدون توجه به اینکه این استراتژی سودآور بوده و آیا انتظارات شما را برآورده می کند.

اگر این کار را انجام دادید ، در زمان واقعی به معاملات استراتژی بپردازید.

اگر در طی دو ماه یا بیشتر در یک محیط شبیه سازی شده یا دمو در سود هستید ،

در معاملات روزانه با استراتژی خاص خود و با سرمایه واقعی وارد بازار شوید .

اگر استراتژی سودآور نیست ، شروع نکنید.

در آخر ، توجه ویژه ای به مارجین معاملات داشته باشید

،به این معنی که شما به یک بروکر مشخص جهت سرمایه گذاری بدهکار هستید

(و به خاطر داشته باشید که الزامات مارجین برای معاملات روزانه زیاد است)

شما در برابر حرکات شدید قیمت بسیار آسیب پذیر تر هستید.

مارجین به نتایج نه تنها سود ، بلکه از ضررها نیز کمک می کند.

اگر بازار علیه شما پیش برود. بنابراین ، استفاده از حد ضررهای هنگام معاملات روزانه با مارجین مناسب بسیار مهم هستند .

اکنون که برخی از مشکلات و مزایای معاملات روزانه را می شناسید ،

اجازه دهید نگاهی کوتاه به برخی از راهکارهای کلیدی معامله گران روزانه جدید بپردازیم.

استراتژی های اساسی معاملات روزانه


پس از تسلط برخی از تکنیک ها ، سبک های معاملاتی شخصی خود را توسعه داده و اهداف نهایی خود را تعیین کرده اید ،

اکنون می توانید از یک سری استراتژی ها استفاده کنید تا در جستجوی سود به شما کمک کنند.

در اینجا می توانید از برخی از تکنیک های محبوب خود استفاده کنید.

اگرچه برخی از این موارد در بالا ذکر شد ، اما ارزش این را دارد که دوباره به آنها بپردازیم:

۱.به دنبال روند بازار باشید : هرکسی که از روند پیروی کند ، هنگام افزایش قیمت یا فروش کوتاه مدت ، اقدام به معامله می کند.

این کار با این فرض انجام می شود که قیمت هایی که افزایش یافته اند یا به طور پیوسته در حال افت بوده اند ، به این کار ادامه خواهند داد.


۲.سرمایه خود را کنترل کنید: این استراتژی فرض می کند که افزایش قیمت معکوس و افت خواهد کرد.

خرید متعارف در طول روز یا فروش کوتاه مدت در طول صعود ، با این انتظار صریح که روند تغییر خواهد کرد.


مقیاس بندی: این سبکی است که یک معامله گر از شکاف های قیمتی ناچیز ناشی از گسترش پیشنهاد قیمت استفاده می کند.

این تکنیک معمولاً شامل ورود و خروج سریع از یک موقعیت در عرض چند دقیقه یا حتی چند ثانیه است.


اخبار معاملات: سرمایه گذاران با استفاده از این استراتژی هنگامی که خبرهای خوب اعلام می شود و یا فروش کوتاهی دارند ، می خرند.

این می تواند به نوسانات بیشتر منجر شود ، که می تواند سود یا زیان بیشتری به دنبال داشته باشد.

تجارت روزانه کار سختی است. به زمان ، مهارت و نظم و انضباط نیاز دارد.

بسیاری از کسانی که آن را امتحان می کنند شکست می خورند ،

اما تکنیک ها و دستورالعمل هایی که در بالا گفته شد می توانند به شما در ایجاد استراتژی سودآور کمک کنند.

با تمرین کافی و ارزیابی عملکرد مداوم ، می توانید شانس سود و ضرر خود را تا حد زیادی بهبود بخشید.

دسته‌ها
مقالات آمورشی

دانسته های فاندامنتال بخش دوم

اﻟﺰام ﻣﻌﺎﻣﻠﮕﺮان

معامله گران

وﻗﺘﯽ ﻣﻌﺎﻣﻠﮕﺮان ﺑﻪ ﺳﻄﻮح ﺧﺎﺻﯽ ﻣﯽ رﺳﻨﺪ ﻣﻠﺰم ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﮐﻪ ﺗﻤﺎم ﻣﻌﺎﻣﻼت ﺧﻮد را ﺑﻪ CFTC ﮔﺰارش ﮐﻨﻨﺪ

ﮐﻪ ﺑﻪ اﯾﻦ ﺳﻄﺢ اﺻﻄﻼﺣﺎ “ﺳﻄﻮح ﮔﺰارش دﻫﯽ ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪ.

ﮐﺎرﮔﺰارن ﻣﻮﻇﻔﻨﺪ ﻣﻌﺎﻣﻼت ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﮔﺮاﻧﯽ را ﮐﻪ ﺑﻪ ﺳﻄﺢ ﮔﺰارش دﻫﯽ رﺳﯿﺪه اﻧﺪ ﺑﻪ CFTC ﮔﺰارش دﻫﻨﺪ.

CFTC ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺣﺪاﮐﺜﺮ تعداد ﻣﺠﺎز ﻗﺮاردادﻫﺎﯾﯽ را ﮐﻪ ﯾﮏ ﻣﻌﺎﻣﻠﮕﺮ اﺟﺎزه دارد

در ﻫﺮ ﺑﺎزار ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﮐﻨﺪ را ﺗﺤﺖ ﻋﻨﻮان ” ﺳﻘﻒ ﻣﻌﺎﻣﻼت” ﻣﺸﺨﺺ و اﻋﻼم ﻣﯽ دارد.

اﯾﻦ ﻣﺤﺪودﯾﺖ ﺑﺮاي اﯾﻦ وﺿﻊ ﺷﺪه اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﮔﺮان ﺷﺨﺼﯽ ﮐﻪ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﺑﺎﻻ دارﻧﺪ

ﺑﺎ اﻧﺠﺎم ﻣﻌﺎﻣﻼﺗﯽ ﺑﺎ ﺣﺠﻢ ﺑﺴﯿﺎر ﺑﺎﻻ در ﯾﮏ زﻣﺎن ﺑﺎﻋﺚ اﻓﺰاﯾﺶ ﮐﺎذب ﻗﯿﻤﺖ در ﯾﮏ ﺑﺎزار ﻧﺸﻮﻧﺪ.

CFTC ﺗﻤﺎم ﺑﺎزﯾﮕﺮان و ﻣﻌﺎﻣﻠﮕﺮان را ﺑﻪ ﺳﻪ ﮔﺮوه ﺗﻘﺴﯿﻢ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ:

ﺷﺮﮐﺖ ﻫﺎي ﺗﺠﺎري ، ﻣﻌﺎﻣﻠﮕﺮان ﺷﺨﺼﯽ ﮐﻮﭼﮏ و ﻣﻌﺎﻣﻠﮕﺮان ﺷﺨﺼﯽ ﺑﺰرگ.

ﺷﺮﮐﺖ ﻫﺎي ﺗﺠﺎري ﮐﻪ اﺻﻄﻼﺣﺎ ﺑﻪ آﻧﻬﺎ Hedger ﻧﯿﺰ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮد اﻓﺮاد ﯾﺎ ﺷﺮﮐﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ

ﮐﻪ ﮐﺎر اﺻﻠﯽ آﻧﻬﺎ ﻣﻌﺎﻣﻼت ﮐﺎﻻ ﺑﻪ ﺻﻮرت ﻓﯿﺰﯾﮑﯽ اﺳﺖ و در واﻗﻊ ﺑﺮاي ﮐﺎﻫﺶ ریسک ﮐﺎر ﺧﻮد در ﺑﺎزار ﻓﯿﻮﭼﺮز ﻧﯿﺰ اﻗﺪام ﺑﻪ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ.

ﺑﺮاي ﻣﺜﺎل ﯾﮏ ﺑﺎﻧﮏ ﺑﺮاي اﯾﻨﮑﻪ ﺧﻮد را در ﺑﺮاﺑﺮ ﺗﻐﯿﯿﺮات اﺣﺘﻤﺎﻟﯽ ﻧﺮخ ﺑﻬﺮه ﺣﻐﻆ ﮐﻨﺪ

ﺗﺎ از ﻧﺎﺣﯿﻪ وام ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻧﺮخ ﺑﻬﺮه ﻗﺒﻠﯽ ﭘﺮداﺧﺖ ﮐﺮده ، دﭼﺎر ﺧﺴﺎرت ﻧﺸﻮد اﻗﺪام ﺑﻪ معامله ﻧﺮخ ﺑﻬﺮه در ﺑﺎزار ﻓﯿﻮﭼﺮز( آﺗﯽ)ﻣﯿﮑﻨﺪ

ﯾﺎ ﯾﮏ ﺷﺮﮐﺖ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﻮاد ﻏﺪاﯾﯽ وﻗﺘﯽ اﻗﺪام ﺑﻪ ﺧﺮﯾﺪ غلات ﺑﺮاي ﻣﺼﺮف ﮐﺎرﺧﺎﻧﻪ ﺧﻮد ﻣﯿﮑﻨﺪ

در ﺑﺎزار ﻓﯿﻮﭼﺮز ﻧﯿﺰ اﻗﺪام ﺑﻪ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﮔﻨﺪم ﻣﯿﮑﻨﺪ ﺗﺎ از نوﺳﺎﻧﺎت ﻗﯿﻤﺖ ﮔﻨﺪم در آﯾﻨﺪه ﺧﺴﺎرﺗﯽ ﺑﻪ ﺷﺮﮐﺖ وارد ﻧﮑﻨﺪ

و ﺑﺎ اﯾﻦ ﮐﺎر رﯾﺴﮏ ﺷﺮﮐﺖ از ﻧﻮﺳﺎﻧﺎت آﺗﯽ ﻗﯿﻤﺖ ﺑﻪ ﺣﺪاﻗﻞ ﺑﺮﺳﺪ.

ﺷﺮﮐﺖ ﻫﺎي ﺗﺠﺎري ﺑﺮاي ﺧﺮﯾﺪ و ﻓﺮوش در ﺑﺎزار ﻓﯿﻮﭼﺮز ﺑﻪ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﮐﻤﺘﺮي ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﻌﺎﻣﻠﮕﺮان ﺷﺨﺼﯽ ﻧﯿﺎز دارﻧﺪ

و ﻗﺎﻧﻮن ﺳﻘﻒ ﻣﻌﺎﻣﻼت ﻧﯿﺰ ﺷﺎﻣﻞ آﻧﻬﺎ ﻧﻤﯽ ﺷﻮد و ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﻨﺪ ﺑﻪ ﻫﺮ ﻣﻘﺪار ﮐﻪ ﻧﯿﺎز دارﻧﺪ در ﺑﺎزار ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﮐﻨﻨﺪ.

ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﮔﺮان ﺷﺨﺼﯽ ﺑﺰرگ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﮔﺮاﻧﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﻌﺎﻣﻼت اﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﺳﻄﺢ ﮔﺰارش دﻫﯽ رﺳﯿﺪه ﺑﺎﺷﺪ,

Cftc ﺧﺮﯾﺪ و ﻓﺮوش ﻫﺎﯾﯽ را ﮐﻪ ﺷﺮﮐﺖ ﻫﺎي ﺗﺠﺎري و ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﮔﺮان ﺑﺰرگ در ﺑﺎزار اﻧﺠﺎم ﻣﯽ دﻫﻨﺪ را ﮔﺰارش ﻣﯽ دﻫﺪ.

ﺑﺮاي دﺳﺖ آوردن ﺗﻌﺪاد ﻣﻌﺎﻣﻼﺗﯽ ﮐﻪ ﺗﻮﺳﻂ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﮔﺮان ﮐﻮﭼﮏ اﻧﺠﺎم ﻣﯽ ﺷﻮد

ﮐﺎﻓﯽ اﺳﺖ ﺗﻌﺪاد ﻣﻌﺎﻣﻼت ﺷﺮﮐﺖ ﻫﺎي ﺗﺠﺎري و ﻣﻌﺎﻣﻠﮕﺮان ﺑﺰرگ را از ﺗﻌﺪاد ﻣﻌﺎﻣﻼت ﺑﺎز در ﻫﺮ ﺑﺎزار ﮐﻢ ﮐﻨﯿﺪ

ﮔﺎﻫﯽ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﮔﺮان ﺑﺎزار ﺑﻪ ﺳﻪ ﮔﺮوه ﺷﺮﮐﺖ ﻫﺎي ﺗﺠﺎري ، ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﮔﺮان ﺑﺰرگ و ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﮔﺮان ﮐﻮﭼﮏ ﺗﺎ اﻧﺪازه اي ﻏﯿﺮ واﻗﻌﯽ اﺳﺖ.

ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﮔﺮان ﮐﻮﭼﮏ ﺑﺎﻫﻮش و ذﮐﺎوت ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﮔﺮان ﺑﺰرگ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ

و ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﮔﺮان ﺑﺰرگ ﮐﻢ ﺧﺮد ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﮔﺮان ﮐﻮﭼﮏ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ

و ﺑﺴﯿﺎري از ﺷﺮﮐﺖ ﻫﺎي ﺗﺠﺎري ﻧﯿﺰ ﺑﻪ ﻗﺼﺪ ﺳﻮد اقدام ﺑﻪ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ در ﺑﺎزار ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ.

ﺑﻌﻀﯽ از دﺳﺖ اﻧﺪرﮐﺎران ﺑﺎزار ﮐﺎرﻫﺎﯾﯽ اﻧﺠﺎم ﻣﯽ دﻫﻨﺪ ﮐﻪ ﮔﺰارﺷﺎت Cftc دﭼﺎر اﻧﺤﺮاف ﻣﯽ ﺷﻮد و ﺑﺎ اﻗﺪاﻣﺎت ﺧﻮد ﺑﺎﻋﺚ ﺗﺤﺮﯾﻒ آن ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ.

ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻓﺮﺻﺖ

ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻓﺮﺻﺖ

ﯾﮑﯽ از اﺻﻮل اﺳﺎﺳﯽ اﻗﺘﺼﺎدداﻧﺎن اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﮐﻤﯿﺎب ﻣﯽ ﺑﺎﺷﻨﺪ.

اﯾﻦ ﺑﺪان ﻣﻌﻨﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﺮﮔﺎه ﻣﺎ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺑﻪ اﺳﺘﻔﺎده از ﯾﮏ ﻣﻨﺒﻊ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﯾﻢ،

در واﻗﻊ ﻣﺎ از ﻓﺮﺻﺖ اﺳﺘﻔﺎده ﮐﺮدن از آن ﻣﻨﺒﻊ در ﺟﺎﯾﯽ دﯾﮕﺮ و ﺑﻪ ﺷﮑﻠﯽ دﯾﮕﺮ، ﭼﺸﻢ ﭘﻮﺷﯽ ﮐﺮده اﯾﻢ.

اﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮع ﺑﻪ ﮐﺮات در زﻧﺪﮔﯽ روزﻣﺮه ٔ ﻣﺎ ﻗﺎﺑﻞ ﻣﺸﺎﻫﺪه اﺳﺖ،

ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﺎ داﺋﻤﺎً در ﺣﺎل ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﯿﺮي ﻫﺴﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﺑﺎ درآﻣﺪ و زﻣﺎن ﻣﺤﺪود ﺧﻮدﻣﺎن ﭼﻪ ﮐﺎري اﻧﺠﺎم دﻫﯿﻢ .

آﯾﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺳﯿﻨﻤﺎ ﺑﺮوﯾﻢ و ﯾﺎ ﺑﺮاي اﻣﺘﺤﺎن ﻫﻔﺘﻪ ٔ آﯾﻨﺪه ﺧﻮد ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﮐﻨﯿﻢ؟ آﯾﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺷﻬﺮx ﺳﻔﺮ ﮐﻨﯿﻢ ﯾﺎ ﯾﮏ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺑﺨﺮﯾﻢ؟

آﯾﺎ ﺑﺎﯾﺪ اداﻣﻪ ٔ ﺗﺤﺼﯿﻞ ﺑﺪﻫﯿﻢ ﯾﺎ ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﺑﻌﺪ از ﻓﺎرغ اﻟﺘﺤﺼﯿﻞ ﺷﺪن از داﻧﺸﮕﺎه وارد ﺑﺎزار ﮐﺎر ﺷﻮﯾﻢ؟

در ﻫﺮ ﮐﺪام از اﯾﻦ ﻣﻮارد، در واﻗﻊ ﻫﺮ اﻧﺘﺨﺎب ﻓﺮﺻﺖ اﻧﺠﺎم دادن ﮐﺎر دﯾﮕﺮ را از ﻣﺎ ﻣﯽﮔﯿﺮد.

ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻫﺰﯾﻨﻪ ٔ ﻓﺮﺻﺖ

ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻫﺰﯾﻨﻪ ٔ ﻓﺮﺻﺖ

اﮔﺮ ﯾﮏ ﻓﺮد و ﯾﺎ ﯾﮏ ﺑﻨﮕﺎه، از ﻣﯿﺎن ﭼﻨﺪﯾﻦ اﻧﺘﺨﺎب ﻣﺘﻔﺎوت ﯾﮑﯽ را ﺑﺮﮔﺰﯾﻨﺪ، ﻫﺰﯾﻨﻪ ٔ ﻓﺮﺻﺖ اﯾﻦ ﻓﺮد ﯾﺎ ﺑﻨﮕﺎه، ﻣﻌﺎدل اﺳﺖ

ﺑﺎ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺑﺎ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ اﻧﺘﺨﺎب ﻣﻤﮑﻦ ازﺑﯿﻦ ﺳﺎﯾﺮ اﻧﺘﺨﺎبﻫﺎي ﺑﺎﻗﯽ ﻣﺎﻧﺪه ﮐﻪ از آن ﺻﺮف ﻧﻈﺮ ﺷﺪه اﺳﺖ.

اﻟﺒﺘﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ اوﻗﺎت در اﻗﺘﺼﺎد ﻫﺰﯾﻨﻪ ٔ ﻓﺮﺻﺖ در ﭘﺮوژه ﻫﺎي اﻗﺘﺼﺎدي ﻣﻄﺮح ﻣﯽ ﮔﺮدد

و ﻫﺪف اﺻﻠﯽ از ﻃﺮح آن ﻧﯿﺰ ﺑﺮرﺳﯽ ﺗﺨﺼﯿﺺ ﺑﻬﯿﻨﻪ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻣﻮﺟﻮد اﺳﺖ.

ﻣﻔﻬﻮم ﻫﺰﯾﻨﻪ ٔ ﻓﺮﺻﺖ ﻧﻘﺶ ﻣﻬﻤﯽ را در ﺗﻀﻤﯿﻦ اﯾﻨﮑﻪ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﮐﻤﯿﺎب ﺑﻪ ﺻﻮرت ﮐﺎرا ﻣﻮرد اﺳﺘﻔﺎده ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ اﻧﺪ ﯾﺎ ﻧﻪ، ﺑﺎزي ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .

ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ ﻣﺤﺪود ﺑﻪ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻫﺎي ﭘﻮﻟﯽ و ﯾﺎ ﻣﺎﻟﯽ ﻧﻤﯽ ﺷﻮد و ﻫﺮ ﭼﯿﺰي ﮐﻪ داراي ارزش ﺑﺎﺷﺪ

و از آن ﺻﺮف ﻧﻈﺮ ﺷﺪه ﺑﺎﺷﺪ، ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻫﺰﯾﻨﻪ ٔفرصت تلقی شود.

از آن جمله می توان به هزینه واقعی محصول صرف نظر شده, زمان یا لذت از دست رفته اشاره کرد.

ﻣﺜﺎل ﻫﺎﯾﯽ ﺑﺮاي ﻫﺰﯾﻨﻪ ٔ فرصت

ﻓﺮض ﮐﻨﯿﺪ ﺷﺨﺼﯽ ﮐﻪ 10000 ﺗﻮﻣﺎن دارد، ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﯾﺎ ﯾﮏ ﮐﺘﺎب ﺑﺨﺮد و ﯾﺎ ﯾﮏ ﻟﺒﺎس.

اﮔﺮ او ﮐﺘﺎب ﺑﺨﺮد، ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻓﺮﺻﺖ او ﻟﺒﺎس ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد و اﮔﺮ او ﻟﺒﺎس را ﺑﺨﺮد، ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻓﺮﺻﺖ او ﮐﺘﺎب ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد .

اﮔﺮ ﺗﻌﺪاد اﻧﺘﺨﺎب ﻫﺎي ﻣﻤﮑﻦ ﺑﺮاي اﯾﻦ ﺷﺨﺺ ﺑﯿﺸﺘﺮ از 2 ﻣﻮرد ﺑﺎﺷﺪ و او ﯾﮑﯽ را اﻧﺘﺨﺎب ﮐﻨﺪ .

هزینه ﻓﺮﺻﺖ او ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ اﻧﺘﺨﺎب از ﺑﯿﻦ اﻧﺘﺨﺎبﻫﺎي ﺑﺎﻗﯽ ﻣﺎﻧﺪه ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد.

ﻓﺮض ﮐﻨﯿﺪ ﺷﻤﺎ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﯾﺪ ﺑﺮاي اداﻣﻪ ٔ ﺗﺤﺼﯿﻞ وارد داﻧﺸﮕﺎه ﺷﻮﯾﺪ .

در اﯾﻦ ﺻﻮرت ﻓﺮض ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻫﺎي ﺷﻤﺎ اﻋﻢ از ﻫﺰﯾﻨﻪ رﻓﺖ وآﻣﺪ و ﺧﺮﯾﺪ , ﮐﺘﺎﺑﻬﺎ و … ﻣﻌﺎدل ﺑﺎ 1،400،000 ﺗﻮﻣﺎن ﺑﺎﺷﺪ.

آﯾﺎ ﻫﺰﯾﻨﻪ ٔ ﻓﺮﺻﺖ رﻓﺘﻦ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ داﻧﺸﮕﺎه ﻫﻤﯿﻦ ﻣﻘﺪار ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد؟ ﻣﺴﻠﻤﺎً اﯾﻨﻄﻮر ﻧﯿﺴﺖ.

ﺷﻤﺎ ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺑﺎﯾﺪ ﻫﺰﯾﻨﻪ ٔ ﻓﺮﺻﺖ, ﻣﺪت زﻣﺎﻧﯽ را ﮐﻪ ﺻﺮف ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﮐﺮدن و رﻓﺘﻦ ﺑﻪ ﮐﻼس درس ﮐﺮده اﯾﺪ، در ﻧﻈﺮ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ .

ﺗﺼﻮر ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ اﮔﺮ ﺷﻤﺎ زﻣﺎن ﺧﻮد را ﺑﻪ ﺟﺎي اداﻣﻪ ٔﺗﺤﺼﯿﻞ، ﺻﺮف ﯾﮏ ﮐﺎر ﺗﻤﺎم وﻗﺖ می کردید,

درآﻣﺪي ﻣﻌﺎدل 1،600،000ﺗﻮﻣﺎن داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ که از آن ﺻﺮف ﻧﻈﺮ ﮐﺮده اﯾﺪ را ﺟﻤﻊ ﮐﻨﯿﺪ

یعنی 3،000،000 تومان, اﯾﻦ ﻣﻘﺪار ﻣﻌﺎدل ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد ﺑﺎﻫﺰﯾﻨﻪ ﻓﺮﺻﺖ ﺗﺤﺼﯿﻞ ﺷﻤﺎ در داﻧﺸﮕﺎه .

ﻃﺒﻘﻪ ﺑﻨﺪي ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻫﺎ ﺑﺎ دﯾﺪﮔﺎه ﻧﻘﺪي ﯾﺎ ﻏﯿﺮﻧﻘﺪي ﺑﻮدن آﻧﻬﺎ

اﮔﺮ ﻫﺰﯾﻨﻪ اي ﮐﻪ ﺑﻨﮕﺎه ﻣﺘﺤﻤﻞ ﻣﯽ ﺷﻮد ﺑﻪ ﺻﻮرت ﭘﺮداﺧﺖ ﻏﯿﺮ ﻧﻘﺪي ﺑﺎﺷﺪ، ﺑﻪ آن ﻫﺰﯾﻨﻪ ٔ ﺿﻤﻨﯽ (Implicit Costs)ﮔﻔﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮد .


اﮔﺮ ﻫﺰﯾﻨﻪ اي ﮐﻪ ﺑﻨﮕﺎه ﻣﺘﺤﻤﻞ ﻣﯽ ﺷﻮد ﺑﻪ ﺻﻮرت ﻧﻘﺪي ﺑﺎﺷﺪ، ﺑﻪ آن ﻫﺰﯾﻨﻪ ٔ واﺿﺢ (Explicit Costs)ﮔﻔﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮد .


ﺗﻤﺎﯾﺰ ﺑﯿﻦ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻫﺎي ﺿﻤﻨﯽ و آﺷﮑﺎر، ﯾﮏ ﺗﻔﺎوت ﮐﻠﯿﺪي در ﭼﮕﻮﻧﮕﯽ آﻧﺎﻟﯿﺰ ﯾﮏ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﺗﻮﺳﻂ ﯾﮏ اﻗﺘﺼﺎددان و ﯾﮏ ﺣﺴﺎﺑﺪار

را آﺷﮑﺎر ﻣﯽ ﺳﺎزد. اﻗﺘﺼﺎدداﻧﺎن ﻋﻼﻗﻪ ﻣﻨﺪ ﺑﻪ ﻣﻄﺎﻟﻌﮥ اﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮع ﻫﺴﺘﻨﺪ

ﮐﻪ ﺑﻨﮕﺎه ﻫﺎ، ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﮐﺮده و ﭼﮕﻮﻧﻪ در ﻣﻮرد ﺗﻌﯿﯿﻦ ﻗﯿﻤﺖ ﻣﺤﺼﻮل ﺧﻮد ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﯿﺮي ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ.

از آﻧﺠﺎیی که اﯾﻦ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﯿﺮي ﻫﺎ ﺑﺮ ﭘﺎﯾﮥ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻫﺎي واﺿﺢ و ﺿﻤﻨﯽ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﻨﺪ،

هزینه ضمنی

ﻟﺬا اﻗﺘﺼﺎدداﻧﺎن ﺑﻪ ﻫﻨﮕﺎم اﻧﺪازه ﮔﯿﺮي ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻫﺎي ﯾﮏ ﺑﻨﮕﺎه، ﻫﺮ دو ﻧﻮعِ اﯾﻦ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻫﺎ را در ﻧﻈﺮ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ.

در ﻧﻘﻄﮥ ﻣﻘﺎﺑﻞ، ﺣﺴﺎﺑﺪاران وﻇﯿﻔﮥ ﮐﻨﺘﺮل ﺟﺮﯾﺎن ورود و ﺧﺮوج ﭘﻮل ﻧﻘﺪ ﺑﻪ ﺑﻨﮕﺎه ﻫﺎ را ﺑﺮ ﻋﻬﺪه دارﻧﺪ

و در ﻧﺘﯿﺠﻪ آﻧﻬﺎ ﻓﻘﻂ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻫﺎي واﺿﺢ را در ﻧﻈﺮ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ.ﺑﺮاي روﺷﻦ ﺷﺪن اﯾﻦ ﻣﻄﻠﺐ ﺑﻪ ﻣﺜﺎل ﻫﺎي زﯾﺮ ﺗﻮﺟﻪ ﮐﻨﯿﺪ.

مثال:

ﺷﺨﺼﯽ را در ﻧﻈﺮ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ ﮐﻪ ﺻﺎﺣﺐ ﯾﮏ رﺳﺘﻮران ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ. اﯾﻦ ﺷﺨﺺ ﻣﺴﻠﻂ ﺑﻪ ﮐﺎر ﺑﺎ راﯾﺎﻧﻪ ﺑﻮده

و در ﺻﻮرﺗﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﯾﮏ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻧﻮﯾﺲ فعالیت ﮐﻨﺪ,ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﺑﻪ ازاي ﻫﺮ ﺳﺎﻋﺖ ﮐﺎر 5000 ﺗﻮﻣﺎن ﮐﺴﺐ ﻧﻤﺎﯾﺪ.

ﺣﺎل اﮔﺮ اﯾﻦ ﺷﺨﺺ ﺑﻪ ﺟﺎي ﮐﺎر ﮐﺮدن ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﯾﮏ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻧﻮﯾﺲ، در رﺳﺘﻮراﻧﺶ ﻣﺸﻐﻮل ﺑﻪ ﮐﺎر ﺷﻮد،

ﺣﺴﺎﺑﺪار اﯾﻦ رﺳﺘﻮران 5000 تومان در ساعت را به عنوان هزینه تهیه غذا در نظر نخواهد گرفت.

در واﻗﻊ اﯾﻨﺠﺎ، ﻫﺰﯾﻨﻪ ٔ از دست دادن 5000 ﺗﻮﻣﺎن در ﺳﺎﻋﺖ در ﻋﻮض ﯾﮏ ﺳﺎﻋﺖ ﮐﺎر ﮐﺮدن در رﺳﺘﻮران، ﯾﮏ ﻫﺰﯾﻨﻪ ضمنی می باشد.

در واﻗﻊ اﮔﺮ ﺷﺨﺺ در رﺳﺘﻮران ﮐﺎرکند هیچ 5000 ﺗﻮﻣﺎن را ﭘﺮداﺧﺖ ﻧﺨﻮاﻫﺪ ﮐﺮد . اما یک اﻗﺘﺼﺎددان اﯾﻦ 5000 را ﻫﻢ ﺟﺰء ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻫﺎ در ﻧﻈﺮ ﻣﯽ ﮔﯿﺮد،

ﺳﺎﺧﺘﺎر ﺑﺎزار

ساختار بازار


در ﻋﻠﻢ اﻗﺘﺼﺎد، ﻣﻨﻈﻮر از ﺳﺎﺧﺘﺎر

، ﺗﻌﺪاد ﺷﺮﮐﺖ ﻫﺎﯾﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ در ﺣﺎل ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﺤﺼﻮل ﯾﮑﺴﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ.

اﻧﻮاع ﺣﺎﻟﺖ ﻫﺎي ﺳﺎﺧﺘﺎر ﺑﺎزار ﺑﻪ ﺻﻮرت زﯾﺮ اﺳﺖ:

ﺳﺎﺧﺘﺎر رﻗﺎﺑﺖ ﮐﺎﻣﻞ (Competitive market):

ﺳﺎﺧﺘﺎر رﻗﺎﺑﺖ ﮐﺎﻣﻞ

در اﯾﻦ ﺣﺎﻟﺖ، ﺗﻌﺪاد زﯾﺎدي ﺧﺮﯾﺪار و ﺗﻌﺪاد زﯾﺎدي ﻓﺮوﺷﻨﺪه در ﺑﺎزار وﺟﻮد دارﻧﺪ.

ﺳﺎﺧﺘﺎر رﻗﺎﺑﺖ اﻧﺤﺼﺎري(Monopolistic competition):

ﺳﺎﺧﺘﺎر رﻗﺎﺑﺖ اﻧﺤﺼﺎري

در اﯾﻦ ﺣﺎﻟﺖ ﻧﯿﺰ ﺗﻌﺪاد زﯾﺎدي ﻓﺮوﺷﻨﺪه ﯾﮏ ﻧﻮع ﻣﺤﺼﻮل ﺧﺎص و ﺗﻌﺪاد زﯾﺎدي ﺧﺮﯾﺪار وﺟﻮد دارﻧﺪ.

وﻟﯽ ﻓﺮوﺷﻨﺪﮔﺎن از ﻃﺮﯾﻖ اﯾﺠﺎد ﺗﻤﺎﯾﺰ در ﻣﺤﺼﻮﻻت ﺧﻮد ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻨﺪي، ارﺗﻘﺎي ﮐﯿﻔﯿﺖ و . . . ﺑﻪ رﻗﺎﺑﺖ ﻣﯽ ﭘﺮدازﻧﺪ.

ﺳﺎﺧﺘﺎر اﻧﺤﺼﺎر ﭼﻨﺪﺟﺎﻧﺒﻪ( Oligapoly):

ﺳﺎﺧﺘﺎر اﻧﺤﺼﺎر ﭼﻨﺪﺟﺎﻧﺒﻪ

در اﯾﻦ ﺣﺎﻟﺖ، ﺗﻌﺪاد ﮐﻤﯽ ﻓﺮوﺷﻨﺪه و ﺗﻌﺪاد زﯾﺎدي ﺧﺮﯾﺪار وﺟﻮد دارد.

در ﺣﺎﻟﺖ ﺧﺎﺻﯽ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎ دو ﻓﺮوﺷﻨﺪه در ﺑﺎزار وﺟﻮد دارﻧﺪ را (Duapoly) ﻣﯽ ﻧﺎﻣﻨﺪ.

ﺳﺎﺧﺘﺎر اﻧﺤﺼﺎر ﮐﺎﻣﻞ (Monopoly):

اﯾﻦ ﺣﺎﻟﺖ، زﻣﺎﻧﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﻓﺮوﺷﻨﺪه و ﺗﻌﺪاد زﯾﺎدي ﺧﺮﯾﺪار در ﺑﺎزار وﺟﻮد داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ

ﺳﺎﺧﺘﺎر اﻧﺤﺼﺎرﮐﺎﻣﻞ در ﻃﺮف ﺗﻘﺎﺿﺎ (Monopsony ):

ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﯾﮏ ﺧﺮﯾﺪار و ﺗﻌﺪاد زﯾﺎدي ﻋﺮﺿﻪ ﮐﻨﻨﺪه در ﺑﺎزار وﺟﻮد داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ.

ﺳﺎﺧﺘﺎر اﻧﺤﺼﺎر ﭼﻨﺪﺟﺎﻧﺒﻪدر طرف تقاضا( Oligopsony):

در ﻃﺮف ﺗﻘﺎﺿﺎ در اﯾﻦ ﺣﺎﻟﺖ، ﺗﻌﺪاد ﻓﺮوﺷﻨﺪﮔﺎن ﻣﺤﺼﻮل در ﺑﺎزار ﺑﺴﯿﺎر زﯾﺎد اﺳﺖ، وﻟﯽ ﺗﻌﺪاد ﮐﻤﯽ ﺧﺮﯾﺪار در ﺑﺎزار وﺟﻮد دارد.

ﭼﻬﺎر بخش اول، ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﻃﺮف ﻋﺮﺿﻪ اﻗﺘﺼﺎد و دو بخش آﺧﺮ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﻃﺮف ﺗﻘﺎﺿﺎي اﻗﺘﺼﺎد اﺳﺖ.

در واﻗﻊ ﻋﻨﺎﺻﺮ اﺻﻠﯽ ﺳﺎﺧﺘﺎر ﺑﺎزار، ﺗﻌﺪاد و اﻧﺪازه ﺑﻨﮕﺎه ﻫﺎ درﺑﺎزار، ﺷﺮاﯾﻂ ورود و ﮔﺴﺘﺮدﮔﯽ ﺗﻤﺎﯾﺰات در ﺑﺎزار ﻣﺤﺼﻮل ﯾﺎ ﮐﺎﻻﯾﯽ ﺧﺎص اﺳﺖ.

ﻫﺮ ﮐﺪام از ﻣﻮارد ﻓﻮق، داراي ﺷﺮاﯾﻂ و وﯾﮋﮔﯽﻫﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ در ﻣﯿﺎن آﻧﻬﺎ، ﺳﺎﺧﺘﺎر رﻗﺎﺑﺖ ﮐﺎﻣﻞ، ﻣﻔﯿﺪﺗﺮﯾﻦ اﺳﺖ.

زﯾﺮا در آن ﺣﺎﻟﺖ، ﺗﻘﺎﺿﺎي واﻗﻌﯽ ﻣﺸﺘﺮﯾﺎن آﺷﮑﺎر ﺷﺪه و ﺗﻤﺎﻣﯽ ﻋﺮﺿﻪ ﮐﻨﻨﺪﮔﺎن ﻣﺤﺼﻮﻻت ﺧﻮد را در ﺳﻄﺢ ﻗﯿﻤﺖ و ﮐﯿﻔﯿﺘﯽ ﻋﺮﺿﻪ ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﮐﺮد

ﮐﻪ ﺧﺮﯾﺪاران ﻣﯽﺧﻮاﻫﻨﺪ، در ﺻﻮرﺗﯽ ﮐﻪ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻫﺎي ﻓﺮوﺷﻨﺪه ﻧﯿﺰ ﺗﺄﻣﯿﻦ ﺑﺸﻮد. ﺑﻪ ﻋﺒﺎرت دﯾﮕﺮ، رﻗﺎﺑﺖ ﮐﺎﻣﻞ ﻣﻮﺟﺐ ﻣﯽ ﺷﻮد

ﻋﻼﯾﻖ ﺗﻮﻟﯿﺪﮐﻨﻨﺪﮔﺎن و ﻣﺼﺮف ﮐﻨﻨﺪﮔﺎن ﺑﺎ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺗﺮاز ﺷﺪه و ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯽ ﺷﻮد ﮐﻪ ﻓﺮوﺷﻨﺪﮔﺎن ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻫﺎي واﻗﻌﯽ ﺧﻮد را آﺷﮑﺎر ﮐﻨﻨﺪ.

ﺗﻌﺎدل اﻗﺘﺼﺎدي

ﺗﻌﺎدل اﻗﺘﺼﺎدي

درﻋﻠﻢ اﻗﺘﺼﺎد، ﺗﻌﺎدل اﻗﺘﺼﺎدي در ﯾﮏ ﮐﺸﻮر از ﺟﻬﺎن ﺟﺎﯾﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮدار ﻫﺎ ﻣﺘﻌﺎدل ﻫﺴﺘﻨﺪ

و در ﻏﯿﺎب اﺛﺮات بیروﻧﯽ ﺗﻌﺎدل ارزش ﻣﺘﻐﯿﺮ ﻫﺎي اﻗﺘﺼﺎدي ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻧﺨﻮاﻫﺪ ﮐﺮد.

اﯾﻦ ﻧﻘﻄﻪ اﯾﺴﺖ ﮐﻪ ﻣﻘﺪار ﺗﻘﺎﺿﺎ وﻣﻘﺪار ﻋﺮﺿﻪ ﺑﺮاﺑﺮﻧﺪ.

ﺑﺮاي ﻣﺜﺎل:

ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺑﻪ ﺷﺮاﯾﻄﯽ ﮐﻪ ﻗﯿﻤﺖ ﺑﺎزار ﺗﺼﺪﯾﻖ ﺷﺪه از ﻃﺮﯾﻖ رﻗﺎﺑﺖ ﺑﯿﻦ ﻣﻘﺪار ﮐﺎﻻﻫﺎ و ﺧﺪﻣﺎت ﺧﺮﯾﺪاران

ﮐﻪ ﺑﺮاﺑﺮ ﺑﺎ ﻣﻘﺪار ﮐﺎﻻﻫﺎ وﺧﺪﻣﺎت ﺗﻮﻟﯿﺪي ﻓﺮوﺷﻨﺪﮔﺎن اﺳﺖ.

اﯾﻦ ﻗﯿﻤﺖ ﺧﯿﻠﯽ اوﻗﺎت ﻗﯿﻤﺖ ﺗﻌﺎدﻟﯽ ﯾﺎ ﻗﯿﻤﺖ ﺗﺴﻮﯾﻪ ي ﺑﺎزارو ﺗﻤﺎﯾﻞ ﻧﺪاﺷﺘﻦ ﺑﻪ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﮕﺮ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺗﻘﺎﺿﺎ و ﻋﺮﺿﻪ ﻧﺎﻣﯿﺪه ﻣﯿﺸﻮد.


وﻗﺘﯽ ﻗﯿﻤﺖ ﺑﺎﻻ ﺗﺮاز ﻧﻘﺎط ﻣﺘﺴﺎوي اﻻﺿﻼع از ﺗﻌﺎدل اﻗﺘﺼﺎدي اﺳﺖ.

در ﺑﯿﺸﺘﺮ داﺳﺘﺎن ﻫﺎي ﺳﺎده در اﻗﺘﺼﺎد ﺧﺮد از ﻋﺮﺿﻪ و ﺗﻘﺎﺿﺎ در ﯾﮏ ﺑﺎزار ﮐﻪ ﺗﻌﺎدل اﯾﺴﺘﺎ ﻣﺸﺎﻫﺪه ﻣﯿﺸﻮد.

در ﯾﮏ ﺑﺎزار; اﮔﺮ ﭼﻪ، ﺗﻌﺎدل اﻗﺘﺼﺎدي در راﺑﻄﻪ ي ﻏﯿﺮ ﺑﺎزاري ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ وﺟﻮد داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ و ﭘﻮﯾﺎ ﺑﺎﺷﺪ.


ﺗﻌﺎدل در ﺑﺎزار ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﭼﻨﺪ ﮔﺬري ﯾﺎ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ، ﮐﻪ ﻫﺪاﯾﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺑﻪ ﺗﻌﺎدل ﺟﺰﯾﯽ از ﯾﮏ ﺑﺎزار ﺗﮏ در اﻗﺘﺼﺎد، دوره ﺗﻌﺎدل اﺷﺎره ﻣﯽ ﮐﻨﺪ

ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺘﯽ از ﺗﻌﺎدل ﺑﯿﻦ ﺑﺮدار ﻋﺮﺿﻪ و ﺑﺮدار ﺗﻘﺎﺿﺎ,ﺑﺮاي ﻣﺜﺎل:

اﻓﺰاﯾﺶ در ﻋﺮﺿﻪ ﺗﻌﺎدل را ﺑﻪ ﻫﻢ ﻣﯽ رﯾﺰد، ﻗﯿﻤﺖ را ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻫﺪاﯾﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ.

ﺳﺮاﻧﺠﺎم، ﯾﮏ ﺗﻌﺎدل ﺟﺪﯾﺪ در ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﺎزارﻫﺎ ﺑﻪ دﺳﺖ ﺧﻮاﻫﺪ آﻣﺪ.


در ﻗﯿﻤﺖ ﯾﺎ ﻣﻘﺪار واﺣﺪ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺧﺮﯾﺪاران و ﻓﺮوﺷﻨﺪﮔﺎن ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺑﻮﺟﻮد ﻧﺨﻮاﻫﺪ آﻣﺪ

و ﺑﻪ ﺑﯿﺮون ﻋﺮﺿﻪ و ﺗﻘﺎﺿﺎ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﺴﯿﺮ ﻣﯽ دﻫﺪ.ﻫﻤﻪ ي ﺗﻌﺎدل اﻗﺘﺼﺎدي ﭘﺎﯾﺪار ﻧﯿﺴﺖ.

ﺑﺮاي ﯾﮏ ﺗﻌﺎدل ﭘﺎﯾﺪار، ﯾﮏ اﻧﺤﺮاف ﮐﻮﭼﮏ از ﺗﻌﺎدل ﺑﺮدارﻫﺎي اﻗﺘﺼﺎد را ﻫﺪاﯾﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ

ﺗﺎ ﺑﻪ ﯾﮏ ﺧﺮده ﺳﯿﺴﺘﻢ اﻗﺘﺼﺎدي در ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺗﻌﺎدل اﺻﻠﯽﺑﺮﮔﺮدد.

ﺑﺮاي ﻣﺜﺎل:

اﮔﺮ ﺣﺮﮐﺖ ﺑﯿﺮوﻧﯽ ﻋﺮﺿﻪ یا ﺗﻘﺎﺿﺎ را ﻫﺪاﯾﺖ ﮐﻨﺪ ﺑﻪ ﯾﮏ اﺿﺎﻓﻪ ﻋﺮﺿﻪ (ﻋﺮﺿﻪ ﺑﯿﺶ از ﺗﻘﺎﺿﺎ )ﮐﻪ وادار ﻣﯽ ﮐﻨﺪ

ﻗﯿﻤﺖ را ﮐﺎﻫﺶ دﻫﺪ ﺗﺎ ﺑﺎزار ﺑﺮﮔﺮدد ﺑﻪ وﺿﻌﯿﺘﯽ ﮐﻪ ﻣﻘﺪار ﺗﻘﺎﺿﺎ ﺑﺮاﺑﺮ ﺑﺎ ﻣﻘﺪار ﻋﺮﺿﻪ اﺳﺖ.

اﮔﺮ ﻣﻨﺤﻨﯽ ﻫﺎي ﻋﺮﺿﻪ وﺗﻘﺎﺿﺎ ﺑﯿﺶ از ﯾﮏ ﺑﺎر ﺗﻘﺎﻃﻊ ﯾﺎﺑﻨﺪ دو ﺗﻌﺎدل ﭘﺎﯾﺪار و ﻧﺎﭘﺎﯾﺪار اﯾﺠﺎد ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ.

ﺑﯿﺸﺘﺮ اﻗﺘﺼﺎد ﺑﻪ ﺑﯿﺎن ﭘﻞ ﺳﺎﻣﻮﺋﻠﺴﻮن اﺣﺘﯿﺎط در ﺑﺮاﺑﺮ اﻟﺼﺎق اﺻﻮﻟﯽ یا ارزش داوري ﻣﻔﻬﻮم ﺗﻌﺎدل ﻗﯿﻤﺖ اﺳﺖ.

تفاسیر تعادل اقتصادی

در ﺗﻔﺎﺳﯿﺮ ﺑﯿﺸﺘﺮ، اﻗﺘﺼﺎددان ﻫﺎي ﮐﻼﺳﯿﮏ ﻣﺜﻞ آدام اﺳﻤﯿﺖ از ﺗﻤﺎﯾﻞ ﺑﻪ ﺑﺎزار آزاد در ﺗﻌﺎدل اﻗﺘﺼﺎدي آﯾﻨﺪه ﺑﻪ واﺳﻄﻪ ي ﻣﮑﺎﻧﯿﺰم ﻗﯿﻤﺘﯽﺣﻤﺎﯾﺖ می کند.
ﯾﻌﻨﯽ، ﻫﺮ اﺿﺎﻓﻪ ﻋﺮﺿﻪ (ﻋﺮﺿﻪ ﻫﺎي ﺑﺎزار ﯾﺎ ﻋﺮﺿﻪ ﺑﯿﺶ از ﺗﻘﺎﺿﺎ) ﺗﻤﺎﯾﻞ دارد ﺷﮑﺎف ﻗﯿﻤﺘﯽ را ﺳﻮق دﻫﺪ،

ﮐﻪ ﻣﻘﺪار ﻋﺮﺿﻪ ﮐﺎﻫﺶ دﻫﺪ.مقدار عرضه ﺗﻮﺳﻂ ﮐﺎﻫﺶ اﻧﮕﯿﺰه ي ﺗﻮﻟﯿﺪ و ﻓﺮوش ﺗﻮﻟﯿﺪ( و اﻓﺰاﯾﺶ در ﻣﻘﺪار ﺗﻘﺎﺿﺎ)ﺗﻮﺳﻂ اراﯾﻪ ي

ﻣﺬاﮐﺮات ﻣﺼﺮف ﮐﻨﻨﺪه ﻫﺎ ﺑﻪ ﻃﻮر ﺧﻮدﮐﺎر, ﻋﺮﺿﻪ ي ﺑﯿﺶ از ﺗﻘﺎﺿﺎ را از ﻣﯿﺎن ﻣﯽ ﺑﺮد.


ﺷﮑﺴﺖ ﺑﺎزار :ﻣﻘﻮﻟﻪ ﻫﺎ

ﺷﮑﺴﺖ ﺑﺎزار ﯾﮏ ﻣﻔﻬﻮم در ﺗﺸﺮﯾﺢ ﻧﻈﺮﯾﻪ ي اﻗﺘﺼﺎدي اﺳﺖ زﻣﺎﻧﯿﮑﻪ ﺗﺨﺼﯿﺺ ﮐﺎﻻﻫﺎ و ﺧﺪﻣﺎت ﺗﻮﺳﻂ ﯾﮏ ﺑﺎزار آزاد ﮐﺎرآﻣﺪﻧﯿﺴﺖ

ﯾﻌﻨﯽ ﭘﯿﺎﻣﺪ ﻗﺎﺑﻞ ﺗﺼﻮر دﯾﮕﺮي وﺟﻮد دارد ﺟﺎیی که ﺳﻬﻢ ﯾﮏ ﺑﺎزار ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﺑﻬﺘﺮ ﺷﻮد ﺑﺪون ﺑﺪﺗﺮ ﮐﺮدن دﯾﮕﺮي,ﭘﯿﺎﻣﺪ ﺑﻬﯿﻨﻪ ي ﭘﺎرﺗﻮ ﻧﯿﺴﺖ

ﺷﮑﺴﺖ ﻫﺎي ﺑﺎزار ﻣﯿﺘﻮاﻧﻨﺪ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻓﯿﻠﻤﻨﺎﻣﻪ ﻧﮕﺮﯾﺴﺘﻪ ﺷﻮﻧﺪ ﮐﻪ در آﻧﻬﺎ ﻧﻔﻊ ﺷﺨﺼﯽ ﺧﺎﻟﺺ ﺣﺮﻓﻪ ي ﻓﺮد ﻣﻨﺘﻬﯽ ﺑﻪ ﻧﺘﺎﯾﺠﯽ ﻣﯿﺸﻮد

ﮐﻪ ﻧﺎﮐﺎراﻣﺪ ﻫﺴﺘﻨﺪ.ﻣﯿﺘﻮاﻧﺪ ﺑﺎ ﺑﻬﺒﻮد ﻧﻘﻄﻪ ي دﯾﺪ اﺟﺘﻤﺎع ﺑﻬﺒﻮد ﯾﺎﺑﺪ,اوﻟﯿﻦ اﺳﺘﻔﺎده ي ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪه از اﯾﻦ ﻋﺒﺎرت در ﺳال 1958 ﺑﻮد

اﻣﺎ اﯾﻦ ﻣﻔﻬﻮم ﺑﻪ وﺳﯿﻠﻪ ي ﻓﯿﻠﺴﻮف وﯾﮑﺘﻮرﯾﺎﯾﯽ “ﻫﻨﺮی ﺳﯿﺪوﯾﮏ”

ﺗﻌﻘﯿﺐ ﺷﺪه اﺳﺖ.ﺷﮑﺴﺖ ﻫﺎي ﺑﺎزار اﻏﻠﺐ ﺑﺎ اﻃﻼﻋﺎت ﻧﺎﻣﺘﻘﺎرن،ﺑﺎزار ﻫﺎي ﻏﯿﺮ رﻗﺎﺑﺘﯽ،ﻣﺴﺎﺋﻞ ﮐﺎرﮔﺰار-ﮐﺎرﻓﺮﻣﺎ،اﺛﺮات بیروﻧﯽ ﯾﺎ ﮐﺎﻻﻫﺎي

ﻋﻤﻮﻣﯽ ﻫﻤﮕﺎم ﺷﺪه اﺳﺖ.وﺟﻮد ﺷﮑﺴﺖ ﺑﺎزار اﻏﻠﺐ ﺑﻌﻨﻮان ﯾﮏ ﺗﺼﺪﯾﻖ ﺑﺮاي ﻣﺪاﺧﻠﻪ ي دوﻟﺖ در ﯾﮏ ﺑﺎزار ﺧﺎص اﺳﺘﻔﺎده ﻣﯽ ﺷﻮد.

اﻗﺘﺼﺎدداﻧﺎن ﻣﺨﺼﻮﺻﺎ اﻗﺘﺼﺎد ﺧﺮدداﻧﺎن اﻏﻠﺐ ﻧﮕﺮان اﺛﺮات ﺷﮑﺴﺖ ﺑﺎزار و راه ﻫﺎي ﻣﻤﮑﻦ ﺑﺮاي ﺗﺼﺤﯿﺢ ﻫﺴﺘﻨﺪ.

ﭼﻨﯿﻦ ﺗﺠﺰﯾﻪ و ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻫﺎﯾﯽ ﻧﻘﺶ ﻣﻬﻤﯽ در ﺑﺴﯿﺎري از ﺗﺼﻤﯿﻤﺎت و ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﺳﯿﺎﺳﺖ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﺑﺎزي ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ

ﻫﺮﭼﻨﺪ ﺑﺮﺧﯽ از ﻣﺪاﺧﻼت ﺳﯿﺎﺳﯽ دوﻟﺖ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻣﺎﻟﯿﺎت،ﯾﺎراﻧﻪ ﻫﺎ،ﭼﺘﺮﺑﺎزي ﻫﺎ،ﮐﻨﺘﺮل ﻫﺎي دﺳﺘﻤﺰد وﻗﯿﻤﺖ و ﻣﻘﺮرات درﺑﺮ ﮔﯿﺮﻧﺪه ي

ﮐﻮﺷﺶ ﻫﺎﯾﯽ ﺑﺮاي ﺷﮑﺴﺖ ﮐﺎﻣﻞ ﺑﺎزار اﺳﺖ ﻫﻢ ﭼﻨﯿﻦ ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﺑﻪ ﺗﺨﺼﯿﺺ ﻧﺎﮐﺎراﻣﺪ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻣﻨﺘﻬﯽ ﺷﻮد

(ﮔﺎﻫﯽ اوﻗﺎت ﺷﮑﺴﺖ دوﻟﺖ ﺧﻮاﻧﺪه ﻣﯽ ﺷﻮد)

ﺑﻨﺎﺑﺮ اﯾﻦ ﮔﺎﻫﯽ اوﻗﺎت ﯾﮏ اﻧﺘﺨﺎب ﺑﯿﻦ ﭘﯿﺎﻣﺪﻫﺎي ﻧﺎﺗﻤﺎم وﺟﻮد دارد به عبارت دﯾﮕﺮ ﭘﯿﺎﻣﺪﻫﺎي ﺑﺎزار ي ﻧﺎﻗﺺ ﺑﺎ ﻣﺪاﺧﻠﻪ ي دوﻟﺖ ﯾﺎ ﺑﺪ

ﻣﺪاﺧﻠﻪ ي دوﻟﺖ،اﻣﺎ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺣﺎل درﺻﻮرت وﺟﻮد ﺷﮑﺴﺖ ﺑﺎزار ﭘﯿﺎﻣﺪ ﮐﺎراي ﭘﺎرﺗﻮ ﻧﯿﺴﺖ.

ﺷﮑﺴﺖ ﺑﺎزار :ﻣﺎﻫﯿﺖ ﺑﺎزار

ماهیت بازار


ﮐﺎرﮔﺰاران در رﯾﺴﮏ ﺑﺎزار ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﻨﺪ ﻗﺪرت ﺑﺎزاري ﺑﺪﺳﺖ آورﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ آﻧﻬﺎ اﺟﺎزه ﻣﯽ دﻫﺪ ﺳﻮد ﻣﺘﻘﺎﺑﻞ دﯾﮕﺮي را از ﺗﺠﺎرت ﺳﻠﺐ ﮐﻨﻨﺪ.


اﯾﻦ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﺑﻪ ﻋﺪم ﮐﺎراﯾﯽ ﻣﻨﺘﻬﯽ ﺷﻮد ﺑﻮاﺳﻄﻪ ي رﻗﺎﺑﺖ ﻧﺎﻗﺺ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﺷﮑﻞ ﻫﺎي ﻣﺘﻔﺎوﺗﯽ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ .

ﻣﺜﻞ اﻧﺤﺼﺎر ﺧﺮﯾﺪ،اﻧﺤﺼﺎر ﻓﺮوش ﯾﺎ رﻗﺎﺑﺖ اﻧﺤﺼﺎري درﺻﻮرﺗﯿﮑﻪ ﮐﺎرﮔﺰار ﺗﺒﻌﺾ ﻗﯿﻤﺘﯽ ﮐﺎﻣﻞ را اﻧﺠﺎم ﻧﺪﻫﺪ.


در ﯾﮏ ﺑﺎزار اﻧﺤﺼﺎري ﺗﻌﺎدل اﺑﺰار از ﺑﻬﯿﻨﻪ ي ﭘﺎرﺗﻮ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد.

در ﺑﻌﻀﯽ ﻣﻮارد ﺑﺎزار ﻫﺎي اﻧﺤﺼﺎري ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﻨﺪ ﺧﻮد را در ﺟﺎﯾﯽ ﺣﻔﻆ ﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﻮاﻧﻌﯽ ﺑﺮاي ورود وﺟﻮد دارد

ﺗﺎ از ورود ﺗﺎﺛﯿﺮ ﮔﺬار ﺳﺎزﻣﺎن ﻫﺎ و رﻗﺎﺑﺖ در ﯾﮏ ﺻﻨﻌﺖ ﯾﺎ ﺑﺎزار ﺟﻠﻮﮔﯿﺮي ﮐﻨﻨﺪ

ﯾﺎ ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﻣﺰﯾﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﺑﺮاي ﻣﺤﺮك اول ﺑﺎزار وﺟﻮد داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ اﯾﻦﮐﺎر را ﺑﺮاي دﯾﮕﺮ ﺑﻨﮕﺎه ﻫﺎ ﺑﺮاي رﻗﺎﺑﺖ ﺳﺨﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ.


از ﻃﺮف دﯾﮕﺮ اﻧﺤﺼﺎر ﻃﺒﯿﻌﯽ ﯾﮏ ﻣﻮرد اﻓﺮاﻃﯽ از ﺷﮑﺴﺖ رﻗﺎﺑﺖ, ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻣﺤﺪودﯾﺖ در ﺗﻮﻟﯿﺪ ﮐﻨﻨﺪﮔﺎن اﺳﺖ.
اﻧﺤﺼﺎر ﻃﺒﯿﻌﯽ ﺷﮑﻠﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ در آن ﻫﺰﯾﻨﻪ ي ﻫﺮ واﺣﺪ ﺑﺮاﺳﺎس اﻓﺰاﯾﺶ ﺗﻮﻟﯿﺪ آن ﮐﺎﻫﺶ ﻣﯽ ﯾﺎﺑﺪ.

در اﯾﻦ ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ وﺟﻮد ﺗﻨﻬﺎ ﯾﮏ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﮐﻨﻨﺪه ﺑﺮاي ﯾﮏ ﮐﺎﻻ ﮐﺎرآﻣﺪ ﺗﺮ اﺳﺖ(از ﻟﺤﺎظ ﻫﺰﯾﻨﻪ)

ﺷﮑﺴﺖ ﺑﺎزار :ﻣﺎﻫﯿﺖ ﮐﺎﻻﻫﺎ

ﻏﯿﺮ ﻗﺎﺑﻞ ﺧﺎرج ﺳﺎزي ﺑﻌﻀﯽ ﺑﺎزار ﻫﺎ, ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﻨﺪ ﺷﮑﺴﺖ ﺑﺨﻮرﻧﺪ زﯾﺮا ﻣﺎﻫﯿﺖ ﮐﺎﻻﻫﺎ ﺗﻐﯿﯿﺮ داده ﻣﯽ ﺷﻮد.
ﺑﺮاي ﻣﺜﺎل ﮐﺎﻻﻫﺎ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﻨﺪ ﺻﻔﺎت ﮐﺎﻻﻫﺎي ﻋﻤﻮﻣﯽ ﯾﺎ ﮐﺎﻻﻫﺎي ﻣﺸﺘﺮك را داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ

ﮐﻪ در اﯾﻦ ﺻﻮرت ﻓﺮوﺷﻨﺪﮔﺎن ﻧﻤﯽﺗﻮاﻧﻨﺪ ﻫﯿﭻ ﺧﺮﯾﺪاري را از اﺳﺘﻔﺎده از ﯾﮏ ﻣﺤﺼﻮل ﺧﺎرج ﮐﻨﻨﺪ.


ﺑﻄﻮری که در ﻇﻬﻮر و ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ اﺧﺘﺮاﻋﺎت ﮐﻪ ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ آزاداﻧﻪ اﻧﺘﺸﺎر ﯾﺎﺑﻨﺪ ﯾﮏ ﺑﺎر ﻣﺸﺎﻫﺪه ﻣﯽ ﺷﻮد.
اﯾﻦ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﻣﻮﺟﺐ ﮐﺎﻫﺶ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﮔﺬاري ﺷﻮد ,زﯾﺮا ﭘﯿﺸﺮﻓﺘﻪ ﻫﺎ ﻧﻤﯽﺗﻮاﻧﻨﺪ

ﺳﻮد ﻫﺎي ﻧﺎﺷﯽ از ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ را ﺑﻪ اﻧﺪازه ي ﮐﺎﻓﯽ ﺗﺴﺨﯿﺮ ﮐﻨﻨﺪ ﺑﺮاي اﯾﻨﮑﻪ ﮐﻮﺷﺶ ﺑﺮاي ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ را ارزﺷﻤﻨﺪ ﮐﻨﻨﺪ.


اﯾﻦ ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﺑﻪ ﺗﺨﻠﯿﻪ ي ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻣﻨﺘﻬﯽ ﺷﻮد در ﻣﻮرد ﻣﻨﺎﺑﻌﯽ ﮐﻪ در دﺳﺘﺮس ﻋﺎم ﻫﺴﺘﻨﺪ،

زﯾﺮا اﺳﺘﻔﺎده از ﻣﻨﺎﺑﻊ رﻗﺎﺑﺘﯽ ,ﻏﯿﺮﻗﺎﺑﻞ ﺧﺎرج ﺳﺎزي اﺳﺖ و ﻫﯿﭻ اﻧﮕﯿﺰه اي ﺑﺮاي اﺳﺘﻔﺎده ﮐﻨﻨﺪه ﺑﺮاي ﻧﮕﻬﺪاري از ﻣﻨﺎﺑﻊ وﺟﻮد ﻧﺪارد.


ﻣﺜﺎﻟﯽ ﺑﺮاي اﯾﻦ درﯾﺎﭼﻪ اي اﺳﺖ ﺑﺎﯾﮏ ﻋﺮﺿﻪ ي ﻃﺒﯿﻌﯽ ﻣﺎﻫﯽ

اﮔﺮ ﻣﺮدم ﻣﺎﻫﯽ را ﺳﺮﯾﻊ ﺗﺮ از اﯾﻨﮑﻪ آﻧﻬﺎ ﺑﺘﻮاﻧﻨﺪ دوﺑﺎره ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺷﻮﻧﺪ ﺻﯿﺪ ﮐﻨﻨﺪ

ﺟﻤﻌﯿﺖ ﻣﺎﻫﯽ ﮐﻮﭼﮏ ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ ﺗﺎ اﯾﻨﮑﻪ ﻫﯿﭻ ﻣﺎﻫﯽ ﺑﺮاي ﻧﺴﻞ ﻫﺎي ﺑﻌﺪ ﺑﺎﻗﯽ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﺪ.

اﺛﺮات بیروﻧﯽ:

ﯾﮏ ﮐﺎﻻ ﯾﺎ ﺧﺪﻣﺖ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ اﺛﺮات بیروﻧﯽ ﻣﻌﻨﺎداري ﻧﯿﺰ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ،در ﻣﻮاردي ﮐﻪ ﺳﻮدﻫﺎ ﯾﺎ زﯾﺎن ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻣﺤﺼﻮل ﻫﻤﺮاه ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ

ﺑﻮﺳﯿﻠﻪ ي اﻓﺮادي ﺑﺪﺳﺖ آﯾﺪ ﮐﻪ در جریان ﺧﺮﯾﺪ و ﻓﺮوش ﮐﺎﻻ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ.

در اﯾﻦ ﻣﻮرد ﻣﮑﺎﻧﯿﺰم ﻗﯿﻤﺖ ﺑﺮاي وﺿﻊ ﻣﻘﺪار ﺻﺤﯿﺢ ﻫﺰﯾﻨﻪ ي اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺷﮑﺴﺖ ﻣﯽ ﺧﻮرد

زﯾﺮا اﯾﻦ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻫﺎ ﺑﺎ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻫﺎي ﺧﺼﻮﺻﯽ ﻣﺘﻔﺎوت اﺳﺖ.

اﯾﻦ اﺛﺮات بیرونی ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﻨﺪ ﺑﺮاي روش ﻫﺎﯾﯽ از ﺗﻮﻟﯿﺪ ﯾﺎ ﺣﺎﻻت ﻣﻬﻢ دﯾﮕﺮي از ﺑﺎزار ذاﺗﯽ ﺑﺎﺷﻨﺪ.
ﺑﺮاي ﻣﺜﺎل وﻗﺘﯽ ﯾﮏ ﺑﻨﮕﺎه ﮐﻪ ﻓﻮﻻد ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ،ﻧﯿﺮوي ﮐﺎر،ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ و ﺳﺎﯾﺮ ﻧﻬﺎده ﻫﺎ را ﺟﺬب ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .

ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮاي اﯾﻦ ﻫﺎ در ﺑﺎزار ﻣﻨﺎﺳﺐ, ﺑﻬﺎﯾﯽ ﺑﭙﺮدازد و اﯾﻦ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻫﺎ در ﻗﯿﻤﺖ ﺑﺎزاري ﻓﻮﻻد ﻣﻨﻌﮑﺲ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ.

ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﺑﻨﮕﺎه ﺟﻮ را ﻧﯿﺰ آﻟﻮده ﮐﻨﺪ در ﺣﯿﻦ درﺳﺖ ﮐﺮدن ﻓﻮﻻد و ﻣﺠﺒﻮر ﺑﻪ ﭘﺮداﺧﺖ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺑﺮاي اﯾﻦ ﻣﻨﺒﻊ ﻧﺒﺎﺷﺪ

اﯾﻦ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻣﺘﺤﻤﻞ ﺑﻨﮕﺎه ﻧﻤﯽﺷﻮد ﺑﻠﮑﻪ ﻣﺘﺤﻤﻞ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﯽ ﺷﻮد.


از اﯾﻦ رو ﻗﯿﻤﺖ ﺑﺎزاري ﻓﻮﻻد ﺑﺮاي ﺗﺮﮐﯿﺐ ﮐﺮدن ﻫﺰﯾﻨﻪ ي ﻓﺮﺻﺖ ﺟﺎﻣﻌﻪ از ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺷﮑﺴﺖ ﺧﻮاﻫﺪ ﺧﻮرد.

در اﯾﻦ ﻣﻮرد ﺗﻌﺎدل ﺑﺎزاري ﺻﻨﻌﺖ ﻓﻮﻻد ﺑﻬﯿﻨﻪ ﻧﺨﻮاﻫﺪ ﺑﻮد.ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ اﺗﻔﺎﻗﯽ ﺑﯿﻔﺘﺪ ﮐﻪ ﺑﻨﮕﺎه ﺗﻮاﻧﺎﯾﯽ ﭘﺮداﺧﺖ ﻫﻤﻪ ي ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻫﺎي ﺗﻮﻟﯿد

را داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻓﻮﻻد ﺑﯿﺸﺘﺮي ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ.

در ﻧﺘﯿﺠﻪ ﻫﺰﯾﻨﻪ ي ﻧﻬﺎﯾﯽ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ آﺧﺮﯾﻦ واﺣﺪ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺷﺪه از ﺳﻮد ﻧﻬﺎﯾﯽ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ آن اﺿﺎﻓﻪ ﺧﻮاﻫﺪ آﻣﺪ.
ﺗﺮاﮐﻢ ﺣﻤﻞ وﻧﻘﻞ ﯾﮏ ﻣﺜﺎل از ﺷﮑﺴﺖ ﺑﺎزار اﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ اﺷﮑﺎل ﻧﺎﮐﺎراﻣﺪي را ﺗﺮﮐﯿﺐ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ.

ﺟﺎده ﻫﺎي ﻋﻤﻮﻣﯽ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻣﺸﺘﺮك ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ در دﺳﺘﺮس ﺑﺮاي اﺳﺘﻔﺎده ي ﺟﻤﻌﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ و ﯾﮏ ﻣﮑﻤﻞ ﺑﺮاي ﻣﺎﺷﯿﻦ دارﻧﺪ،

ﻣﺤﺴﻮب ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ.ﻫﺰﯾﻨﻪ ي ﺧﯿﻠﯽ ﮐﻢ و ﺳﻮد ﺑﺎﻻ ﺑﺮاي راﻧﻨﺪﮔﺎن ﺷﺨﺼﯽ در اﺳﺘﻔﺎده ﮐﺮدن از ﺟﺎده ﻫﺎ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪه اﺳﺖ

ﺟﺎده ﻫﺎ اﻧﺒﻮه ﺷﻮﻧﺪ و ﻋﺪم ﺳﻮددﻫﯽ آﻧﻬﺎ ﺑﺮاي ﺟﺎﻣﻌﻪ ﮐﺎﻫﺶ ﯾﺎﺑﺪ.

ﺑﻌﻼوه راﻧﺪن ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻫﺎي ﻣﺨﻔﯽ ﺑﺮ ﺟﺎﻣﻌﻪ از ﻟﺤﺎظ آﻟﻮدﮔﯽ ﺗﺤﻤﯿﻞ ﮐﻨﺪ.

راه ﺣﻞ ﻫﺎ : ﺷﺎﻣﻞ ﺣﻤﻞ وﻧﻘﻞ ﻋﻤﻮﻣﯽ،ﻗﯿﻤﺖ ﮔﺬاري ﺗﺮاﮐﻢ،ﻋﻮارض و راه ﻫﺎي دﯾﮕﺮ ﺑﺮاي ﻣﺠﺒﻮر ﮐﺮدن راﻧﻨﺪه ﻫﺎ در ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﯿﺮي ﺑﺮاي راﻧﺪن اﺳﺖ.


ﺷﺎﯾﺪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻣﺜﺎل از ﻧﺎﮐﺎراﻣﺪي ﻫﻤﮕﺎم ﺷﺪه ﺑﺎ ﮐﺎﻻﻫﺎي ﻣﺸﺘﺮك ﯾﺎ ﻋﻤﻮﻣﯽ و اﺛﺮات بیروﻧﯽ ﮔﺮﻣﺎي ﻣﺤﯿﻂ ﺑﺎﺷﺪ

ﮐﻪ ﺑﻮﺳﯿﻠﻪ ي آﻟﻮدﮔﯽ و ﺑﻬﺮه ﺑﺮداري زﯾﺎد از ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻃﺒﯿﻌﯽ ﺑﻮﺟﻮد آﻣﺪه اﺳﺖ.


ﺗﻐﯿﯿﺮات اﻗﻠﯿﻢ(ﮔﺮﻣﺎي ﺟﻬﺎﻧﯽ) واژه اي ازﺑﺮرﺳﯽ اﺳﺘﺮن ﺑﺮ اقتصادﻫﺎي ﺗﻐﯿﯿﺮات اﻗﻠﯿﻢ” ﺑﺰرﮔﺘﺮﯾﻦ ﻣﺜﺎل از ﺷﮑﺴﺖ ﺑﺎزار اﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﺎﮐﻨﻮن دﯾﺪه اﯾﻢ”.

دسته‌ها
مقالات آمورشی

دانسته های فاندامنتال بخش اول

ﺷﺎﺧﺺ TED ﭼﯿﺴﺖ؟

شاخص تد

اﻣﺮوزه ﺷﺎﺧﺺ ﻫﺎي ﻣﺘﻌﺪدي ﺑﺮاي ﺗﻌﯿﯿﻦ وﺿﻌﯿﺖ رﯾﺴﮏ ﺑﺎزار (رﯾﺴﮏ گریزی و رﯾﺴﮏ ﭘﺬﯾری) وﺟﻮد دارد ﮐﻪ ﯾﮑﯽ از آﻧﻬﺎ TED Spread ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ.

واژه TED در این شاخص به دو بخش T و ED تقسیم می شود.

ﺣﺮف T اﺷﺎره ﺑﻪ ﮐﻠﻤﻪ Treasury Bill ﮐﻪ در اﺻﻞ اوراق ﺧﺰاﻧﻪ ﺳﻪ ﻣﺎﻫﻪ اﻣﺮﯾﮑﺎ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ

و ﮐﻠﻤﻪ ED از ﮐﻠﻤﻪ Euro Dollar Futures Contract ﮐﻪ ﻗﺮارداد دﻻر اروﭘﺎﯾﯽ در ﺑﻮرس ﮐﺎﻻي ﺷﯿﮑﺎﮔﻮ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ ﻣﺸﺘﻖ ﺷﺪه اﺳﺖ.

و واژه Spread ﻧﯿﺰ ﺗﻔﺎوت اﯾﻦ دو اﺑﺰار ﻣﺎﻟﯽ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ .

ﺗﻮﺿﯿﺢ اﯾﻨﮑﻪ دﻻر اروﭘﺎﯾﯽ ﺑﺮ اﺳﺎس ﻻﯾﺒور (LIBOR) سه ماهه تعیین می شود.

ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ ﺷﺎﺧﺺ ﻋﺒﺎرت اﺳﺖ از ﺗﻔﺎوت ﺑﯿﻦ ﺑﺎزده اوراق ﺧﺰاﻧﻪ ﺳﻪ ﻣﺎه

(T-Bill) و دﻻر اروﭘﺎﯾﯽ(ﻻﯾﺒﻮر ﺳﻪ ﻣﺎه) ﮐﻪ اوراق ﺧﺰاﻧﻪ اﻣﺮﯾﮑﺎ ﯾﮏ اﺑﺰار ﺑﺪون رﯾﺴﮏ و ﻻﯾﺒﻮر داراﯾﯽ رﯾﺴﮏ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ.

ﻣﺜﺎل:

اﮔﺮ ارزش دﻻر اروﭘﺎﯾﯽ(ﻻﯾﺒﻮر ﺳﻪ ﻣﺎﻫﻪ) 4 درﺻﺪ ﺑﺎﺷﺪ و ﺑﺎزده اوراق ﺧﺰاﻧﻪ ﺳﻪ ﻣﺎﻫﻪ 2,5 درﺻﺪ ﺑﺎﺷﺪ, TED Spread ﻣﯽ ﺷﻮد 1,5درﺻﺪ.

از TED Spread چگونه استفاده کنیم؟

تد اسپرید

زﻣﺎﻧﯿﮑﻪ TED Spread در ﺣﺎل اﻓﺰاﯾﺶ اﺳﺖ,رﯾﺴﮏ اﻋﺘﺒﺎرات اﻓﺰاﯾﺶ ﯾﺎﻓﺘﻪ اﺳﺖ ,

ﺑﻌﻠﺖ ﺑﺤﺮان ﻣﺎﻟﯽ اﺣﺘﻤﺎل ﺳﻮﺧﺖ ﺷﺪن وام زﯾﺎد ﺷﺪه اﺳﺖ.

ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ ﺑﺎﻧﮏ ﻫﺎ ﺑﺮاي ﺟﺒﺮان رﯾﺴﮏ ﻧﺮخ ﺑﻬﺮه ﻣﻨﻈﻮر ﻻﯾﺒﻮر ﺑﯿﺸﺘﺮي را از وام ﮔﯿﺮﻧﺪه ﺑﺎﻧﮏ دﯾﮕﺮ ﻣﻄﺎﻟﺒﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ

و ﯾﺎ اﯾﻨﮑﻪ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﮔﺬاران از ﺑﺎزار ﺳﻬﺎم ﺑﻪ ﺧﺮﯾﺪ اوراق ﺧﺰاﻧﻪ ﻫﺠﻮم ﺑﺮده اﻧﺪ.

ﺑﻄﻮر ﮐﻠﯽ اﻓﺰاﯾﺶ اﯾﻦ ﺷﺎﺧﺺ ﻧﺸﺎن از ﮐﺴﺎدي اﻗﺘﺼﺎد دارد.

زﻣﺎﻧﯿﮑﻪ TED Spread در ﺣﺎل کاهش اﺳﺖ ,رﯾﺴﮏ اﻋﺘﺒﺎرات ﮐﺎﻫﺶ ﯾﺎﻓﺘﻪ اﺳﺖ ,

ﺑﻌﻠﺖ ﺑﻬﺒﻮد ﺷﺮاﯾﻂ ﻣﺎﻟﯽ اﺣﺘﻤﺎل ﺳﻮﺧﺖ ﺷﺪن وام ﮐﻢ ﺷﺪه اﺳﺖ و ﺑﺎﻧﮑﻬﺎ ﺻﺮف ﮐﻤﺘﺮي را ﺑﺮاي ﺟﺒﺮان ﺳﻮﺧﺖ واﻣﯽ ﮐﻪ داده اﻧﺪ

ﻣﻄﺎﻟﺒﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ و ﯾﺎ اﯾﻨﮑﻪ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﮔﺬاران ﺑﻌﻠﺖ اﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎزار ﺳﻬﺎم ﺳﻮد آوري ﺑﯿﺸﺘﺮ دارد اﻗﺪام ﺑﻪ ﻓﺮوش اوراق ﺧﺰاﻧﻪ ﺧﻮد ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ.

ﺑﻄﻮر ﮐﻠﯽ ﮐﺎﻫﺶ اﯾﻦ ﺷﺎﺧﺺ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﺑﺎﻟﻘﻮه از روﻧﻖ اﻗﺘﺼﺎدي ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ.

ﯾﮑﯽ از ﺷﯿﻮهﻫﺎي اﺻﻠﯽ ﺗﺤﻠﯿﻞﮔﺮان ﻣﺎﻟﯽ در ارزﯾﺎﺑﯽ ﺷﺮﮐﺘﻬﺎ، اﺳﺘﻔﺎده از ﺻﻮرﺗﻬﺎي ﻣﺎﻟﯽ آﻧﻬﺎﺳﺖ.

ﺗﺤﻠﯿﻞﮔﺮان ﺻﻮرﺗﻬﺎي ﻣﺎﻟﯽ ﯾﮏ ﺷﺮﮐﺖ را ﻣﯽﮔﯿﺮﻧﺪ و ﺑﺎ اﻗﺪاﻣﺎت ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ اﻗﺪام ﺑﻪ ﺗﺠﺰﯾﻪ و ﺗﺤﻠﯿﻞ آﻧﻬﺎ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ.

در ﺗﺠﺰﯾﻪ و ﺗﺤﻠﯿﻞ ﺷﺮﮐﺘﻬﺎ ﺳﻌﯽ ﻣﯽﺷﻮد وﺿﻌﯿﺖ ﺳﻮد آوري، رﯾﺴﮏ ﻣﺎﻟﯽ، وﺿﻌﯿﺖ ﺗﻮﻟﯿﺪ و ﻓﺮوش ، وﺿﻌﯿﺖ ﺑﺪﻫﯽ و ﺣﺎﺷﯿﻪ ﺳﻮد ﺷﺮﮐﺖ ﺑﻪ ﻃﻮر ﮐﺎﻣﻞ ﺑﺮرﺳﯽ ﮔﺮدد.

ذﯾﻨﻔﻌﺎن ﺷﺮﮐﺖ اﻋﻢ از ﺳﻬﺎﻣﺪاران، ﺑﺴﺘﺎﻧﮑﺎران و اﻓﺮاد ﻃﺮف ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﺑﺎ ﺷﺮﮐﺖ ﻣﯽﺗﻮاﻧﻨﺪ

ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﺗﺠﺰﯾﻪ و ﺗﺤﻠﯿﻞﻫﺎي اﻧﺠﺎم ﺷﺪه ﺑﺮ روي ﺻﻮرﺗﻬﺎي ﻣﺎﻟﯽ ﯾﮏ ﺷﺮﮐﺖ ﺧﻮد را در وﺿﻌﯿﺖ ﻣﻨﺎﺳﺒﯽ ﺑﺎ آن ﻗﺮار دﻫﻨﺪ.

اﮔﺮ رﯾﺴﮏ ﻣﺎﻟﯽ ﺷﺮﮐﺖ ﺑﺎﻻ ﺑﺎﺷﺪ ﺳﻬﺎﻣﺪاران ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ اﻗﺪام ﺑﻪ ﻓﺮوش ﺳﻬﺎم ﺧﻮد ﮐﻨﻨﺪ

و ﯾﺎ ﺑﺴﺘﺎﻧﮑﺎران ﺳﻌﯽ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ اﻋﺘﺒﺎر ﮐﻤﺘﺮي ﺑﻪ ﺷﺮﮐﺖ ﺑﺪﻫﻨﺪ و ﯾﺎ در ﻣﻘﺎﺑﻞ وﺿﻌﯿﺖ ﺑﺴﺘﺎﻧﮑﺎري ﺧﻮد ﺑﺎزدﻫﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮي را ﻃﻠﺐ ﮐﻨﻨﺪ.

اﻧﻮاع ﺗﺠﺰﯾﻪ و ﺗﺤﻠﯿﻞ ﺻﻮرﺗﻬﺎي ﻣﺎﻟﯽ

ﺗﺠﺰﯾﻪ و ﺗﺤﻠﯿﻞ ﺻﻮرﺗﻬﺎي ﻣﺎﻟﯽ ﺑﻪ دو ﮔﺮوه ﺗﺠﺰﯾﻪ و ﺗﺤﻠﯿﻞ اﻓﻘﯽ و ﺗﺠﺰﯾﻪ و ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻋﻤﻮدي ﺗﻘﺴﯿﻢ ﻣﯽﺷﻮد.

اﻟﻒ) ﺗﺠﺰﯾﻪ و ﺗﺤﻠﯿﻞ اﻓﻘﯽ:

ﺗﺠﺰﯾﻪ و ﺗﺤﻠﯿﻞ اﻓﻘﯽ

اﯾﻦ ﻧﻮع ﺗﺠﺰﯾﻪ و ﺗﺤﻠﯿﻞ، اﻃﻼﻋﺎت ﺻﻮرﺗﻬﺎي ﻣﺎﻟﯽ را ﺑﺮاي ﭼﻨﺪ دوره ﻣﺎﻟﯽ ﺑﺮ ﻣﺒﻨﺎي اﻃﻼﻋﺎت ﺳﺎل ﭘﺎﯾﻪ ﺑﯿﺎن ﻣﯽﮐﻨﺪ

و ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ در ﻫﺮ دوره ﻣﺎﻟﯽ ﺑﺎ ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ اﻃﻼﻋﺎت ﺳﻨﻮات ﻗﺒﻞ ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽﺷﻮد

و ﺧﻮد ﺑﻪ دو دﺳﺘﻪ ﺻﻮرﺗﻬﺎي ﻣﺎﻟﯽ ﻣﻘﺎﯾﺴﻪاي و ﺑﺮرﺳﯽ روﻧﺪ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﻣﯽﺷﻮد .

ب) ﺗﺠﺰﯾﻪ و ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻋﻤﻮدي:

در ﺗﺠﺰﯾﻪ و ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻋﻤﻮدي ﺗﻤﺎم اﻃﻼﻋﺎت ﻣﻨﺪرج در ﯾﮏ ﺻﻮرت ﻣﺎﻟﯽ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ارﻗﺎم ﻫﻤﺎن ﺻﻮرت ﻣﺎﻟﯽ ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﯽﺷﻮد

و ﺑﻪ دو ﮔﺮوه ﺻﻮرﺗﻬﺎي ﻣﺎﻟﯽ اﺳﺘﺎﻧﺪارد و ﺗﺠﺰﯾﻪ و ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻧﺴﺒﺖﻫﺎي ﻣﺎﻟﯽ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﻣﯽﺷﻮد .

اﻧﻮاع ﺑﺤﺮان:

ﺑﺤﺮان ﻫﺎ ﺑﻪ ﺷﺮاﯾﻄﯽ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮد ﮐﻪ روال ﻋﺎدي زﻧﺪﮔﯽ در ﯾﮏ ﮐﺸﻮر ﯾﺎ ﻣﺤﺪوده ﺗﻐﯿﯿﺮ ﭘﯿﺪا ﮐﻨﺪ.

در ﺑﺎزار ارز ﺑﺤﺮان ﻫﺎﯾﯽ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﮔﺬار اﺳﺖ ﮐﻪ ﺷﺮاﯾﻂ و ﻋﻮاﻣﻞ اﻗﺘﺼﺎدي را
دﺳﺘﺨﻮش ﺗﻐﯿﯿﺮ ﮐﻨﺪ

ﺑﺤﺮان ﻫﺎ ﯾﺎ اﺧﺒﺎري ﮐﻪ ﺗﺎﺛﯿﺮ اﻗﺘﺼﺎدي ﻧﺪاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﺧﺎﺻﯽ ﺑﺮ ﻧﺮخ ارز ﮐﺸﻮر ﻣﺮﺑﻮﻃﻪ ﻧﻤﯿ ﮕﺬارﻧﺪ.

ﺑﺤﺮان ﻫﺎ ﺑﻪ ﭼﻬﺎر دﺳﺘﻪ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﺑﻨﺪي ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ:

ﺑﺤﺮان اﻗﺘﺼﺎدي:
ﺑﺤﺮان اﻗﺘﺼﺎدي

ﺑﺤﺮاﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺮ اﺳﺎس ﻧﺎﻣﺴﺎﻋﺪ ﺷﺪن ﺷﺮاﯾﻂ اﻗﺘﺼﺎدي ﺑﺮ روي ﯾﮑﯽ از ﺳﻪ رﮐﻦ اﻗﺘﺼﺎدي ﮐﻪ ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪ از:

رﺷﺪ اﻗﺘﺼﺎدي ، ﺗﻮرم و ﯾﺎ اﺳﺘﻐﺎل ﺷﮑﻞ ﻣﯽ ﮔﯿﺮد.

اﯾﻦ ﺑﺤﺮان ﺑﺪون در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺷﺮاﯾﻂ زﻣﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﻟﺤﺎظ ﮐﻮﺗﺎه ﻣﺪت ﯾﺎ ﺑﻠﻨﺪ ﻣﺪت ﺑﻮدن رﻓﺎه اﻗﺘﺼﺎدي ﮐﻞ اﻓﺮاد ﺟﺎﻣﻌﻪ را ﮐﻢ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ.

اﯾﻦ ﺑﺤﺮان ﺑﻪ ﺷﺪت ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﺑﺮ روي در اﯾﺎﻻت ﻣﺘﺤﺪه آﻣﺮﯾﮑﺎ و در ﺑﺨﺶ اﻋﺘﺒﺎرات ﺑﻮﺟﻮد آﻣﺪ

ﮐﻪ ﮐﺎﻣﻼ ﺑﺮ روي دﯾﮕﺮ ﺑﺨﺶ ﻫﺎي اﻗﺘﺼﺎدي 2008 ﻧﺮخ ارز ﺗﺎﺛﯿﺮ ﮔﺬار ﺑﺎﺷﺪ.ﯾﮑﯽ از ﻧﻤﻮﻧﻪ ﻫﺎي اﺧﯿﺮ ﺑﺤﺮان در ﺳﺎل ﺗﺎﺛﯿﺮ ﻋﻤﯿﻘﯽ داﺷﺖ

و ﺣﺘﯽ اﯾﻦ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ اﻧﺘﺸﺎر ﺑﺤﺮان ﺑﻪ دﯾﮕﺮان ﻧﻘﺎط ﺟﻬﺎن ﻧﯿﺰ ﺷﺪ.

ﺑﺤﺮان ﻃﺒﯿﻌﯽ:
ﺑﺤﺮان ﻃﺒﯿﻌﯽ

اﯾﻦ ﺑﺤﺮان ﺑﺮ ﺣﺴﺐ ﺷﺮاﯾﻂ ﻃﺒﯿﻌﯽ ﺑﻮﺟﻮد ﻣﯽ آﯾﺪ.

ﻧﻤﻮﻧﻪ ﻫﺎي زﻟﺰﻟﻪ ، ﺳﯿﻞ ، آﺗﺸﻔﺸﺎن ، ﺳﻮﻧﺎﻣﯽ و ﻏﯿﺮه ﻧﻤﻮﻧﻪ ﻫﺎي ﺑﺎرزي ﻫﺴﺘﻨﺪ

ﮐﻪ در ﺳﺎﻟﻬﺎي اﺧﯿﺮ از اﯾﻦ دﺳﺖ ﺑﺤﺮان ﺑﻮﺟﻮد آﻣﺪه و ﺑﺮ ﻧﺮخ ارز ﮐﺸﻮرﻫﺎي درﮔﯿﺮ ﺑﺤﺮان ﺗﺎﺛﯿﺮ ﮔﺬاﺷﺘﻪ اﺳﺖ.

اﯾﻦ ﺑﺤﺮان در ﮐﻮﺗﺎه ﻣﺪت ﻣﻌﻤﻮﻻ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﺗﻀﻌﯿﻒ ارز ﻣﺤﻠﯽ ﻣﯽ ﺷﻮد اﻣﺎ در ﻣﯿﺎن ﻣﺪت ﺑﺎ ﺑﺮﻃﺮف ﺷﺪن ﺷﺮاﯾﻂ ﺑﺤﺮاﻧﯽ ﺗﻀﻌﯿﻒ ارز ﻣﺤﻠﯽ

اداﻣﻪ ﻧﺨﻮاﻫﺪ داﺷﺖ و ﭼﻪ ﺑﺴﺎ ﺗﻘﻮﯾﺖ ارز ﻣﺤﻠﯽ ﺑﻪ دو دﻟﯿﻞ زﯾﺮ اﯾﺠﺎد ﻣﯽ ﺷﻮد.

اﻟﻒ) ﺟﺮﯾﺎن ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﺟﺪﯾﺪ ﺑﻪ ﮐﺸﻮر درﮔﯿﺮ ﺑﺤﺮان:

در ﺷﺮاﯾﻄﯽ ﮐﻪ ﺑﺤﺮان ﻃﺒﯿﻌﯽ در ﮐﺸﻮري اﯾﺠﺎد ﻣﯽ ﺷﻮد ﺟﺮﯾﺎن ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﺧﺎرﺟﯽ ﺑﻪ ﺳﻮي ﮐﺸﻮر ﻣﻮرد ﻧﻈﺮ ﻣﯽ اﯾﺪ

و ﺗﻘﺎﺿﺎ ﺑﺮاي ارز ﻣﺤﻠﯽ را در ﻣﻘﺎﺑﻞ ارزﻫﺎي ﺧﺎرﺟﯽ ﺑﺎﻻ ﻣﯽ ﺑﺮد.

ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﻣﻮرد ﻧﻈﺮ ﯾﺎ ﺑﻮﺳﯿﻠﻪ ﮐﻤﮏ ﻫﺎي ﺑﯿﻦ اﻟﻤﻠﻠﯽ از ﻃﺮف ﮐﺸﻮرﻫﺎ ﯾﺎ ﺳﺎزﻣﺎن ﻫﺎي ﺑﯿﻦ اﻟﻤﻠﻠﯽ وارد ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ

و ﯾﺎ ﺑﻪ دﻧﺒﺎل ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﻧﺎﺷﯽ از ﺑﯿﻤﻪ ﻫﺎي ﺑﯿﻦ اﻟﻤﻠﻠﯽ ﮐﻪ ﺑﺮاي ﭘﻮﺷﺶ رﯾﺴﮏ وارد ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ارز ﻣﺤﻠﯽ ﺗﻘﻮﯾﺖ ﻣﯽ ﺷﻮد.

ب) دﻟﯿﻞ دوم ﺗﻘﻮﯾﺖ ارز ﻣﺤﻠﯽ ﺑﺎﻻ رﻓﺘﻦ ﻣﯿﺰان اﺳﺘﻐﺎل ، ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﮔﺬاري ﻫﺎي ﺟﺪﯾﺪ و اﯾﺠﺎد ﺑﺎزارﻫﺎي ﺟﺪﯾﺪ در ﮐﺸﻮر ﻣﻮرد ﻧﻈﺮ اﺳﺖ.

اﯾﻦ دو ﻣﻮﺿﻮع در ﮐﻨﺎر ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﺟﻠﻮﮔﯿﺮي از روﻧﺪ ﺗﻀﻌﯿﻒ و در ﺑﺴﯿﺎري ﻣﻮارد ﺗﻘﻮﯾﺖ ارز ﻣﺤﻠﯽ ﺗﻘﻮﯾﺖ ﻣﯽ ﺷﻮد.

ﺳﯿﺎﺳﯽ :
ﺳﯿﺎﺳﯽ

اﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﺑﺤﺮان ﻫﺎ ﺑﺎﯾﺪ از دﯾﺪﮔﺎه اﻗﺘﺼﺎدي و اﺛﺮات آن ﺑﺮ روي ﺷﺮاﯾﻂ اﻗﺘﺼﺎدي ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳﯽ ﻗﺮار ﺑﮕﯿﺮد.

ﺑﻪ دﻟﯿﻞ آﻧﮑﻪ اﯾﻦ ﺑﺤﺮان ﻫﺎ در ﺑﺤﺮان ﻫﺎي اﺣﺘﻤﺎﻋﯽ ﮐﺸﻮرﻫﺎي ﺻﻨﻌﺘﯽ و ﭘﯿﺸﺮﻓﺘﻪ ﭼﻨﺪان داﻣﻨﻪ دار و وﺳﯿﻊ ﻧﻤﯽ ﺑﺎﺷﺪ

اﺛﺮ ﺑﺴﯿﺎر اﻧﺪﮐﯽ در ﺑﺎزار ارز اﯾﺠﺎد ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ.

ﺟﻨﮓ و ﺗﻬﺪﯾﺪات ﺗﺮورﯾﺴﺘﯽ:
ﺟﻨﮓ و ﺗﻬﺪﯾﺪات ﺗﺮورﯾﺴﺘﯽ

ﮐﻠﯿﻪ ﺟﻨﮓ ﻫﺎ و ﺗﻬﺪﯾﺪات ﺗﺮورﯾﺴﺘﯽ ﮐﻪ در ﯾﮏ دوره ﮐﻮﺗﺎه ﻣﺪت ﻣﺜﻼ در ﮐﻤﺘﺮ از ﯾﮏ ﻣﺎه ﯾﺎ ﺣﺪاﮐﺜﺮ ﺳﻪ ﻣﺎه ﺑﻪ اﺗﻤﺎم ﺑﺮﺳﻨﺪ

ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺗﻀﻌﯿﻒ ارز ﻣﺤﻠﯽ را ﺑﻪ وﺟﻮد ﻧﻤﯽ آورﻧﺪ ﺑﻠﮑﻪ ﺗﻘﻮﯾﺖ ارز ﻣﺤﻠﯽ را ﺑﻪ ﻫﻤﺮاه دارﻧﺪ.

ﮐﻠﯿﻪ ﺟﻨﮓ ﻫﺎ و ﺗﻬﺪﯾﺪات ﺗﺮورﯾﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ از ﺳﻪ ﻣﺎه ﻃﻮل ﺑﮑﺸﻨﺪ ﮐﺎﻣﻼ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﺗﻀﻌﯿﻒ ارز ﻣﺤﻠﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ.

ﺟﻨﮓ ارزي:

ﺟﻨﮓ ارزي

اﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮع ﭼﻨﺎن ﻧﻘﻞ ﻣﺤﺎﻓﻞ ﺷﺪه ﮐﻪ رﯾﯿﺲ ﺻﻨﺪوق ﺑﯿﻦ اﻟﻤﻠﻠﯽ ﭘﻮل و ﻧﯿﺰ ﺑﺎﻧﮏ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﻫﻢ ﻫﺸﺪاري در ﻣﻮرد رﯾﺴﮏ و ﺧﻄﺮات

ﭼﻨﯿﻦ ﺟﻨﮕﯽ را ﮔﻮﺷﺰد ﮐﺮدﻧﺪ.ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ اﯾﻨﮑﻪ ﺑﺮاي ﻣﺪﺗﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻣﻮﺿﻮع ﯾﻮﻧﺎن در ﺣﺸﺮ و ﻧﺸﺮ ﺑﺎ اﯾﻦ ﺑﻪ اﺻﻄﻼح ﺟﻨﮓ ﺧﻮاﻫﯿﻢ ﺑﻮد

و ﻧﯿﺰ ﺑﺰودي ﺷﺎﻫﺪ ﺳﺮازﯾﺮ ﺷﺪن ﺳﯿﻞ اﻧﺎﻟﯿﺰﻫﺎي رﻧﮕﺎرﻧﮓ از ﺳﻮي ﺑﺰرﮔﺎن و اﺳﺎﻣﯽ ﻣﺸﻬﻮر و اﻗﺘﺼﺎد داﻧﺎن ﻣﻌﺮوف ﺧﻮاﻫﯿﻢ ﺷﺪ

ﭘﺲ ﺑﻬﺘﺮ اﺳﺖ از اﻻن اﻣﺎدﮔﯽ ذﻫﻨﯽ ﺑﺮاي ﺑﺮﺧﻮرد ﺑﺎ اﯾﻦ ﻣﺴﺌﻠﻪ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﻢ.

ﺣﺎﻻ ﺑﺒﯿﻨﯿﻢ اﯾﻦ ﺟﻨﮓ ﭼﻪ ﻣﻌﻨﺎﯾﯽ دارد ؟ﻃﺮﻓﯿﻦ اﯾﻦ ﺟﻨﮓ ﭼﻪ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ؟ ﻫﺪف اﯾﻦ ﺟﻨﮓ ﭼﯿﺴﺖ؟

ﺑﺮاي ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻪ اﯾﻦ ﺳﺌﻮاﻻت ﭼﺮا و ﭼﮕﻮﻧﻪ و ﮐﯽ و ﭼﻪ زﻣﺎﻧﯽ و ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺑﻬﺘﺮ اﺳﺖ اﺑﺘﺪا ﻧﻈﺮي ﺑﻪ اﻏﺎز اﯾﻦ ﺑﺤﺚ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﻢ.

ﺑﺪون ﺷﮏ ﻣﺪاﺧﻠﻪ ﺑﺎﻧﮏ ﻣﺮﮐﺰي ژاﭘﻦ در ﺑﺎزار ارز ﺑﺮاي ﮐﺎﻫﺶ ارزش ﯾﻦ ﻧﻘﺸﯽ ﻣﻬﻢ در ﺑﺮوز اﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮع داﺷﺖ

ﻫﺮ ﭼﻨﺪ اﯾﻦ ﻣﺪاﺧﻠﻪ اﮔﺮ اداﻣﻪ ﻧﯿﺎﺑﺪ ﻣﯿﺘﻮان ﮔﻔﺖ ﺑﺎ ﺷﮑﺴﺖ روﺑﺮو ﺷﺪه

اﻣﺎ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺧﻮﺑﯽ ﺑﺮاي اﻋﺘﺮاض ﺑﺴﯿﺎري از ﮐﺸﻮرﻫﺎ در زﻣﯿﻨﻪ ﻣﺎﻧﯿﭙﻮﻻﺳﯿﻮن و ﻣﺪاﺧﻠﻪ ﺑﻪ ﺑﺎزار ازاد ﺑﺪﺳﺖ داد از ﻃﺮف دﯾﮕﺮ ﭼﻨﯿﻦ اﻣﺮي ﻣﺪاﺧﻼت

ﻣﺎﻧﯿﭙﻮﻻﺗﯿﻮ و ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻧﮕﻪ داﺷﺘﻦ ارزش ﯾﻮان ﭼﯿﻦ را ﮐﻪ ﺑﺸﮑﻞ ﺳﯿﺴﺘﻤﺎﺗﯿﮏ و ﮐﺎﻣﻼ اﺷﮑﺎر از ﺳﻮي ﺑﺎﻧﮏ ﻣﺮﮐﺰي ﭼﯿﻦ اﺟﺮا ﻣﯿﮕﺮدﯾﺪ

را ﺑﺤﻖ ﻧﺸﺎن ﻣﯿﺪاد و به همین ﻋﻠﺖ اﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽ ﻫﺎ,ﺑﯿﺸﺘﺮﯾﻦ واﮐﻨﺶ را ﻧﺸﺎن دادﻧﺪ.

اﻣﺎ ﻫﺪف اﯾﻦ ﮐﺎر ﭼﯿﺴﺖ؟

ﻣﻨﻈﻮر از ﺟﻨﮓ ارزي ﮐﺎﻫﺶ ﻣﺼﻨﻮﻋﯽ و ﻋﻤﺪي ارزش ﭘﻮل ﯾﮏ ﮐﺸﻮر در ﺑﺮاﺑﺮ ﮐﺸﻮرﻫﺎي دﯾﮕﺮ ﺑﻤﻨﻈﻮر ﺣﻔﻆ ﻗﺪرت رﻗﺎﺑﺖ و اﻓﺰاﯾﺶ ﺻﺎدرات اﺳﺖ.

ﻃﺒﯿﻌﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ اﮔﺮ در ﯾﮏ زﻣﺎن ﮐﺸﻮرﻫﺎي زﯾﺎدي اﻗﺪام ﺑﻪ ﭼﻨﯿﻦ ﮐﺎري ﮐﻨﻨﺪ ﻣﻮﺟﺐ اﯾﺠﺎد رﻗﺎﺑﺖ ﻏﯿﺮﻋﺎدﻻﻧﻪ ﺗﺠﺎري و ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻣﺸﮑﻼت ﺟﺪي

ﻣﺎﻧﻨﺪ :

اﻓﺰاﯾﺶ ﺑﯿﮑﺎري و ﮐﺎﻫﺶ دراﻣﺪ ﻣﻠﯽ ﺑﺮاي رﻗﺒﺎي ﺗﺠﺎري ﺧﻮد ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﺷﺪ

ﮐﻪ ﭼﻨﯿﻦ اﻣﺮي ﺑﺎﻋﺚ اﻋﺘﺮاض و اﻗﺪاﻣﺎت ﺗﻼﻓﯽ ﺟﻮﯾﺎﻧﻪ و ﺣﺘﯽ اﻧﺘﻘﺎم ﺟﻮﯾﺎﻧﻪ اﯾﻦ رﻗﺒﺎ ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ

ﺣﺘﯽ اﻣﮑﺎن ﺗﺒﺪﯾﻞ ﭼﻨﯿﻦ ﻣﺴﺎﺋﻠﯽ ﺑﻪ ﯾﮏ ﺟﻨﮓ واﻗﻌﯽ ﻧﯿﺰ وﺟﻮد دارد.

ﺑﺎ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﻣﻮﺷﮑﺎﻓﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺗﺎرﯾﺦ ﺟﻨﮕﻬﺎي ﺟﻬﺎن ﺧﻮاﻫﯿﺪ دﯾﺪ ﮐﻪ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺟﻨﮕﻬﺎ رﯾﺸﻪ اﻗﺘﺼﺎدي دارﻧﺪ.

ﺟﻨﮕﻬﺎ ﯾﺎ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﮐﺴﺐ ﺧﺎك ﺑﯿﺸﺘﺮ و ﯾﺎ ﮐﻨﺘﺮل راه ﻫﺎي ﺗﺠﺎري و ﯾﺎ ﺑﺪﺳﺖ اوردن ﻣﻨﺎﺑﻊ و ﻣﻌﺎدن و ﯾﺎ اﻓﺰودن ﺑﺮ ﺧﺮاﺟﮕﺬاران

و ﻣﺎﻟﯿﺎت دﻫﻨﺪﮔﺎن و ﺣﺘﯽ ﺑﺮاي ﻧﯿﺮوي ﮐﺎر ﺑﯿﺸﺘﺮ و ﻧﯿﺰ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺟﻨﮕﻬﺎي دﻧﯿﺎي ﻣﺪرن ﺑﺮاي ﺧﺮوج از رﮐﻮد اﻗﺘﺼﺎدي و…

ﺑﺮاي ﻣﺜﺎل ﺟﻨﮕﻬﺎي داﺧﻠﯽ اﻣﺮﯾﮑﺎ ﺑﯿﺸﺘﺮ از اﯾﻨﮑﻪ ﺑﺮاي ﻟﻐﻮ ﺑﺮده داري ﺑﺎﺷﺪ ﺑﺮاي ﺗﺎﻣﯿﻦ ﻧﯿﺮوي ﮐﺎر ارزان ﺟﻬﺖ ﺻﻨﺎﯾﻊ ﺷﻤﺎل ﺑﻮد.

ﮐﺎرﮔﺮ ارزان ﮐﻪ ﻫﻤﺎن ﺳﯿﺎﻫﭙﻮﺳﺘﺎن ﺑﻮدﻧﺪ در ﻣﺰارع ﺟﻨﻮب ﺑﮑﺎر ﮔﺮﻓﺘﻪ می شدند

و اﻣﺮﯾﮑﺎي در ﺣﺎل ﺻﻨﻌﺘﯽ ﺷﺪن ﻧﯿﺎز ﻣﺒﺮﻣﯽ ﺑﻪ اﯾﻦ ﻧﯿﺮوي ﮐﺎر ارزان داﺷﺖ.

ﺣﺘﯽ ﺟﻨﮕﻬﺎي دﯾﻨﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺟﻨﮕﻬﺎي ﺻﻠﯿﺒﯽ ﺑﺮاي ﺧﺮوج از ﺑﺤﺮان رﮐﻮد اﻗﺘﺼﺎدي ﻗﺮون وﺳﻄﯽ ﺑﻮد.

ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ اﻣﺮوزه اﺳﺘﻔﺎده از ﺳﻼح ارزي ﻣﺒﺪل ﺑﻪ ﺳﻼح اﺳﺘﺎﻧﺪارد ﺟﻨﮕﻬﺎي اﻗﺘﺼﺎدي ﺷﺪه

ﮐﺸﻮرﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻗﺪرت و ﯾﺎ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﭼﻨﯿﻦ ﮐﺎري را دارﻧﺪ ﺑﺼﻮرت ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ و ﯾﺎ ﻏﯿﺮ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﺳﻌﯽ در اﺳﺘﻔﺎده از اﯾﻦ ﺳﻼح ﺧﻄﺮﻧﺎك دارﻧﺪ

اﻣﺮوزه ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﭼﯿﻦ و ﯾﺎ در اﯾﻦ اواﺧﺮ ژاﭘﻦ و ﺑﺮﺧﯽ ﮐﺸﻮرﻫﺎي دﯾﮕﺮ ﺑﻠﮑﻪ ﺧﻮد اﻣﺮﯾﮑﺎ ﺗﻮﺳﻂ ﺳﯿﺎﺳﺘﻬﺎي ﻣﺎﻟﯽ و ﭘﻮﻟﯽ ﺑﺎﻧﮑﻬﺎي ﻣﺮﮐﺰي

ارزش ﭘﻮل ﺧﻮد را در ﺑﺮاﺑﺮ ارزﻫﺎي دﯾﮕﺮ ﮐﺎﻫﺶ داده اﻧﺪ.

ﺷﮑﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﭼﯿﻦ ﺑﺰرﮔﺘﺮﯾﻦ و ﻋﻤﺪه ﺗﺮﯾﻦ ﻣﺪاﺧﻠﻪ ﮐﻨﻨﺪه در ﮐﺎﻫﺶ ارزش ﭘﻮل ﺧﻮد ﻣﺤﺴﻮب ﻣﯿﺸﻮد و از اﯾﻦ راه اﻣﺘﯿﺎزات ﺗﺠﺎري ﺑﺎور ﻧﮑﺮدنی

ﺑﺪﺳﺖ اورده و ﻫﺮﮔﺎه ﻓﺸﺎرﻫﺎي ﺑﯿﻦ اﻟﻤﻠﻠﯽ و ﺻﺪاي اﻋﺘﺮاض ﺑﺮ ﻋﻠﯿﻪ اﯾﻦ ﺳﯿﺎﺳﺖ ﺑﺮﺧﺎﺳﺘﻪ ﺻﺮﻓﺎ ﺑﺎ وﻋﺪه و وﻋﯿﺪﻫﺎﯾﯽ از ﻗﺒﯿﻞ “ﺣﺘﻤﺎ و ﺻﺪ در ﺻﺪ

و ﯾﺎ ﺑﺰودي اﯾﻦ ﮐﺎر را اﻧﺠﺎم ﺧﻮاﻫﯿﻢ داد و ﯾﺎ ﺑﺎ اﻓﺰاﯾﺶ ﮐﺎذب و ﻓﺮﻣﺎﻟﯿﺘﻪ ارزش ﯾﻮان ” ﺗﻼش در ﮐﺎﺳﺘﻦ ﻓﺸﺎرﻫﺎي ﺑﯿﻦ اﻟﻤﻠﻠﯽ ﻧﻤﻮده

وﻟﯽ روﺷﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ارزش ﯾﻮان ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺴﯿﺎر ﺑﯿﺸﺘﺮ از اﯾﻦ اﻓﺰاﯾﺶ ﯾﺎﺑﺪ

ﺗﺎ ﺣﺪاﻗﻞ ﺗﻌﺎدﻟﯽ ﻧﺴﺒﯽ و ﺣﺘﯽ ﮔﺬرا در رﻗﺎﺑﺖ و ﺗﺠﺎرت ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺑﻮﺟﻮد اﯾﺪ.

اداﻣﻪ ﺟﻨﮓ ارزي

ﭘﺲ از ﺑﺮوز ﺑﺤﺮان در ﺳﺎل2008,اﻣﺮﯾﮑﺎ ﺑﺎ اﺗﺨﺎذ ﺳﯿﺎﺳﺖ ﭘﻤﭙﺎژ ﭘﻮل ﺑﻪ ﺳﯿﺴﺘﻢ

ﺳﻌﯽ در ﺟﻠﻮﮔﯿﺮي از رﺷﺪ ﻫﺮﭼﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﺤﺮان ﻧﻤﻮد ,وﻟﯽ ﺑﺎزﻫﻢ ﻗﺎدر ﺑﻪ اﻧﭽﻪ در ﻧﻈﺮ داﺷﺖ ,ﻧﺸﺪ

و ﯾﮑﯽ از ﻋﻠﻞ ﻣﻬﻢ اﯾﻦ اﻣﺮ ﻫﻢ ﺳﯿﺎﺳﺘﻬﺎي ﭼﯿﻦ و ﺑﻌﻀﯽ ﮐﺸﻮرﻫﺎي دﯾﮕﺮ در ﻣﻮرد ارزش ﭘﻮل ﺧﻮدﺷﺎن ﺑﻮد.

اﻣﺎ اﻣﺮوز وﺿﻊ ﺑه گوﻧﻪ اي دﯾﮕﺮ اﺳﺖ, اﮔﺮ ﯾﺎدﺗﺎن ﺑﺎﺷﺪ در اﺧﺮﯾﻦ ﮔﺮدﻫﻤﺎﯾﯽ ﺑﺎﻧﮑﻬﺎي ﻣﺮﮐﺰي ﺑﺰرگ در اﻣﺮﯾﮑﺎ ﻗﺮار ﺑﺮاﯾﻦ ﺷﺪ

ﺗﺎ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺑﺎﻧﮑﻬﺎي ﻣﺮﮐﺰي ﺑﺎ ﻫﻤﺎﻫﻨﮕﯽ و اﺗﺨﺎذ ﺳﯿﺎﺳﺘﻬﺎي ﻣﺸﺘﺮك ﺑﺮاي ﺧﺮوج از ﺑﺤﺮان ﻫﻤﮑﺎري ﮐﻨﻨﺪ

اﻣﺎ دﯾﺮي ﻧﮕﺬﺷﺖ ﮐﻪ راﻫﯽ دﯾﮕﺮ در ﭘﯿﺶ ﮔﺮﻓﺖ و ﺟﺪا از دﯾﮕﺮان ﮐﺎر ﺧﻮد را اداﻣﻪ داد.

ﺑﺪون ﺷﮏ ﺗﻼش در ﺗﺤﻠﯿﻞ و اﻧﺎﻟﯿﺰ وﺿﻌﯿﺖ ﻣﻮﺟﻮد ﺗﻮﺳﻂ ﭼﺎرت و ﺣﺮﮐﺘﻬﺎي روزاﻧﻪ ﮐﺎري ﺳﺎده اﻧﮕﺎراﻧﻪ و ﺑﯿﺸﺘﺮ در ﺳﻄﺢ

ﭼﺎرﺗﯿﺴﺘﻬﺎ و ﺗﮑﻨﯿﮑﺎﻟﯿﺴﺖ ﻫﺎ ﻣﯿﺒﺎﺷﺪ و اﮔﺮ ﮐﺴﯽ واﻗﻌﺎ ﻧﯿﺎز ﺑﻪ داﻧﺴﺘﻦ ﭘﺸﺖ ﭘﺮده وﻗﺎﯾﻊ اﺳﺖ

ﻣﺠﺒﻮر ﺑﻪ ﺗﺮك ﭼﻨﯿﻦ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺳﻄﺤﯽ و روزﻣﺮه و ورود ﺑﻪ دﻧﯿﺎي ﭘﺮ رﻣﺰ و راز ﺳﯿﺎﺳﺖ و اﻗﺘﺼﺎد ﺑﯿﻦ اﻟﻤﻠﻠﯽ اﺳﺖ.

ﻣﯿﺪاﻧﯿﺪ ﮐﻪ در ﮐﻮﺗﺎه ﻣﺪت ارزش ﯾﻮرو ﺑﻪ دﻻر از 1.26 به بالاتر از سطح 1.39 رﺳﯿﺪ,

ﭼﻨﯿﻦ اﻓﺰاﯾﺸﯽ ﯾﮏ ﺣﺮﮐﺖ ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ و ﺳﺎده در ﺑﺎزار ازاد ارز ﺑﻨﻈﺮ ﻧﻤﯿﺮﺳﺪ

و ﺗﻨﻬﺎ ﻣﯿﺘﻮان رﯾﺸﻪ ﭼﻨﯿﻦ ﺣﺮﮐﺎﺗﯽ را در ﻋﻤﻠﯿﺎت ﻣﺸﺘﺮك ﺧﺰاﻧﻪ داري ﺟﺴﺘﺠﻮ ﻧﻤﻮد.

اﻓﺰاﯾﺶ ﮐﺴﺮي ﺑﻮدﺟﻪ اﻣﺮﯾﮑﺎ از600 ﻣﯿﻠﯿﺎرد دﻻر در اﻏﺎز ﺑﺤﺮان و رﺳﯿﺪن ان ﺑﻪ 1.6 ﺗﺮﯾﻠﯿﻮن دﻻر

ﺑﻪ اﻧﺪازه ﮐﺎﻓﯽ ﺧﺰاﻧﻪ داري را ﺑﺎ ﻣﺸﮑﻼت ﺟﺪي روﺑﺮو ﺳﺎﺧﺖ و ﺗﺎﻣﯿﻦ ﻣﺎﻟﯽ ﭼﻨﯿﻦ رﻗﻢ ﺑﺰرﮔﯽ ﺗﻨﻬﺎ ﺗﻮﺳﻂ ﺑﺪﻫﯽ ﻫﺎي ﺟﺪﯾﺪ ﻣﻘﺪور اﺳﺖ

اﻣﺎ از ﺳﻮي دﯾﮕﺮ ﺗﻨﻬﺎ ﻣﻨﺒﻌﯽ ﮐﻪ ﺑﺘﻮاﻧﺪ ﭼﻨﯿﻦ ارﻗﺎم ﻧﺠﻮﻣﯽ را ﺑﺮاي دوﻟﺖ اﻣﺮﯾﮑﺎ ﺗﻬﯿﻪ ﮐﻨﺪ ﻓﺪ اﺳﺖ.

ﺑﺪﯾﻦ ﺗﺮﺗﯿﺐ ﻓﺪ ﺑﺎ ﺧﺮﯾﺪ اوراق ﻗﺮﺿﻪ ﻃﻮﯾﻞ اﻟﻤﺪت ﺧﺰاﻧﻪ داري اﯾﻦ ﮐﺴﺮي ﺑﺰرگ را ﺗﺎﻣﯿﻦ ﺧﻮاﻫﺪ ﮐﺮد

و از ﺳﻮي دﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﺟﻬﺖ ﻧﺮخ ﺑﻬﺮه ﻧﺰدﯾﮏ ﺑﻪ ﺻﻔﺮ ﻣﻮﺟﺐ ﻫﺪاﯾﺖ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﮔﺬاران ﺑﻪ اوراق ﺷﺮﮐﺘﻬﺎ و ﺑﺨﺶ ﺧﺼﻮﺻﯽ ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ

ﮐﻪ اﯾﻦ اﻣﺮ ﻫﻢ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﺟﺪﯾﺪي را ﺑﺮاي ﺷﺮﮐﺘﻬﺎ ﻓﺮاﻫﻢ ﻧﻤﻮده و ﺑﺎﻋﺚ اﻓﺰاﯾﺶ اﺳﺘﺨﺪام و ﺗﻮﻟﯿﺪ در اﻣﺮﯾﮑﺎ ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ.

ﺑﺴﯿﺎر ﺧﻮب اﯾﺎ اﯾﻦ ﻋﻤﻠﯿﺎت ﯾﮏ ﺳﻮرﭘﺮاﯾﺰ و ﯾﮏ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺟﺪﯾﺪ و ﻏﯿﺮﻣﻨﺘﻈﺮه ﺑﻮد؟ ﺟﻮاب ﻧﻪ.

زﯾﺮا ﻣﺸﺎﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﻋﻤﻠﯿﺎت در دوران رﯾﺎﺳﺖ ﺟﻤﻬﻮري ﮐﻨﺪي اﻧﺠﺎم ﺷﺪه ﺑﻮد

و ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺗﺎرﯾﺦ اﻗﺘﺼﺎدي اﻣﺮﯾﮑﺎ اﺷﻨﺎ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﺷﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ.

در ﺳﺎل 1960 در اثر کسری های بودجه که از سال 1951 ﺷﺮوع ﺷﺪه ﺑﻮد

اﻗﺘﺼﺎد اﻣﺮﯾﮑﺎ وارد دوران رﮐﻮد ﮔﺮدﯾﺪ و ﻋﻤﻠﯿﺎت ﻓﺪ(operation twist)ﮐﻪ ﻧﺎم ﮔﺮﻓﺖ ﺑﻤﺮﺣﻠﻪ اﺟﺮا دراﻣﺪ

و ﻓﺪ ﺑﺮﺧﻼف روال ﺑﺠﺎي ﺧﺮﯾﺪ اوراق ﮐﻮﺗﺎه ﻣﺪت ﺧﺰاﻧﻪ داري ﺷﺮوع ﺑﻪ ﺧﺮﯾﺪ و ﺟﻤﻊ اوري ﻗﺮﺿﻪ ﻫﺎي ﺑﻠﻨﺪ ﻣﺪت ﻧﻤﻮد

و ﺑﺪﯾﻦ ﻃﺮﯾﻖ ﺗﻔﺎﺿﻞ و ﺗﻔﺎوت ﺑﯿﻦ ﺑﻬﺮه ﮐﻮﺗﺎه ﻣﺪت و ﺑﻬﺮه ﺑﻠﻨﺪ ﻣﺪت را ﺑﻪ ﺣﺪاﻗﻞ ﻣﻤﮑﻨﻪ ﮐﺎﻫﺶ داد

ﺗﺎ ﺷﺎﯾﺪ ﺑﺘﻮاﻧﺪ از اﯾﻦ راه ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﮔﺬاران را ﺗﺸﻮﯾﻖ ﺑﻪ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﮔﺬاري در ﺻﻨﺎﯾﻊ و ﺑﺨﺶ ﺧﺼﻮﺻﯽ ﻧﻤﺎﯾﺪ.

اﻟﺒﺘﻪ ﺷﮑﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﯿﻦ ﭘﯿﭻ و ﺗﺎب(operation twist)ﭘﻨﺠﺎه ﺳﺎل ﻗﺒﻞ و اﻣﺮوز ﺗﻔﺎوﺗﻬﺎي ﺑﺴﯿﺎري وﺟﻮد دارد

اﻣﺎ ﻫﺪف و ﻣﻨﻄﻖ و روش ﮐﺎر ﻫﻤﺎن اﺳﺖ.

در درﺟﻪ اول ﺑﺎﯾﺪ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻫﺎي ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ اي را ﮐﻪ ﺑﺨﺶ ﺧﺼﻮﺻﯽ ﻣﯿﺒﺎﯾﺴﺘﯽ اﺳﺘﻔﺎده ﮐﻨﺪ را ﮐﺎﻫﺶ داد

و اﯾﻨﮑﺎر ﺗﻮﺳﻂ ﺑﺎز ﭘﺲ ﮔﯿﺮي ﻗﺮض ﻫﺎي دوﻟﺘﯽ ﺗﻮﺳﻂ ﻓﺪ اﻧﺠﺎم ﻣﯿﺸﻮد

و در ﻧﺘﯿﺠﻪ اﯾﻦ ﻋﻤﻞ ﻗﯿﻤﺖ اوراق ﻗﺮﺿﻪ اﻓﺰاﯾﺶ ﯾﺎﻓﺘﻪ و ﺑﺎزده ﮐﺎﻫﺶ ﻣﯿﺎﺑﺪ ﮐﻪ در اﯾﻨﺼﻮرت ﮐﺸﺶ و ﺟﺬاﺑﯿﺘﯽ ﺑﺮاي ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﮔﺬاران

ﻧﺨﻮاﻫﺪداﺷﺖ و ﺑﺠﺎي ﺧﺮﯾﺪ اوراق دوﻟﺘﯽ ﺑﺴﻮي اوراق ﺷﺮﮐﺘﻬﺎ و ﺑﺨﺶ ﺧﺼﻮﺻﯽ ﺧﻮاﻫﻨﺪ رﻓﺖ

و ﻫﻤﯿﻦ اﻣﺮ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﻻزم ﺑﺮاي ﺟﺎن ﺑﺨﺸﯿﺪن ﺑﻪ اﻗﺘﺼﺎد را ﻓﺮاﻫﻢ ﺧﻮاﻫﺪ ﮐﺮد.

اﻟﺒﺘﻪ اﯾﻦ ﻧﮑﺘﻪ را ﻧﯿﺰ در ﻧﻈﺮ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﮐﻪ اﮔﺮ ﻓﺪ ﺷﺮوع ﺑﻪ ﺟﻤﻊ اوري اوراق ﻧﻤﺎﯾﺪ

و ﺑﺎﻧﮑﻬﺎ ﻋﻼﻗﻪ ﺧﺎﺻﯽ ﺑﺮاي ﺧﺮﯾﺪ اﯾﻦ اوراق ﻧﺸﺎن ﻧﺪﻫﻨﺪ ,ﻣﻘﺪار ﺑﻮﻧﺪﻫﺎي ﻣﻮﺟﻮد در ﺑﺎزار ﮐﺎﻫﺶ ﺧﻮاﻫﺪ ﯾﺎﻓﺖ و ﺑﺎ ﻋﻄﻒ ﺑﻪﻣﮑﺎﻧﯿﺴﻢ

ﻋﺮﺿﻪ و ﺗﻘﺎﺿﺎ ﮐﺎﻫﺶ اوراق ﺑﺎﻋﺚ اﻓﺰاﯾﺶ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻗﯿﻤﺖ و اﻓﺖ ﺑﺎزده ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ

ﮐﻪ اﯾﻦ ﺧﻮد ﻋﺎﻣﻠﯽ دﯾﮕﺮ ﺑﺮاي روي اوردن ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﮔﺬاران ﻣﺤﺘﺎط ﺑﻪ اوراق ﺑﺎزده ﺑﺎﻻ ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ.

اﻟﺒﺘﻪ ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ اﯾﻦ وﺿﻌﯿﺖ ﭼﻨﺪان ﺑﺮاي ﺑﺎﻧﮑﻬﺎي ﺧﺼﻮﺻﯽ ﺧﻮﺷﺎﯾﻨﺪ ﻧﺒﺎﺷﺪ

زﯾﺮا ﺑﺎﻧﮑﻬﺎ ﺑﺎ ﻧﺪادن وام و اﻋﺘﺒﺎر ﺑﻪ ﺑﺨﺶ ﺧﺼﻮﺻﯽ ﭘﻮل ارزان و در واﻗﻊ ﻣﻔﺘﯽ ﮐﻪ از ﻓﺪ ﺗﺎﻣﯿﻦ ﻣﯿﮑﺮدﻧﺪ

را در ﺧﺎرج از ﮐﺸﻮر و ﺑﯿﺸﺘﺮ در ﺑﺎزارﻫﺎي درﺣﺎل رﺷﺪ و ﯾﺎ اوراق ﺑﺎ ﺑﺎزده ﺑﺎﻻي ﺧﺎرﺟﯽ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﮔﺬاري ﻣﯿﮑﺮدﻧﺪ

(اﯾﻦ ﺑﺎﻧﮑﻬﺎ از ﻓﺪ ﺑﺎ ﺑﻬﺮه 0.1% ﻗﺮض ﻣﯿﮕﯿﺮﻧﺪ و ﺑﺎ ﺑﻬﺮه 3.5 تا 10 %ﺑﻪ مردم وام ﻣﺼﺮف و ﺧﺮﯾﺪ ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ

و ﯾﺎ در ﺑﻮرﺳﻬﺎي ﺧﺎرﺟﯽ ﻣﺸﻐﻮل ﺑﻮرس ﺑﺎزي ﻫﺴﺘﻨﺪ.

ﺷﻤﺎ ﮐﺠﺎ ﭼﻨﯿﻦ ﭘﻮل ﻣﻔﺖ و ﺑﺎداورده اي دﯾﺪه اﯾﺪ آن هم ﺗﺮﯾﻠﯿﻮن دﻻري؟!!!)

اﻣﮑﺎن دارد اﯾﻦ ﺑﺎﻧﮑﻬﺎ ﺑﺎ ﻧﻔﻮذ و ﻗﺪرﺗﯽ ﮐﻪ دارﻧﺪ ﺑﻄﺮﯾﻘﯽ ﻣﺎﻧﻊ از اﺟﺮاي ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ اﻣﯿﺰ اﯾﻦ ﻋﻤﻠﯿﺎت ﺷﻮﻧﺪ

و ﯾﺎ به نحوی ﭼﻮب ﻻي ﭼﺮخ ﻓﺪ و ﺧﺰاﻧﻪ داري ﺑﮕﺬارﻧﺪ.وﻟﯽ در اﯾﻨﺠﺎ ﻣﻮﺿﻮع دﯾﮕﺮي ﺑﺮاي اﯾﻦ ﺑﺎﻧﮑﻬﺎ ﻣﻄﺮح ﻣﯿﺸﻮد

و اﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎ ﺧﺮوج ﺳﺮﯾﻊ دﻻر از اﻣﺮﯾﮑﺎ و ﺳﺮازﯾﺮ ﺷﺪن ان در ﮐﺸﻮرﻫﺎي دﯾﮕﺮ ارزش دﻻر ﺑﺴﯿﺎر ﮐﺎﻫﺶ ﯾﺎﻓﺘﻪ و اﯾﻦ ﮐﺎﻫﺶ ارزش دﻻر ﻣﻮﺟﺐ

ﮐﺎﻫﺶ ﻓﺸﺎر ﻧﺎﺷﯽ از ﮐﺴﺮي ﺑﻮدﺟﻪ و ﺑﺎﻋﺚ ﺗﺎﻣﯿﻦ ﻣﻘﺪاري از اﯾﻦ ﮐﺴﺮي ﻣﯿﺸﻮد.

ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﮐﺎﻫﺶ ارزش دﻻر ﺑﺎﻋﺚ اﻓﺰاﯾﺶ ﺻﺎدرات و در ﻧﺘﯿﺠﻪ اﻓﺰاﯾﺶ اﺳﺘﺨﺪام و رﺷﺪ دراﻣﺪ ﻣﻠﯽ ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ

که اﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮع ﺗﺎ ﭘﯿﺶ از ﭘﺎﯾﺎن ﺳﺎل در ارﻗﺎم ﺻﺎدرات و GDP خواهیم دﯾﺪ.

ﺗﻨﻬﺎ ﻣﺸﮑﻠﯽ ﮐﻪ در اﯾﻦ ﻣﻮرد وﺟﻮد دارد ارزش دﻻر ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﯾﻮان اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎ وﺟﻮد ﺗﻼﺷﻬﺎي ﺑﺴﯿﺎر

ﻫﻨﻮز اﻣﺮﯾﮑﺎ ﻣﻮﻓﻖ ﺑﻪ اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﺎﺑﻞ ﻗﺒﻮل در ارزش ﯾﻮان ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ دﻻر ﻧﮕﺮدﯾﺪه

و ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ اﯾﻨﮑﻪ ﺑﺰرﮔﺘﺮﯾﻦ ﺣﺠﻢ ﺗﺠﺎرت اﻣﺮﯾﮑﺎ ﺑﺎ ﭼﯿﻦ اﺳﺖ اﻫﻤﯿﺖ اﯾﻦ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﺑﯿﺶ از ﭘﯿﺶ روﺷﻦ اﺳﺖ

ﻣﯿﺪاﻧﯿﺪ ﮐﻪ ﮐﺸﻮر اﻣﺮﯾﮑﺎ ﺑﺘﻨﻬﺎﯾﯽ ﺑﯿﺶ از ﻧﯿﻤﯽ از ﺗﺠﺎرت ﺟﻬﺎﻧﯽ و رﺷﺪ اﻗﺘﺼﺎدي دﻧﯿﺎ را در دﺳﺖ ﺧﻮد دارد.

در ﻣﺜﻠﺚ اﻣﺮﯾﮑﺎ و اروﭘﺎ و اﺳﯿﺎ ﭼﻬﺎر ارز ﻣﻬﻢ وﺟﻮد دارد ﮐﻪ ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪ از:

دﻻر اﻣﺮﯾﮑﺎ و ﯾﻮرو و ﯾﻦ و ﯾﻮان در اﺳﯿﺎ.

ﺧﻮب ﺣﺎﻻ ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﻋﻠﯿﻪ ﭼﻪ ﮐﺴﯽ و ﯾﺎ ﮐﺴﺎﻧﯽ اﻋﻼن ﺟﻨﮓ ﮐﺮده و ﯾﺎ در ﺣﺎل ﺟﻨﮓ اﺳﺖ؟

ارزش دﻻر در ﻋﺮض ﻣﺪت ﮐﻮﺗﺎﻫﯽ ﺑﯿﺶ از 10% ﮐﺎﻫﺶ ﯾﺎﻓﺘﻪ و ژاﭘﻦ ﮐﺎر ﻣﺪاﺧﻠﻪ ﺑﺎﻧﮏ ﻣﺮﮐﺰﯾﺶ را ﺗﻤﺎم ﮐﺮده

و روﯾﺶ دوﻟﯿﻮان اب ﻫﻢ ﺧﻮرده و ﻧﺨﺴﺖ وزﯾﺮ ﭼﯿﻦ در اروﭘﺎ ﭼﻨﺪﯾﻦ ﻗﺮارداد را اﻣﻀﺎء ﮐﺮده

و در ﺟﯿﺒﺶ ﮔﺬاﺷﺘﻪ ,ﺑﻌﻀﯽ از اﯾﻦ ﻗﺮاردادﻫﺎ :در ﺗﺠﺎرت ﺑﯿﻦ ﺗﺮﮐﯿﻪ و ﭼﯿﻦ از ﯾﻮان و ﻟﯿﺮ اﺳﺘﻔﺎده ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ.

اوراق ﯾﻮﻧﺎن را ﭼﯿﻦ ﺧﻮاﻫﺪ ﺧﺮﯾﺪ.روﺳﯿﻪ و ﭼﯿﻦ ﺗﻮﺳﻂ ﯾﻮان و روﺑﻞ ﺗﺠﺎرت ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﮐﺮد.

و ﺑﺎ ﭼﻨﺪ ﮐﺸﻮر رﯾﺰ و درﺷﺖ دﯾﮕﺮ ﻧﯿﺰ ﻗﺮاردادﻫﺎﯾﯽ ﻣﺸﺎﺑﻪ ﺑﺴﺘﻪ اﻧﺪ.

ژاﭘﻨﯽ ﮐﻪ ﺗﺎ اواﯾﻞ دﻫﻪ 90 ﻫﺮ ﺳﺎل 10% رﺷﺪ اﻗﺘﺼﺎدي داﺷﺖ و دراﻣﺪ ﺳﺮاﻧﻪ ان در ﺣﺎل رﺳﯿﺪن ﺑﻪ دراﻣﺪ ﺳﺮاﻧﻪ اﻣﺮﯾﮑﺎ ﺑﻮد

وﻟﯽ ﻫﺮ اﻓﺴﺎﻧﻪ اي ﭘﺎﯾﺎﻧﯽ دارد و اﯾﻦ ﭼﯿﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺳﺎﻣﻮراﯾﯽ ﻫﺎ را به کنار می راند و ﺑﺮ ﺗﺨﺖ اﻧﻬﺎ می نشیند.

ﻣﺮﺣﻠﻪ اول در ﻋﻤﻠﯿﺎت توییست اﻣﺮﯾﮑﺎ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ اﻣﯿﺰ ﺑﻮد و ﺑﺎ ﯾﮏ ﺗﯿﺮ ﭼﻨﺪان ﻧﺸﺎن را زد.

اﻣﺮﯾﮑﺎ ﻫﻢ در اﻗﺘﺼﺎد ﺧﻮد زﯾﺮﺳﺎﺧﺖ ﻻزم ﺑﺮاي ﺟﺮﯾﺎن اﻓﺘﺎدن ﻓﺎﻧﺪﻫﺎ و ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﻫﺎ ﺑﺴﻮي ﺑﺨﺶ ﺧﺼﻮﺻﯽ اﻣﺎده ﺳﺎﺧﺖ

و ﻫﻢ زﻫﺮ ﭼﺸﻢ ﺧﻮﺑﯽ از ﮐﺸﻮرﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺧﯿﺎل ﮐﺎﻫﺶ ﻣﺼﻨﻮﻋﯽ ارزش ﭘﻮل ﺧﻮد را داﺷﺘﻨﺪﮔﺮﻓﺖ ,

آن هم در ﺣﺎلتی که ﺧﻮد ﺑﺰرﮔﺘﺮﯾﻦ دﺳﺘﮑﺎري را در ارزش دﻻر اﻧﺠﺎم می داد

اﻟﺒﺘﻪ ﻣﻮﺿﻮع ﮐﻤﯽ ﭘﯿﭽﯿﺪه ﺗﺮ از اﯾﻦ اﺳﺖ,ﺑﺨﺼﻮص در ﻣﻮرد دﻻر زﯾﺮا ﻫﻨﻮز ﻫﻢ دﻻر ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ ﺧﺎص ﺧﻮد در دﻧﯿﺎ را ﺣﻔﻆ ﻧﻤﻮده

و ﻫﻨﻮز ﻫﻢ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﮐﺎﻻﻫﺎ و ﺧﺪﻣﺎت ﺑﺮ اﺳﺎس دﻻر ﻗﯿﻤﺖ ﮔﺬاري و ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ می شوند

و ﻧﯿﺰ ﻋﻤﺪه ﺗﺮﯾﻦ ارز ذﺧﯿﺮه ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺑﺎﻧﮑﻬﺎي ﻣﺮﮐﺰي اﺳﺖ و ﻧﯿﺰ ﻣﻘﺎدﯾﺮ ﺑﺴﯿﺎر عظیمی از ﺑﺪﻫﯽ ﻫﺎي دوﻟﺖ اﻣﺮﯾﮑﺎ

ﺑﺸﮑﻞ اوراق ﻗﺮﺿﻪ در دﺳﺖ ﻣﺮدم و دوﻟﺘﻬﺎي ﺟﻬﺎن ﻗﺮار دارد.

اﻟﺒﺘﻪ اﻃﻼق ﺟﻨﮓ ﺑﻪ اﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮع ﭼﻨﺪان ﺻﺤﯿﺢ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﻠﮑﻪ اﯾﻦ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ اﯾﻦ ﻋﻤﻠﯿﺎت اﺳﺖ

وﻟﯽ از ﭼﺸﻢ ﮐﺸﻮرﻫﺎي دﯾﮕﺮ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺟﻨﮓ می نماید.

اﮔﺮ اﺗﻔﺎق ﺧﺎﺻﯽ ﻧﯿﺎﻓﺘﺪ ﺑﺰودي ﺷﺎﻫﺪ رﺷﺪ ﻣﺠﺪد اﻗﺘﺼﺎد اﻣﺮﯾﮑﺎ در ﺳﺎﯾﻪ دﻻر ﮐﻢ ارزش و رﺷﺪ ﺻﺎدرات و ﺑﻬﺒﻮد اﻣﺎر اﻗﺘﺼﺎدي ﺧﻮاﻫﯿﻢ ﺑﻮد.

اﻧﺪﯾﮑﺎﺗﻮرﻫﺎي ﻣﯿﺰان ﻣﺸﺎرﮐﺖ

ﺑﻌﻀﯽ از ﺑﻮرس ﻫﺎ و آژاﻧﺲ ﻫﺎي دوﻟﺘﯽ ﻣﯿﺰان ﻣﺸﺎرﮐﺖ در ﺧﺮﯾﺪ و ﻓﺮوش ﺗﻮﺳﻂ ﮔﺮوه ﻫﺎي ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﮔﺬاران

و ﻣﻌﺎﻣﻠﮕﺮان را ﺟﻤﻊ آوري ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ و ﺳﭙﺲ ﺧﻼﺻﻪ اﯾﻦ ﮔﺰارش را ﮐﻪ ﺑﯿﺎﻧﮕﺮ ﻣﯿﺰان ﻣﺸﺎرﮐﺖ ﮔﺮوه ﻫﺎي ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻣﻌﺎﻣﻠﮕﺮان ﻫﺮ ﺑﺨﺶ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ

را ﻣﻨﺘﺸﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ.ﺑﻬﺘﺮ اﺳﺖ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻫﻢ ﺟﻬﺖ ﻣﻌﺎﻣﻠﮕﺮان ﺑﺰرگ و ﺧﻮش ﺳﻠﯿﻘﻪ و ﺑﺮﺧﻼف ﻣﻌﺎﻣﻠﮕﺮان ﮐﻮﭼﮏ و ﺿﻌﯿﻒ وارد ﺑﺎزار ﺷﻮﯾﻢ.

ﺑﺮاي ﻣﺜﺎل ﮐﻤﯿﺴﯿﻮن ﻣﻌﺎﻣﻼت آﺗﯽ ﮐﺎﻻ (CFTC) ﺧﺮﯾﺪ و ﻓﺮوش ﺷﺮﮐﺖ ﻫﺎي ﺗﺠﺎري و ﻣﻌﺎﻣﻠﮕﺮان ﺑﺰرگ را ﮔﺰارش ﻣﯽ ﮐﻨﺪ.

CFTC

ﮐﻤﯿﺴﯿﻮن ﺑﻮرس اوراق ﺑﻬﺎدار (SEC) ﻧﯿﺰ ﺧﺮﯾﺪ و ﻓﺮوش ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ اﻋﻀﺎي ﯾﮏ ﺷﺮﮐﺖ را انجام ﻣﯽ دﻫﻨﺪ را ﮔﺰارش ﻣﯿﮑﻨﺪ.

اﻋﻀﺎ و ﮐﺎرﻣﻨﺪان ﯾﮏ ﺷﺮﮐﺖ ﺳﻬﺎﻣﯽ ﻋﺎم ﻣﯽ داﻧﻨﺪ ﮐﻪ ﭼﻪ زﻣﺎﻧﯽ ﺳﻬﻢ ﺷﺮﮐﺖ ﺧﻮد را ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺨﺮﻧﺪیا ﺑﻔﺮوﺷﻨﺪ.

ﺑﻮرس ﺳﻬﺎم ﻧﯿﻮﯾﻮرك ﺗﻌﺪاد ﺳﻬﺎﻣﯽ را ﮐﻪ ﺗﻮﺳﻂ اﻋﻀﺎي آن ﺷﺮﮐﺖ و ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﮔﺮان ﺧﺮده ﭘﺎ ﺧﺮﯾﺪ و ﻓﺮوش ﻣﯽ رﺳﺪ

را اﻋﻼم ﻣﯿﮑﻨﺪ ﻣﻌﻤﻮﻻ اﻋﻀﺎي ﯾﮏ ﺷﺮﮐﺖ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ اﻃﻼﻋﺎت داﺧﻠﯽ و اﺷﺮاف ﺑﻪ وﺿﻌﯿﺖ ﺷﺮﮐﺖ ﻋﻤﻠﮑﺮد ﺑﻬﺘﺮ و ﻣﻮﻓﻖ ﺗﺮي ﻧﺴﺒﺖ

ﺑﻪ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﮔﺮان ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ دارﻧﺪ….

ادامه مطلب در بخش دوم دانسته های فاندامنتال.

دسته‌ها
مقالات آمورشی

سیستم های ژاپنی ایچیموکو TLB ‘ Kagi ‘ Renko

تشریح سیستم معاملاتی ایچیموکو:


سیستم معاملاتی ایچیموکو اولین بار توسط روزنامه نگار ژاپنی به نام دکتر گویچی هو سادا طراحی شد.

در ژاپن برنج از ارزش ویژه‌ای برخوردار بود بنابراین بعد از اتمام جنگ جهانی اول یعنی ۱۹۱۸ آقای دکتر هوسادا شروع به طراحی سیستمی کرد.

که به صورت کم ریسک نقاط خرید و فروش را نشان می دهد.

و در بحبوحه جنگ جهانی دوم و پس از آن یعنی تا سال ۱۹۴۸ این سیستم را در معاملاتش ازمایش کرد.

سپس نتیجه تحقیقات خود و شاگردانش را تحت عنوان سیستم معاملاتی ایچیموکو کینکو هایو در معرض عموم قرار داد.

این سیستم معاملاتی برای تشخیص روند بازار طراحی شده است

اصطلاحی که معروف است این است که از بالا می توان فروشندگان و خریداران را نظاره نمود .

همچنین پیدا کردن شروع روندهای مثبت و منفی بر اساس گواه های موجود و ثابت را تشریح می نماید.

به تصویر زیر نگاه کنید :

عناصر تشکیل دهنده این سیستم معاملاتی به ترتیب:

چیکو اسپن (سفید رنگ) تنکن سن (زرد رنگ) کیجون سن (آبی رنگ) ابر کومو آینده (سبز رنگ) ابر کوموی فعلی (آبی رنگ)

ابر کومو خود از دو کران بالا و پایین تشکیل شده است که به آنها سنکو A و سنکوی B می‌گوییم.

البته ابر فعلی و آینده بر حسب وضعیت نمودار می تواند سبز یا آبی شوند .

ولی در متاتریدر و مفید تریدر، رنگ تنکن سن و کیجون سن و رنگ ابرهای فعلی و آینده را می‌توانیم تغییر دهیم .

تنکن سن:

از جمع بالاترین قیمت و پایین ترین قیمت و تقسیم بر دو کردن برای نقطه 9 روز(دوره) اخیر حاصل می گردد.

کیجون سن :

از جمع بالاترین قیمت و پایین ترین قیمت و تقسیم بر دو کردن برای نقطه 26 روز (دوره) اخیر حاصل می گردد.

سنکو اسپن A:

از جمع تنکن سن و کیجون سن و تقسیم آن بر دو و برای 26 روز(دوره ) حاصل می‌شود که 26 روز(دوره ) به جلو شیفت داده شده است.

سنکو اسپن B:

ابتدا مجموع بالاترین قیمت و کمترین قیمت 52 روزانه (دوره ) را به دست آورده و سپس مقدار حاصل تقسیم آن بر دو می‌شود .

که 26 روز (دوره ) به جلو شیفت داده شده است.

چیکو اسپن:

نشان دهنده نمودار قیمتی به صورت خطی می باشد که 26 روز (دوره) به عقب شیفت داده شده است .

ابرکمو ی آینده :

در تعیین جهت و قدرت روند قیمتی در آینده به ما کمک شایانی می‌کند .

سیگنال های با اهمیت خرید و فروش :

خطوط روند مثبت و منفی روی چیکو اسپن بسیار معتبر است .

همچنین خطوط حمایت و مقاومت روی خط چیکو از اعتبار بالایی برخوردار است .

وجود الگوهای برگشتی و تحکیمی روی چیکو اسپن بسیار معتبر است .

در نتیجه سیگنال های خرید و فروش مثل تحلیل کلاسیک است .

تغییر شیب روند روی خط چیکو بسیار معتبر است.

عبور از کران بالا و کران پایین در زمان عرضی شدن چیکو، سیگنال های خرید و فروش خوبی ارائه می‌کند.

عبور خط چیکو از تنکن سن وکیجو سن بسیار با اهمیت است و بیانگر سیگنال خرید و فروش است .

اگر تنکنسن به بالای کیجون سن برود سیگنال خرید است و در غیر این صورت اگر تنکنسن به زیر کیجون برود سیگنال فروش است.

ولی فراموش نکنید محل کراس دوخط مذکور به اعتبار سیگنال خرید و فروش می افزاید .

به این صورت که اگر تنکنسن در بالای ابر کومو کیجون سن را به سمت بالا قطع نماید.

سیگنال خرید بسیار معتبر است .

و گرنه اگر در داخل ابر یا زیر ابر،تنکن سن ،کیجون سن را به سمت بالا قطع نماید.

سیگنال صادر شده خنثی یا ضعیف است.

اگر تنکن سن در زیر ابر کومو کیجون سن را به سمت پایین قطع نماید، سیگنال فروش بسیار معتبر است

و گرنه اگر در داخل ابر یا بالای ابر را به سمت پایین قطع نماید سیگنال صادر شده خنثی یا ضعیف است.

نکته کلیدی:

اگر تنکن سن و کیجون سن در خلاف هم حرکت کنند ،نباید اقدام به خرید و فروش کنیم .البته در اغلب موارد جای این دو با یکدیگر تعویض می‌شود .

اگر قیمت در بالای ابر کومو کیجون سن را به سمت بالا قطع کند، سیگنال خرید معتبر است .

و گرنه اگر قیمت ، کیجون سن را به سمت بالا در زیر ابر و یا داخل ابر قطع نماید، سیگنال ضعیفی برای خرید محسوب می شود.

نکته کلیدی:

اگر قیمت, کیجون را به سمت بالا قطع نمود اما خود کیجون به سمت پایین اشاره کرد ،بیانگرشروع موج مثبت نیست .

این موضوع در حالت خلافش نیز صادق است .

اگر قیمت در پایین ابر کوموی کیجون را به سمت پایین قطع کند، سیگنال فروش معتبر است.

و گرنه اگر قطع قیمت وکیجون به سمت پایین در بالای ابر و یا داخل ابر رخ دهد .

سیگنال ضعیفی برای فروش محسوب می شود.

شکسته شدن روند تنکنسن و کیجون سن بسیار معتبر است .

عبور تنکنسن و کیجون سن از ناحیه های مقاومتی و حمایتی بسیار مهم هستند .

اگر قیمت بالای ابرکومو ی فعلی بسته شود ،سیگنال با اهمیت خرید داده است .

اگر قیمت پایین ابرکومو ی فعلی یا بسته شود ،سیگنال با اهمیت فروش داده است .

اگر زمانی که سنکوی A بالای سنکوی Bقرار بگیرد.

(در ابرکوموی آینده ) قیمت نیز بالای ابر کمو ی فعلی یاسایه کومو باشد ،یک سیگنال قوی خرید صادر شده است.

وگرنه سیگنال خنثی یا ضعیف داریم.

اگر زمانی که سنکوی A زیر B قرار بگیرد( در ابر کمی آینده) قیمت نیز پایین ابرکومو ی فعلی (سایه کم ) باشد ،

یک سیگنال قوی فروش صادر شده است .

وگرنه سیگنال خنثی یا ضعیف داریم.

اگر قیمت چیکو اسپن ،هر دو در یک دوره‌ (26) بالای ابر کومو ی فعلی باشند،

یک سیگنال خرید قوی صادر شده است .

اگر قیمت چیکو اسپن هر دو در یک دوره 26، پایین ابر کوموی فعلی باشند،

یک سیگنال فروش قوی صادر شده است .

داخل شدن خط چیکو بین خطوط تنکنسن و کیجون سن و همچنین داخل شدن خط چیکو در قیمت یعنی در مرحله کاراکتیو قرار داریم

و تا زمانی که خط چیکو از آن دو خط عبور نکرده یعنی بازار هنوز تردید دارد.

صاف شدن خط کیجون سن ،یعنی احتمال شروع برگشت موقت بازار.

البته برای اطمینان از برگشت قیمت به سمت کیجونسن باید رفتار قیمت را بررسی نمود.

اگر قیمت تنکن سن را در دو کندل ترک نماید احتمال رسیدن به قیمت به کیجون سن وجود دارد.


تشکیل کران بالا و پایین در تنکن سن و کیجون سن به معنی حرکت عرضی بازار است .

خروج از هر یک ازکران ها یعنی سیگنال خرید یا فروش .

اگر کیجون سن و تنکنسن روی هم مماس شوند باید منتظر کندل بزرگ باشیم .

و حتی ممکن است شروع یک روند بزرگ باشد .

اگر این همپوشانی رونددار، خارج از ابر کومو اتفاق افتاده باشد ،

و قیمت به داخل ابرکومو برود ،همچنان با روند باقی می‌مانیم تا تکلیف قیمت برای شکستن سنکوی دوم مشخص شود.

اگر بدنه کندل آخر توانست بیش از ۵۰ درصد سنکوی دوم را رد کند همچنان با روند خواهیم ماند.

شیب خط روند کیجون و تنکن سن نشانه قدرت روند است .

اگر قیمت از تنکن سن عبور کند ولی از کیجن سن عبور نکند،

احتمالا دوباره قیمت به روند اصلی بر می گردد.

اگر قیمت از تنکن سن و کیجون سن ،در خلاف جهت عبور کند.

بعد از گذر از این دو نوسان نما،بازار به روند قبلی بازی می گردد

و مجددا از این دو نوسان نما در جهت روند عبور می‌کند.

گاهی قیمت از تنکنسن و کیجون سن، عبور کرده و دیگر به حالت اول بر نمیگردد .

حالا چطوری بفهمیم برمی گردد یا نه؟

قیمت باید به تنکن سن نزدیک باشد.

از نزدیکی قیمت و تنکنسن می‌توان دریافت که با روندی مواجهیم که با سرعتی و فراریتی کم، در حال حرکت است.

اگر قیمت از تنکن سن دور شود ، احتمال اینکه دوباره قیمت به تکنسن نزدیک شود بسیار زیاد است .

به هر حال عبور و فاصله زیاد قیمت از تنکن سن مهم است .

اگر قیمت بالا ی کیجون بسته شود یعنی قیمت به افزایش میل دارد.

نکته کلیدی:

فاصله قیمت و کیجون سن، یک جایی باید بالاخره پر شود.

اگر قیمت پایین کیجون بسته شود یعنی قیمت به کاهش میل دارد.

کیجون سون باید هم جهت با روند حرکت کند.

کیجون سن هرچه شیبش بیشتر باشد روند قوی تر است .

وقتی کیجون مسطح است ،بازار بدون روند است .

کیجون سن، یک مقاومت و حمایت اساسی است.

شکست این خط یعنی شکست حمایت و مقاومت اساسی .

اما لزوماً شکست کیجون مسطح به معنی بدون برگشت بودن قیمت نمی باشد.


همچنین به خاطر داشته باشید که خارج شدن کیجون از حالت مسطح یعنی حرکت قیمت به سمت افزایش یا کاهش مجدد .

فاصله قیمت از کیجون، نشانه‌ شروع تغییرات سریع قیمتی است و روندی خوب است.

که قیمت وکیجون با آهنگی ثابت و نزدیک به هم حرکت کنند.

اگر چیکو اسپن بالای ابر کومو و نوسان نماهای تنکن سن و کیجون سن باشد،

نشانه های افزایش قیمت و روند مثبت است.

و اگرچه چیکواسپن و تنکن سن وکیجون سن زیر ابر کومو باشند سیگنال قوی فروش است.

اگر قیمت بالای ابرکومو باشد، قیمت‌ افزایشی خواهد بود

و اگر قیمت زیر ابر کومو باشد، میل به کاهش قیمت دارد.

اگر قیمت داخل ابرکومو باشد،نشانه خنثی بودن روند می باشد و نباید معامله نمود .

اگر سنکوی A بالای سنکوی B باشد ،روند افزایشی است و در غیر اینصورت بازار نزولی است.

اگر قیمت یکی از سنکوی A یا B ابر کو موی مورد نظر را بشکند و آن ابرکمو ضخیم باشد، به احتمال بسیار زیاد تا سطح سنکوی دیگری حرکت می کند.

اگر کوموی آینده افزایشی باشد و سنکوی A و سنکوی B هردو به بالا اشاره داشته باشند ،نشانه قدرت بالای روند افزایشی است .

اگر کوموی آینده افزایشی باشد و سنکوی آینده A نزولی و سنکوی B مسطح باشد، یا اصلاح داریم یا تغییر روند .

در واقع روند مثبت در حال تضعیف است.( یا امکان نزول شدن روند وجود دارد)

اگر کوموی آینده نزولی باشد و سنکوی آینده A و سنکوی B هر دو به پایین اشاره داشته باشند، نشانه قدرت بالای روند کاهشی است.

اگر کوموی آینده نزولی باشد و سنکوی آینده A افزایشی و سنکوی B آینده مسطح باشد یا اصلاح داریم یا تغییر روند.

در واقع روند منفی در حال تضعیف است یا امکان افزایش شدن روند وجود دارد.

سایه کومو یا ابر کومو فعلی، ناحیه ای است که قیمت را در شرایط فعلی نشان می‌دهد

تا زمانی که قیمت در سایه کومو قرار دارد، یعنی هنوز در ناحیه مقاومت و یا حمایت هستیم .

خروج از سایه کومو یا ابر کومو ی فعلی، یعنی شروع روند جدید.

هرچه قیمت بیشتر در این سایه بمانند سایه نازک تر می شود.

تبدیل سایه کومو به ابر کومو ی آینده می تواند بیانگر یک روند جدید باشد.

سنکوی B مسطح نماینگر یکی از مهمترین نواحی مقاومت و حمایت است.

هرچه یکنواختی سنکوی B بیشتر به طول بیانجامد ناحیه حمایت ومقاومت قوی تر است.


دره ها و قله ‌هایی که سنکوی A می‌سازد، حمایت و مقاومت مهمی به شمار می‌آیند.

هرچه ابرکومو آینده ضخیم‌تر باشد بازار به مدت بیشتری بدون روند خواهد بود.

و هرچه نازک تر باشد بازار فراریت بالاتری دارد.


در یک روند قوی ابر کوموی آینده نازک بوده و سنکوی A و B در مسیر ابرکوموی آینده حرکت می کنند.

نکته کلیدی :

اگر یک ابر کوموی ضخیم شکسته شود، نشانه شروع یک روند قوی است.

همپوشانی تنکن سن وکیجون سن به صورت افقی یعنی سطح حمایتی و یا مقاومتی مهم.

طبعاً در این حالت باید منتظر یک روند کاهشی یا افزایش بزرگ باشیم.

چرا که شکسته شدن چنین مقاومت یا حمایتی با افزایش یا کاهش قابل توجه قیمت تو ام خواهد بود.

اینکه سمت قیمت به سمت بالا را پایین خواهد بود بسته به شکسته شدن از پایین یا بالای سطح مذکور دارد.

نکته:

در ضمن حتما باید بدنه کندل بیش از ۵۰ درصد از سطح موردنظر عبور کند .

همپوشانی کیجون سن با سطح سنکوی B یک سطح مقاومتی یا حمایتی با اهمیت است .

اگر این سطح شکسته شود به احتمال بسیار زیاد قیمت تا سطح با اهمیت سنکوی B، بعدی دوباره حرکت می کند.

در نظر گرفتن سقف ها یا کف های ترکیبی خط چیکو و سقف ها و یا کف های ترکیبی قیمت می‌تواند

الگوهای برگشتی مثل سقف و کف دوبل و یا سرشانه سقف و کف دوبل و یا سرو شانه کف را بسازد.

و همچنین ترکیب سقف ها و کف های قیمتی چیکو و راس ابرکومو می تواند الگو های ترکیبی مانند: الگوهای بالا را نشان دهد.

اگر شکل و قیافه ی تنکن سن و کیجون سن شبیه هم شده، نشانه شروع یک روند است .

اگر فاصله دو شکل تنکن و کیجون ۱۷ واحد باشد اعتبار روند در پیش رو بسیار زیاد است .

مقایسه قیمت با چیکو (۲۶ باید عقب‌تر) به دست آوردن جهت روند افزایشی یا کاهشی کمک شایانی می‌کند .

خطوط راهنمایی اساسی در ایچیموکو:

شکست خط روند در چیکو، اخطار مهم خرید و فروش است.

شکست سطح حمایتی و مقاومتی روی چیکو اخطار مهم خرید و فروش است .

وجود الگوهای برگشتی یا تحکیمی روی چیکو بسیار معتبر است.

وجود الگوهای برگشتی مثل سر و شانه و سقف دوبل درکیجون و تنکن بسیار معتبر است .

شکست روند کیجون یک اخطار معتبر خرید و فروش است .

وجود الگوهای برگشتی روی سنکوی A بسیار معتبر است.


وجود اشکال شبیه به هم روی کیجون و تنکن ورعایت ۱۷ روز کاری بسیار معتبر است .

موازی شدن یا روی هم افتادن کیجون و تنکن به خصوص با شیب قوی نشانه‌ شروع یک روند قوی است .

اگر چیکو همچنان بالای قیمت و ابر کومو باشد نشانه روند مثبت و در غیر این صورت نشانه روند منفی است.

مقاومت ها و حمایت های روی ابر کوموی B، که همپوشانی با کیجون هم دارند،

مقاومت و حمایت های بسیار معتبری هستند و شکست آنها سرآغاز افزایش یا کاهش چشمگیر می‌باشند.

TLB سه خط شکست:

الگوی ”سه خط” یکی از آسان ترین روش هایی است که برای شناسایی سطوح مهم در روند مورد استفاده قرار می گیردکه همانند نمودار قیمت قابل تحلیل است.

ترکیب این الگو با برخی اندیکاتورها به شما امکان ایجاد یک راهبرد معاملاتی مستقل را می دهد.

اگر نقطه ای حداکثری (ماکسیمم) در یک بازار صعودی ایجاد شود، خطی که حاوی این نقطه است خط شماره ی ۱ نام گذاری می شود.

خطی که نقطه ی حداقلی اش پایین تر از نقطه ی حداقلی در خط شماره ی ۱ است خط شماره ی ۲ نام نهاده می شود.

خط شماره ی ۳ نیز همینگونه شناسایی می شود. بنابراین، لاینی که دارای ۳ خط است ترسیم می شود.

این لاین در واقع همان خط حمایت است. تا زمانی که شاخص بالاتر از آن قرار داشته باشد این خریداران هستند که شاخص یک جفت ارزی را کنترل می کنند.

نکته:

لازم به ذکر است که نیازی نیست تا خطوط شماره ی ۱ تا ۳ پشت سر هم قرار گیرند.

ممکن است در میان این خطوط خط های دیگری نیز وجود داشته باشند.

تنها شرط اصلی این است که نقاط حداقلی (مینیمم ها) در جایی صحیح واقع شده باشند. 

اگر همراه با ایجاد یک نقطه ی اوج در یک چارت مشخص در فارکس عددی که یکی از خطوط ADX نشان می دهد,

حالت انتهایی داشته باشد (Extremal)، فرصتی پیش می آید که در محل شکسته شدن ” سه خط ” موقعیت معاملاتی ایجاد گردد.

کاگی KAGI

این نمودار؛حرکت به صورت L با توجه به شکست سقف و کف ها تغییر رنگ می دهد.

رنکو RENKO

رنکو،یکی از انواع نمودار های قیمت زمان ژاپنی است که بعضی از معامله گران از این نمودار ها بجای نمودار های جاری استفاده میکنند

رنکو در زبان ژاپنی؛به معنی آجر است.

اين نمودار ازجهتي بسيار شبيه به نمودار 3LB , از طرفي مشابه نمودار نقطه و رقم مي باشد.
در واقع اين نمودار همان نمودار نقطه و رقم با مقدار برگشتي يك ميباشد به صورتي كه در هر ستون فقط يك خانه پر ميشود و براي پر كردن هر خانه ي بعدي به ستون بعد ميرويم.
در اين نمودار به جاي X , O از مربعهاي كوچك استفاده ميشود كه تفاوت در رنگ نوع O , X را مشخص ميكند.
به دلیل انعطاف پذیری و متنوع بودن دیدگاه ها در مبحث تکنیکال نمودارهای قیمتی مختلفی ابداع شد که نمودار رنکو یکی از این نمودارها می باشد

که ویژگی های خاص خود را دارا می باشد که در کل با نمودارهای شمعی به کل متفاوت می باشد .

در نگاه اول نمودار رنکو در مقابل نمودار شمعی بسیار منظم تر و با هدف تر جلو می کند و سعی در ساده نمودن تشخیص روند دارد.

قابلیت های این نمودار:


یکی از قابلیت های که این نمودار می تواند به خود بگیرد اخطار های خرید و فروش واضح و زودتر می باشد

که می تواند با تغییر جهت بلوک های خود این هشدارها را صادر نماید بدین صورت که بعد از بلوک های کاهشی یک یا چند بلوک صعودی شکل گیرد

و تثبیت شود و برای فروش نیز هم بعد از بلوک های صعودی یک یا چند بلوک کاهشی تشکیل شود.


کندل های نمودار رنکو شبیه یک جعبه کوچک است که شادوهای بالا و پایین ندارد .

سایز جعبه ها برای بالا بردن و پایین بردن حساسیت نمودار قابل تنظیم است .

دسته‌ها
مقالات آمورشی

آموزش مدیریت سرمایه

مدیریت سرمایه عامل مهمی برای کار در بازارهای مالی است.

معامله گران بورس و فارکس باید ابتدا تمام تمرکز خود را بر روی حفظ

سرمایه قرار دهند و در مرحله بعدی به کسب سود از بازار فکر کنند.

چرا که باید اول سرمایه ای وجود داشته باشد تا بتوان با آن درآمد کسب کرد.

حفظ سرمایه:

بنابراین از همان ابتدای ورود به بازارهای مالی ؛ دغدغه این را داشته باشید که ابتدای امر سرمایه خود را حفظ کنید.

در این بورس ها فرد در حال رقابت با خود و محک زدن دانش، تجربه و شرایط روحی روانی خودش هست تا رقابت با خریداران و فروشندگان.

3 عامل مهم موفقیت در بورس:

الف: دانش و تجربه

ب: مدیریت سرمایه

ج: نگرش و روانشناسی

اگر یک سرمایه گذار ،هرکدام از عوامل بالا را نادیده بگیرد و یا در اجرای آنها کوتاهی کند،

مستقیما باعث زیان خود شده و قسمت قابل توجهی از سرمایه خود را از دست خواهد داد.

شناسایی و استفاده از اصول احتمالات در معاملات

با توجه به سه عامل مهم در بالا،نتیجه میگیریم که اگر سرمایه گذار به دو عامل “دانش و تجربه” و “نگرش و روانشناسی” تسلط کافی داشته باشد

ولی اصول مدیریت سرمایه را برای تعیین حجم معاملات در نظر نگیرد، پس از مدت کوتاهی سرمایه اش را از دست خواهد داد.

عامل دیگر:

عامل دیگری که شانس کسب در آمد و افزایش حساب را برای معامله گران کمتر می کند میزان اسپرد و تفاوت نرخ خرید و فروش می باشد.

در بازار های مالی شما بابت هر معامله مبلغی را به عنوان کارمزد (اسپرد) به کارگزار خود می پردازید.

اسپرد

اگر شما سرمایه خودرا طبق اصولی که گفته شد مدیریت نکنید، به مرورزمان، سرمایه شما تحلیل می رود.

مساله دیگر میزان سرمایه ای می باشد که بر اساس آن معامله می کنید.

در صورت استفاده از سرمایه کم یا لوریج بالا احتمال بازنده شدن و از دست رفتن سرمایه بسیار زیاد می باشد.

برای این منظور غیر از تلاش برای افزایش شانس موفقیت در معاملات،

با سرمایه زیاد یا لوریج کمی وارد بازار شوید تا احتمال بازنده شدن شما در مقابل بازار کاهش یابد.

آشنایی با دراو داون – Drawdown و اندازه گیری بازگشت از ضرر

Drawdown نشان دهنده حداکثر افت سرمایه از مقدار ماکزیمم می باشد و عموما به صورت درصد بیان می گردد.

به عنوان مثال اگر یک معامله گر حساب ۲۰۰۰۰ دلاری داشته باشد و با ضرری معادل ۵۰۰۰ دلار،

حساب خود را به ۱۵۰۰۰ دلار برساند ۲۵ درصد drawdown را تجربه کرده است.

نکته جالب توجه در مورد Drawdown این است که اگر یک معامله گر درصدی ضرر کند،

برای بازگشت به رقم اولیه باید درصدی بیش از آن مقدار را سود کند!

به طور مثال:

معامله گری ۲۰۰۰۰ دلار سرمایه دارد. ۵۰ درصد سرمایه خود را ضرر می کند و سرمایه او به ۱۰۰۰۰ دلار می رسد.

حال اگر وی بخواهد به رقم ۲۰۰۰۰ دلار اولیه برگردد،

باید سرمایه فعلی خود را دو برابر کند. یعنی برای جبران ۵۰ درصد ضرر، باید ۱۰۰ درصد سود کند که این کار بسیار دشواری است.

به همین ترتیب اگر معامله گر ۱۰ درصد drawdown داشته باشد، برای جبران آن باید ۱۱٫۱۱ درصد سود کند…

جدول drawdown

به توجه به مطالب فوق، معامله گر باید توجه داشته باشد که “حفظ سرمایه و ضرر نکردن در اولویت قرار دارد”
 

شناسایی اصول استفاده از نسبت سود به ضرر (ریسک به ریوارد)

یکی از مهمترین اصول مدیریت ریسک و مدیریت سرمایه رعایت نسبت زیان به سود (Risk/Reward یا R/R) می باشد.

قبل از انجام هر معامله شما باید بدانید سود احتمالی که از آن معامله توقع دارید چقدر است

و برای به دست آوردن این مقدار سود حاضرید چه میزان از سرمایه خود را به خطر بیندازید.

آیا منطقی است که برای به دست آوردن یک سود ۱۰۰۰ دلاری، ۵۰۰۰ دلار ریسک را بپذیریم؟ قطعا پاسخ منفی است.

اصول مدیریت ریسک:

اصول مدیریت ریسک بیان می کند که در هر معامله، میزان ریسک حداکثر باید نصف سود مورد انتظار باشد.

یعنی اگر برای یک معامله فرضا ۳۰ پوینت استاپ لاس در نظر گرفته اید، حد اقل ۶۰ پوینت یا بیشتر را باید به عنوان تارگت در نظر بگیرید.

اگر فرصت معاملاتی پیش بیاید که نتوانیم این نسبت را برای آن به کار گیریم، توصیه اکید این است که کلا از آن معامله صرف نظر کنیم.

شناسایی اصول محاسبه حداکثر میزان ضرر بر اساس سرمایه

معمولا معامله گران مبتدی به دو صورت موجودی حسابشان را از بین می برند :

با نگذاشتن حد ضرر (استاپ لاس) و یا با معاملات زیان آور پشت سر هم.

استاپ لاس

حالت اول:

در حالت اول برای افراد مبتدی حد ضرر مانند محافظی محکم جلوی ازبین رفتن حساب را می گیرد

اما آنها عموما با نگذاشتن حد ضرر اجازه می دهند ضررشان انباشته شود.

شاید چندین معامله برایشان پیش بیاید که با نگذاشتن حد ضرر،معامله پس از مدتی وارد سود شود

اما حتما پس از مدتی به دامی گرفتار می شوند که بازار بر خلاف جهت آنان حرکت می کند

و موجب از بین رفتن کل سرمایه در یک معامله می شود.

حالت دوم:

حالت دوم در صورتی پیش می آید که معامله گر مدیریتی بر ضررهای خویش ندارد و اجازه می دهد ضررهای متوالی و بزرگ موجودی حسابش را از بین ببرند.

برای پیش گیری از این حالت توصیه می شود در هیچ معامله واحدی، مقدار حد ضرر (استاپ لاس) بیش از ۳ درصد کل موجودی سرمایه نگردد

و در هیچ زمانی مجموع مقدار حد ضرر (استاپ لاس) معاملاتی که همزمان باز هستند، بیش از ۶ درصد موجودی حساب نباشد.

آشنایی با اشتباهات رایج معاملگران مبتدی

کمبود دانش: 

یکی از اصلی ترین دلایل معاملات زیان آور، کمبود یا نداشتن دانش و آگاهی لازم نسبت به شرایط و واقعیات بازار می باشد.

معامله در بازار مبادلات ارز نیز مانند هر حرفه دیگر، نیازمند دانش و تجربه کافی است.

معاملات احساسی: 

این مورد آسیب رسان ترین دلیل برای از بین رفتن حساب می باشد.

یک تریدر برای این معاملات از تفکر و تعقل استفاده نمی کند و طبق

احساسات خود معامله می کند،که نتیجه این معاملات، زیان آور است.

احساس غالب، در اکثر موارد طمع برای کسب سود بیشتر است. در حالی که جلوگیری از ضرر نکته مهم تری است.

احساسات خود را بشناسید و در زمان ترید کردن تا حد امکان آنها را کنترل کنید.

معاملات زیاد: 

معاملات زیاد (over trading) معمولا به این دلیل انجام می شود که

معامله گرتمایل دارد تمام حرکت های بازار را بدون کم و کاست شکار کند.

این امر تقریبا محال است و بزرگترین تحلیل گران و معامله گران دنیا نیز این کار را انجام نمی دهند.

معامله با حجم زیاد: 

حجم زیاد معاملات، ریسک سرمایه گذار ،آسیب پذیری سرمایه را افزایش می دهد.

هنگامی که یک معامله گر با حجم بالا معامله می کند، با تعداد کمی معامله ضررده می تواند کل حساب خود را از دست بدهد.

اعتماد به پیش بینی دیگران:

از معاملات دیگران برداشت و الگوبرداری نکنید، شرایط حساب، دیدگاه و دلایل افراد با یکدیگر برای حضور در بازار متفاوت است.

هر کسی حتی در صورت استفاده از پیش بینی دیگران ،مسئول حساب خویش است ،

مگر آنکه کل مدیریت حساب خویش را به تریدری دیگر بدهد.

تا حد امکان از تحلیل خود پیروی کنید.

نداشتن حد ضرر (استاپ لاس): 

نداشتن استاپ لاس به معنی این است که معامله گر حدی برای اشتباه خویش متصور نیست،

هر انسانی امکان اشتباه دارد و حد ضرر امکانی برای جلوگیری از دست دان سرمایه است.

قبل از آغاز معامله حد ضرر خود را بشناسید.

در زمان معامله اغلب معامله گران تحت تاثیر ترید خود قرار می گیرند و از لحاظ روانی برایشان سخت است که حد ضررشان را بپذیرند.

در زمان معامله تغییر حد ضرر عموما منجر به زیان های بیشتر می شود.

هیچ زمانی حد ضرر خود را خلاف جهت معامله خود تغییر ندهید. یعنی مقدار حد ضرر خود را بیشتر نکنید.

معامله در ساعات نامناسب: 

آشنایی نداشتن با میزان نوسان بازار در ساعات متفاوت هر جفت ارزی می تواند باعث تخمین های اشتباه معامله گران شود.

ارزهای اروپایی در مقابل دلار، در ساعات بازار توکیو نوسانات زیادی ندارند

و نباید برای معاملات در این ساعات سودهای زیادی متصور بود و

یا در ساعات اولیه بازار لندن و نیویورک نباید نوسانات کوتاه و کوچک ما را از نوسانات بزرگی که بازار در پیش دارد غافل کند.

معامله یک ارز ,نه یک جفت ارز: 

ما در اصل ارزش برابری دو ارز را معامله می کنیم. با تحلیل صرف عوامل تکنیکال یا فاندامنتال یک کشور نمیتوان نتیجه گرفت که یک جفت ارز در چه جهتی حرکت خواهد کرد.

شاید فاندامنتال و تکنیکال ارز مقابل، شرایط متفاوتی را برای برابری آن جفت ارز رقم زده باشد که نباید از دید معامله گر پنهان بماند.

نداشتن سیستم معاملاتی:

 نداشتن برنامه، روش یا سیستم معاملاتی از اصلی ترین دلایل زیان می باشد.

نداشتن برنامه و روش عموما باعث معاملات احساسی می شود در حالی که روش معاملاتی به تریدر دیدگاهی برای تفسیر تمامی قیمت های بازار می دهد.

معامله خلاف روند: 

عموما بیشتر برنامه ها و روش های معاملاتی برای استفاده از جهت حرکت بازار استفاده می شوند.

هم جهتی معاملات با روند اصلی، امکان سود بیشتر و ریسک کمتر را به همراه دارد.

تا زمانی که برنامه و روش امتحان شده شما معاملات خلاف جهت را تایید نکرده است از معامله در خلاف روند اصلی بازار بپرهیزید.

خروج های بی برنامه (خروج از معاملات به خاطر ترس):

 معامله گر مبتدی عموما با سود و یا ضرر های کم، از ترس زیان های بیشتر از معامله خود خارج می شود و برنامه ای غیر از سیستم معاملاتی خود را در پیش می گیرد.

در اغلب موارد پتانسیل سود خود را با سود کم یا زیان از دست می دهد و پس از حرکت بازار خود را نکوهش می کند که این امر می تواند

عواقب منفی دیگری برای حساب داشته باشد.

معاملات با اهداف کوچک:

 کسانی که برای اهداف کوچک وارد می شوند حد ضرر و سود کوچکی در نظر می گیرند (اسکالپر ها).

در اغلب موارد، حد ضررشان بیشتر از حد سودشان است و به این نکته توجه نمی کنند

که بازار در کوتاه مدت، تحت تاثیر معاملات لحظه ای می تواند جهاتی خارج از جهت اصلی خود ایجاد کند و همین تغییر جهت کوچک می تواند موجب زیان آنها شود.

معاملات با اهداف کوچک ریسک حد سود را نسبت به اسپرد افزایش می دهد.

معامله در قله ها و دره ها: 

افرادی که برای استفاده از تمامی یک روند تلاش می کنند زیان های بسیاری را متحمل می شوند.

افراد کمال طلب تنها به دنبال قله ها و دره ها هستند در حالی که قله ها و دره ها در بازارهای دو جهته نسبی بوده

و هر زمانی امکان اینکه بازار دره ها و قله های جدیدی بسازد وجود دارد.

این مساله را برای خود حل کنید که نمی توان از تمام حرکات بازار استفاده کرد.

شما اگر با رعایت اصول، قسمتی از حرکت مفید بازار را هم شکار کنید، در دراز مدت سود خوبی به دست می آورید.

ساده انگاری بیش از حد: 

اینکه روشهای ساده، اصولی و کاربردی عموما بازده خوبی دارند بر هیچ کس پوشیده نیست.

اما ساده انگاشتن بیش از حد معاملات، عموما منجر به زیان می گردد.

باید توجه داشت بازار با شرایط و دلایل گوناگونی به حرکت در می آید.

ساده انگاری و بی توجهی به عوامل تاثیر گذار بازار عموما موجب زیان می گردد. نسبت به آنها آگاه باشید.

معامله نزدیک خبر:

 معامله در نزدیکی زمان اعلام اخبار مهم اقتصادی بیشتر مواقع برای ارضای احساس سود گرفتن می باشد.

حرکات سریع و ناگهانی قیمت ها در زمان اعلام خبر می تواند هر تریدر آماتوری را وسوسه کند

اما آیا نتیجه این معاملات برای وی قابل تصور است؟

در صورت نداشتن تجربه و اشراف کامل نسبت به خبر و موضوع آن، از معامله در زمانهایی که بازار تحت تاثیر خبر است اجتناب کنید.

اطمینان به روش اشتباه: 

بسیار دیده شده که معامله گران با سودهای کم تعداد و کوچک تحت تاثیر روشی قرار میگیرند

و حتی در صورت زیان آور بودن، آن را تغییر نمی دهند یا بهینه نمی سازند.

دائما با خوشبینی بی مورد به خود امید واهی می دهند در حالی که روش یا کارایی خود را از دست داده

یا حتی امتحانی کامل و درست پس نداده تا به نتیجه برسد.

روش خود را بشناسید و در صورت مشکل داشتن یا آنرا بهینه کنید و یا کلا تغییر دهید.

نداشتن دستور توقف زیان (استاپ لاس) نزد کارگزار: 

تریدرهای مبتدی با توجیهات و دلایل گوناگون ممکن است دستور توقف زیان خود را برای کارگزارشان مشخص نکنند.

شاید با رسیدن قیمت به نقطه زیان، ایشان ضرر را بپذیرند و به صورت دستی از معامله خارج شوند

ولی حتما باید فکری هم برای حوادث ناگهانی کرد تا از زیانهای بزرگ جلوگیری شود.

قطع دسترسی به بروکر (قطع اینترنت و تلفن) و حوادث ناگهانی تغییرات قیمتی می تواند

باعث شود که شما بیش از مقداری که قبل از معامله پیش بینی کرده اید متضرر شود

و در صورت بروز این اتفاق هیچ کسی پاسخ گوی شما نخواهد بود.

همزمان با آغاز هر معامله دستور زیان خود را برای بروکر مشخص کنید.

بدین صورت معامله خود را برای زیانهای بزرگ به نوعی بیمه کرده اید.

توجه نکردن به معاملات باز: 

توجه نکردن به معاملات و دستورات باز میتواند یکی از دلایل از بین رفتن سرمایه باشد.

همه می دانیم ترید و تمرکز مداوم روی قیمتها امری کسالت آور وخسته کننده است

اما غفلت و بی توجهی نیز میتواند عواقب بدی برای موجودی حساب داشته باشد.

در صورت داشتن معاملات باز بر اساس روش خود شرایط بازار را زیر نظربگیرید

خود را درگیر معاملات متعدد نکنید چرا که با اینکار تمرکز را از بعضی از معاملات خود می گیرید.

چه بسا آن معاملات سود بیشتری داشته اند یا امکانش بوده که در ضرر کمتر متوقفشان کرد.

در صورتی که احساسات بر شما قالب نمی شوند از معاملات خود غافل نشوید و آنها را ترک نکنید.

تفسیر نادرست اخبار:

 تفسیر نادرست اخبار شاید نشات گرفته از کمبود دانش باشد اما مواردبسیاری نیز وجود دارد

که دانش شما به حد کافی است اما تجربه عکس العمل بازار نسبت به آن خبر را ندارید.

فرضیات شما برای خبر میتواند کاملا درست باشد اما نقش تجربه و بینش برای تفسیر خبرها بسیار مهمتر و حیاتی تر از دانش می باشد.

تا زمانی که تجربه لازم روی اخبار ندارید از معامله بر اساس آنها اجتناب کنید.

سپردن معاملات به شانس: 

سپردن معاملات به اما و اگر برگرفته از رفتار قماربازان می باشد.

معاملات خود را مدیریت کنید، برای بهبود آنها تلاش کنید و آنها را زیر نظر بگیرید.

مطمئن باشید با شانس نمیتوان در بازار های مالی موفق شد.

دانش، تجربه و مدیریت معاملات از مهم ترین عوامل موفقیت در معاملات می باشند. سرمایه خود را به بخت و اقبال نسپارید.

تاثیرپذیری از نوسانات قیمت: 

بسیار دیده شده معامله گران تحت تاثیر نوسانات، روش و برنامه خود را فراموش می کنند.

این تفکر در زمانهایی که بازار حرکات شدیدتری دارد شیوع بیشتری پیدا می کند.

افراد در این زمان ها با این تصور که “بازار حرکات شدیدی دارد.

چرا من استفاده نکنم” از روش خود پیروی نکرده و ناخواسته موجب زیان حسابشان می شوند.

تنها بعد از قبول ضرر است که فرد می فهمد که حرکتش کاملا اشتباه بوده است.

نداشتن شجاعت معامله: 

برخی افراد اساسا بیش از حد محافظه کار هستند.

اغلب در زمانی که روششان سیگنال میدهد در مکان لازم وارد نمی شوند

و مدام در پی بدست آوردن قیمت های بهتر هستند.

شاید در گذشته معاملات زیان آور سختی را پشت سر گذاشته باشند که حال می ترسند.

این افراد سعی می کنند مدت زیادی بازار را زیر نظر بگیرند

اما در مکان لازم وارد معامله نمی شوند و تنها بعد از حرکت بازار در جهت دلخواهشان، افسوس گذشته را می خورند.

تمایل بسیار زیاد به تحلیل بازار بدون گرفتن معامله از علامت های اصلی این افراد می باشد.

عدم تمرکز و زمان کافی: 

زمان و تمرکز از مهم ترین اصولی می باشد که آنقدر بدیهی است که بسیاری از آن غافل می شوند.

اگر سیستم تحلیل و معامله شما بر مبنای این است که بعد از معامله آن را زیر نظر بگیرید

بنابراین لازم است قبل از آغاز معامله زمان مورد نیاز را محاسبه کنید.

بسیاری نمی توانند زمان زیادی بازار را زیر نظر بگیرند سعی در این دارند

در مدت کوتاهی نظر خود را بر بازار تحمیل کنند و بالاخره کاری انجام دهند.

این افراد نیز به علت اینکه تمرکز کافی ندارند و در عین حال از روش همیشگیشان استفاده نمی کنند باعث زیان خود می شوند.

توجیه معاملات: 

توجیه معمولا زمانی بوجود می آید که معامله گر می داند که اشتباه می کند

اما با فرضیات غلط، خود را برای انجام آن معامله یا روش اشتباه توجیه می کند.

فرد توجیه کننده عموما عوامل اصلی را فراموش می کند و تنها خود را با عوامل فرعی متغیر فریب می دهد.

در بسیاری موارد با خود عهد می بندد که همین یک بار اشتباهی را انجام دهد

اما باز آن را تکرار می کند و معاملات معدودی را که با توجیه اشتباه به سود رسیده مدام به خاطر می آورد.

توجیه و بهانه آوردن برای معاملات سود آور و زیان آور تنها یک نتیجه دارد و آن هم از بین رفتن حساب فرد است.

تعمیم اشتباه قیمت ها: 

این فرضیه که در بسیاری موارد قیمت بعضی کالا ها و ارزها با هم ارتباط نزدیکی دارند

بر هیچ معامله گری پوشیده نیست اما این مساله نباید باعث بوجود آمدن فرضیات غلط بشود.

با فرض اینکه میدانیم یورو به دلار و پوند به دلار حرکات شبیه به هم دارند،

نمی توان این نتیجه را گرفت که همیشه به مانند هم حرکت می کنند.

این اشتباه که معامله گران مبتدی با تحلیل یکی از آنها بر روی جفت ارز دیگر معامله انجام می دهند میتواند فرضیه غلطی باشد.

تعمیم نمودارها و قیمت ها به یکدیگر برای انجام معاملات کاری اشتباه است که تنها از معامله گران مبتدی سر می زند.

تحت تاثیر جهت قرار گرفتن: 

اولین و مهمترین کاری که یک تریدر انجام میدهد پیش بینی جهت آینده بازار است.

شاید شما جهت را درست تشخیص بدهید اما به علت ورود در جای نامناسب معاملات زیان دهی انجام می دهید.

تحت تاثیر جهت بازار قرار نگیرید اجازه بدهید روش و برنامه معاملاتی شما سیگنال ورود را صادر کنند نه جهت قیمت.

یعنی ممکن است شما در جهت بازار وارد معامله شوید اما چون در جای مناسبی معامله خود را آغاز نکرده اید، متضرر شوید.

درگیر جزییات زیادی شدن: 

درگیر شدن با جزییات زیاد، تحلیل های گوناگون و استفاده از اندیکاتورهای بسیار،

تنها باعث تشویش تریدر و بوجود آمدن سیگنالهای اشتباه می شود.

از یک یا حداکثر دو روش استفاده کنید و برای تایید سیگنال های خود، از یکی دو اندیکاتور بیشتر استفاده نکنید

و تا حد امکان سعی کنید چشم و گوش خود را روی سیستم ها و روش های دیگران ببندید.

نپذیرفتن اشتباه: 

نپذیرفتن اشتباه تنها لجبازی با خود و از بین بردن حساب خویش است.

کسی یک شبه پولدار نمی شود: 

عموما تریدرهای مبتدی فکر می کنند خیلی زود میتوانند

به سودهای بزرگ برسند و با هر معامله به دنبال سود های آنچنانی هستند که امری محال است.

این واقعیت که سرعت موفقیت در این بازار (مبادلات ارز) می تواند بیش از بازارهای دیگر باشد امری واضح است

اما این سرعت به حدی نیست که با یک یا چند معامله میلیونر شوید.

موفقیت پروسه ای است که زمان لازم دارد.

برای موفقیت باید مجموع سودهای شما بیش از زیان های شما باشد. زمان لازم را به معاملات اختصاص دهید و مدام روشتان را تصحیح کنید.

ترس دیدن ضرر:

 ترس احساس طبیعی انسان است که او را از آسیب دیدن محافظت می کند.

اما همین احساس اگر بیش از حد مجال یابد مانع پیشرفت و موفقیت می گردد.

از اینکه معامله شما وارد ضرر شده نترسید مگر آنکه از سیستمتان پیروی نکرده باشید.

زمانی که با برنامه و روش وارد معامله شده اید ترس عاملی بی معناست که تنها می تواند جلوی سودهای بیشتر شما را بگیرد.

با بازار منطقی برخورد کنید و تلاش کنید که قبل از انجام معامله، هنگام انجام معامله و بعد از آن احساسات بر تصمیم گیری شما تاثیر گذار نباشد.

در نظر نگرفتن نسبت ریسک به ریوارد: 

شما هیچ زمانی در تجارت بدون لوریج، حاضر به معامله کالایی که احتمال ضررش چند برابر امکان سودش است نمی شوید.

اما زمانی که صحبت از لوریج می شود با هدف کسب سود بیشتر این ریسک را می پذیرید.

انجام معامله ای که حد سود آن کمتر از حد ضررش است تنها استفاده از احتمالات علیه خویش است.

سعی کنید مبادلاتی را انجام دهید که حد زیان به سودش، یک به یک ونیم یا بیشتر است.

فریب سرعت بازار: 

حرکت شدید بازار در یک جهت، تضمین کننده ادامه حرکت در آن جهت نیست.

این مساله در اغلب بازارهای مالی مشاهده می شود و باعث زیان بسیاری از مبتدی ها می گردد.

پیش بینی ها:

اگر پیش بینی کرده اید که بازار در دو روز آینده به هدف سود شما می رسد و بازار در عرض چند ساعت به قیمت مورد نظر رسید هیچ تضمینی وجود ندارد که با همان سرعت یا در همان جهت ادامه مسیر دهد.

سعی کنید در سود و ضرری که پیش بینی کرده اید از بازار خارج شوید وسرعت بازار شما را فریب ندهد.

اغلب روندهایی که مدت های طولانی دوام میاورند، در نمودار قیمت شیبی بین ۴۵ تا ۵۵ دارند.

گرچه باز هم یادآوری می شود که شما باید در قیمت خروجی که قبل از آغاز معامله برای خود در نظر گرفته اید از بازار خارج شوید.

نداشتن استراحت:

 هر از گاهی به خود استراحت بدهید.

کار کردن پیوسته انسان را خسته و دلزده میکند.

نمی گویم بازار را زیر نظر نداشته باشید اما گهگاهی از بازار فاصله بگیرید و پس از استراحت، دوباره شرایط را بررسی کنید.

استراحت لازم است:

حتی برای معاملات خود نیز استراحت را فراموش نکنید. اگر سیستم شما بصورتی است که نیاز به زیر نظر گرفتن بازار دارد در مواقع خستگی از کامپیوتر خود فاصله بگیرید.

ساعاتی را که فکر می کنید بازار حرکات چندانی ندارد به استراحت بپردازید و بعد به بازار برگردید.

برای کسب درآمد سلامتی خود را به خطر نیندازید. ذهن شما مهمترین ابزار حضور شما در بازار است با استراحت راندمان و بازده کاری آنرا بالا ببرید.

عدم آرامش: 

آرامش از مهمترین و بدیهی ترین عوامل ترید است. زمانی که مشکل یا مساله ای در زندگی خصوصی دارید ترید نکنید.

اصلا به بازار نزدیک نشوید. بازار مکانی برای برون رفت از احساسات منفی شما نیست.

استفاده از ابزارهای دارای تاخیر:

 استفاده از ابزارهای دارای تاخیر مخصوصا در استفاده از روش های

تکنیکال و فاندامنتال می تواند عواقب وحشتناکی برای حساب شما داشته باشد.

هر عامل تاثیر گذار غالبا در لحظه و خیلی زود تاثیر خود را روی قیمت در بازار نشان می دهد.

بنابراین اگر از ابزاری استفاده کنیم که بعد از یک بازه زمانی اخطار خرید یا فروش را اعلام نماید به هیچ وجه منطقی نمی باشد.

مهم ترین این ابزارهای دارای تاخیر ایندیکاتورهای لگینگ (Lagging) هستند.

عدم یادداشت برداری از معاملات: 

در صورتی که واقعا به موفقیت و رسیدن به اهداف در بازار ایمان دارید حتما از معاملات خود یاد داشت برداری نمایید.

با این کار فرد از تکرار اشتباهات جلوگیری کرده و عوامل موفقیت خود را بیش از پیش شناسایی می نماید.

مکتوب کردن تمامی عوامل مهم از دیدگاه یک معامله گر در کنار یادداشت احساسات در زمان معامله، روشی کمّی برای مشاهده آماری کیفیت ترید شما می باشد.

جمع بندی :

مراحل اصولی انجام یک معامله

تحلیل بازار :

تحلیل بازار : بر مبنای سیستم خود بازار را تحلیل کنید جهت آنرا تشخیص دهید و آماده معامله بشوید.

اگر سیستم شما سیگنالی نمی دهد از وارد شدن به بازار بپرهیزید.

تشخیص نقطه خروج :

تشخیص نقطه خروج : حد ضرر و سود خود را قبل از آغاز معامله تایین کنید.

تایین حد ضرر و سودتان باید بر اساس تحلیل و سیستم معاملاتی شما باشد نه عوامل دیگر.

اگر سیستم و روش شما حد سود و زیانتان را مشخص نکرده از وارد شدن به بازار بپرهیزید.

ریسک به ریوارد :

ریسک به ریوارد : بعد از آنکه سیستم معاملاتی شما نقاط خروج را برای شما مشخص نمود، ببینید که آیا ریسک به ریوارد شما منطقی است یا خیر.

اگر نسبت زیان به سود در قالبی که گفته شد نمی گنجد، بهتر است از از انجام معامله پرهیز کنید.

بهتر است تناسب ریسک به ریوارد,بالاتر از یک به سه باشد,

یعنی یک درصد ریسک را متحمل می شوید که بالاتر از سه درصد سود را بدست بیاورید.

اگر این تناسب را رعایت کنید,ده تا پوزیشن باز کرده باشید و شش تا از این پوزیشن , به ضرر منتهی شده باشد

وتنها چهار تا پوزیشن به هدف خورده باشند ,بازده ی کاری شما مثبت و در سود هستید.

محاسبه سه درصد زیان :

-محاسبه سه درصد زیان : محاسبه کنید سه درصد زیان از کل حسابتان چه مقدار می شود.

اگر می خواهید بیش از سه درصد پول خود را روی یک معامله ریسک کنید از ورود به بازار بپرهیزید.

ارزش هر پوینت زیان:

اگر این محاسبات را بی ارزش می دانید تا زمانی که آنها را محاسبه نکرده اید از ورود به بازار بپرهیزید.

محاسبه مارجین:

محاسبه مارجین

محاسبه مارجین برای هر پوینت – حال که فهمیدید اگر بازار در خلاف پیش بینی شما برود هر پوینت آن چه میزان ضرر برای شما به همراه دارد ارزش هر پوینت زیان را در ۱۰۰ ضرب کنید.

(یا میزان مارجین برای یک پوینت استاندارد آن جفت ارز را محاسبه کنید و سپس با نسبت بندی مارجین و لوریج ارزش هر پوینت ورودی را به دست آورید)

مارجین درگیر پوزیشن شما باید به این میزان باشد.

اگر تمایل به استفاده مارجین بیشتر از محاسبات دارید به خاطر متضرر نشدن از ورود به بازار بپرهیزید.

مارجین کراس ریت ها:

مارجین کراس ریت ها – برای ارزهایی که طرف دوم آنها دلار است به محاسبات این قسمت نیازی نیست

اما اگر ارز طرف دوم دلار نیست باید مارجین بدست آمده قسمت قبل را در نرخ برابری لحظه ای آن ارز

نسبت به دلار ضرب کنید تا مارجین آن معامله بدست بیاید.

معامله طبق استراتژی و برنامه

انجام معامله موفقیت آمیز ، کاری چندان ساده و آسان نیست و به مولفه های متعددی از قبیل دانش وسیع، درک شرایط بازار و نیز اعتماد به نفس و خونسردی نیاز دارد .

و در کل ،یک معامله گر موفق،کسی است که:

با پولی معامله کند که تحمل از دست دادن آن را داشته باشد.

وضعیت بازار را مشخص کند.

دوره زمانی را که با آن معامله می کند، مشخص نماید

زمان انجام معامله را مشخص کند.

اگر شک دارد، معامله نکند.

با مقدار مشخص و منطقی معامله کند.

روند بازار را مشخص کند.

انتظارات بازار را در نظر داشته باشد.

از روشهایی که سایر معامله گران بکار می برند، استفاده کند.

دسته‌ها
بایننس مقالات آمورشی

جوایز ارزنده

به منظور بزرگداشت روز پیتزای بیت کوین ۲۰۲۰، بایننس مفتخر است

که طرح روز پیتزای بیت کوین را ارائه دهد و مجموعا تا ۵۰,۰۰۰ دلار به

صورت توکن BNB به تمام کاربران که در این طرح شرکت کنند اهدا کند.

مدت زمان طرح:

از ساعت ۲۴ بامداد ۲۲ می ۲۰۲۰ (ساعت ۴:۳۰ بامداد ۲ خرداد به وقت ایران) الی ساعت ۲۴ بامداد ۲۹ می ۲۰۲۰ (ساعت ۴:۳۰ بامداد ۹ خرداد به وقت ایران)

تمام کاربران با حداقل حجم معاملات معتبر ۰.۱ بیت کوین به صورت جفت ارز BNB/BTC

طی مدت زمان این طرح به صورت خودکار در این طرح شرکت خواهند کرد.

تمام شرکت کنندگان حجم معاملات خود را به صورت یک گروه با یکدیگر

ترکیب می‌کنند تا به هدف مجموع حجم معاملات مورد نظر برسد.

کاربران بر اساس مجموع حجم معاملات گروه به صورت زیر پاداش دریافت خواهند کرد.

هرچه مجموع حجم معاملات بیشتر باشد، پاداش بیشتری برای خرید پیتزا دریافت خواهید کرد.

جایزه پیتزای معمولی:

اگر مجموع حجم معاملات گروه تا پایان مدت زمان طرح، بیشتر از ۱۵,۰۰۰ بیت کوین شود، گروه مجموعا ۱۰,۰۰۰ دلار توکن BNB دریافت خواهد کرد.

جایزه پیتزای معمولی:


اگر مجموع حجم معاملات گروه تا پایان مدت زمان طرح، بیشتر از ۳۰,۰۰۰ بیت کوین شود، گروه مجموعا ۲۵,۰۰۰ دلار توکن BNB دریافت خواهد کرد.

جایزه پیتزای غول پیکر:

اگر مجموع حجم معاملات گروه تا پایان مدت زمان طرح، بیشتر از ۱۵,۰۰۰ بیت کوین شود، گروه مجموعا ۱۰,۰۰۰ دلار توکن BNB دریافت خواهد کرد.

محاسبه جوایز:


جایزه هر شرکت کننده = (مجموع حجم معاملات بیت کوین کاریز تقسیم بر مجموع حجم معاملات بیت کوین تمام کاربرانی که حجم معاملات آنها بیشتر از ۰.۱ بیت کوین است) × سطح جایزه

اگر هنوز حساب بایننس ندارید، می‌توانید هم اکنون با ۱۰ درصد تخفیف کارمزد معاملات در بایننس ثبت نام کنید. تخفیف ۱۰ درصدی کارمزد معاملات مارجین و نقدی تا زمانی که برنامه ارجاع (referral) برقرار باشد باقی خواهد ماند.

قوانین و مقررات:


جایزه ها فقط به آخرین هدف به دست آمده توزیع خواهد شد و جایزه اهداف قبلی را شامل نمی‌شود.

برای مثال، دستیابی به سطح جایزه پیتزای غول پیکر بدان معنا است

که تمام کاربران فقط ۵۰,۰۰۰ دلار توکن BNB جایزه دریافت خواهند کرد.


جفت ارز قابل قبول برای این طرح: BNB/BTC


بایننس از میانگین قیمت توکن BNB طی مدت زمان این مسابقه برای جایزه ها استفاده خواهد کرد.


حجم معاملات معتبر شامل خریدها و فروش ها می‌شود و واش ترید در این طرح جای نمی‌گیرد.


حق رد اعتبار معاملات واش ترید یا معاملات حساب های غیرقانونی، انجام معاملات با حساب های خود یا هرگونه دستکاری در بازار برای بایننس محفوظ است.


جایزه ها طی دو هفته پس از پایان این طرح توزیع خواهند شد.

می‌توانید وارد حساب خود شوید و از طریق صفحه سوابق توزیع (Distribution History) در بخش کنترل حساب (Account Center) جایزه خود را مشاهده کنید.


حق لغو یا تغییر این طرح یا قوانین آن به صلاحدید بایننس برای این صرافی محفوظ است.


هشدار: سرمایه گذاری در ارز دیجیتال اقدامی پرریسک است.

بایننس هیچ مسئولیتی در قبال ضررهای مستقیم، غیرمستقیم یا احتمالی ناشی از این رقابت ندارد.

لطفاً سرمایه گذاری های خود را با احتیاط انجام دهید.

دسته‌ها
روانشناسی کتاب ها کناب ها

کتاب معجزه ذهن

دسته‌ها
روانشناسی کتاب ها کناب ها

کتاب بنویس تا اتفاق بیفتد

دسته‌ها
کتاب ها کناب ها

کتاب فیزیک مالی

ﭘﺎﯾﺎن ﻗﺮن، ﯾﺎ ﻫﻤﺎن ﺳﺎل . ﭘﺎرﯾﺲ ﺑﺎ ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ آﻣﯿﺨﺘﻪ ﺑﻮد.

در ﺷﺮقِ ﺷﻬﺮ، ﺑـﺮج ﺟﺪﯾـﺪﮔﻮﺳﺘﺎو اﯾﻔﻞ ﮐﻪ ﻫﻨﻮز در ﭼﺸﻢ ﭘﺎرﯾﺴﯽ

ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ در ﺳﺎﯾﻪ ي آن زﻧﺪﮔﯽ ﻣـﯽ ﮐﻨﻨـﺪ، ﭼﯿـﺰ ﺑـﺪﻧﻤﺎي ﺑﺤﺚ ﺑﺮاﻧﮕﯿﺰي اﺳﺖ – ﺑﺮ ﻋﺮﺻﻪ ي ﻧﻤﺎﯾﺸﮕﺎه ﺑﯿﻦ اﻟﻤﻠﻠﯽ ﺳـﺎل1889 ﻗـﺪ ﮐﺸـﯿﺪه ﺑـﻮد.

در ﺷـﻤﺎل، در ﮐﻮه ﭘﺎﯾﻪ ي ﻣﻮن مارت ، ﺑﺘﺎزﮔﯽ ﮐﺎﺑﺎره ی جدید مولن روژ ﺑﺎ

ﭼﻨـﺎن ﻫﯿـﺎﻫﻮﯾﯽ اﻓﺘﺘـﺎح ﺷـﺪه ﺑـﻮد ﮐـﻪ وﻟﯿﻌﻬﺪ اﻧﮕﻠﺴﺘﺎن را ﺑﺮاي دﯾﺪن ﻧﻤﺎﯾﺶ از ﺑﺮﯾﺘﺎﻧﯿﺎ ﺑﻪ آن ﺟﺎ ﮐﺸﺎﻧﺪه ﺑﻮد.

ﻧﺰدﯾﮏ ﺗﺮ ﺑﻪ ﻣﺮﮐـﺰ ﺷـﻬﺮ، از ﺣﻮادث ﻏﯿﺮﻣﻨﺘﻈﺮه اي در ﻣﺤﻞ ﻫﻨﻮز ﺗﺎزه ﺳﺎز

و ﻣﺠﻠﻞ اﭘـﺮاي ﺷـﻬﺮ، ﭘﺎﻟـﻪ گرنیه, ﺣـﺮف ﻣـﯽ زدﻧـﺪ, ﺣﻮادﺛﯽ ﮐﻪ ﺣﺪاﻗﻞ ﺑﻪ ﻓﻮت ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﻣﻨﺠﺮ ﺷﺪه ﺑﻮد ﮐﻪ زﯾﺮ ﺳﻘﻮط ﭼﻠﭽﺮاغ ﮐﺸﺘﻪ ﺷـﺪه ﺑـﻮد.

ﺷـﺎﯾﻌﻪ ﻣﯽ ﮔﻔﺖ ارواح ﺳﺎﺧﺘﻤﺎن را ﺗﺴﺨﯿﺮ ﮐﺮده اﻧﺪ. ﻓﻘﻂ ﭼﻨﺪ ﺑﻠﻮك

ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻧﯽ آن ﻃﺮف ﺗﺮ در ﺷﺮق ﭘﺎﻟﻪ ﮔﺮﻧﯿﻪ ﻗﻠـﺐ ﺗﭙﻨـﺪه ي اﻣﭙﺮاﺗـﻮري ﻓﺮاﻧﺴـﻪ واﻗـﻊ ﺷﺪه ﺑﻮد: ﺑﻮرس ﭘﺎرﯾﺲ؛ ﺑﻮرس ﻣﺎﻟﯽ اﺻﻠﯽ ﭘﺎﯾﺘﺨﺖ.

ﺳﺎﺧﺘﻤﺎن ﺑﻮرس:

در ﮐﻮﺷﮑﯽ واﻗﻊ ﺑﻮد ﮐﻪ ﻧﺎﭘﻠﺌﻮن ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻣﻌﺒﺪ ﭘﻮل ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺑﻮد، ﭘله

ﺑیروﻧﯿﻫﺎي اﯾﻦ ﺑﻨﺎ ﺑﺎ ﻣﺠﺴﻤﻪ ي ﺑـﺖ ﻫـﺎﯾﺶ آراﺳـﺘﻪ ﺷـﺪه ﺑﻮد: ﻋﺪاﻟﺖ، ﺗﺠﺎرت، ﮐﺸﺎورزي و ﺻﻨﻌﺖ.

ﺳﺘﻮن ﻫﺎي ﻧﺌﻮﮐﻼﺳﯿﮏ ﺷﺎﻫﺎﻧﻪ اي درﻫﺎي ورودي را اﺣﺎﻃﻪ ﮐﺮده ﺑﻮد.

در داﺧﻞ ﺑﻨﺎ، ﺳﺎﻟﻦ اﺻﻠﯽ ﻋـﺮﯾﺾ آن ﭼﻨـﺪان ﺑـﺰرگ ﺑـﻮد ﮐـﻪ ﺻـﺪﻫﺎ ﮐـﺎرﮔﺰار و ﮐﺎرﻣﻨـﺪ ﺑﻮرس را در ﺧﻮد ﺟﺎي دﻫﺪ.

ﻫﺮ روز ﺑﻪ ﻣﺪت ﯾﮏ ﺳﺎﻋﺖ، آﻧﺎن زﯾﺮ ﻧﻘﻮش ﺣﮏ ﺷﺪه ي ﭘﺮزرق و ﺑـﺮق و

ﭘﻨﺠﺮه ي ﺳﻘﻔﯽ ﺑﺰرگ اﯾﻦ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎن اوراق ﻗﺮﺿﻪ داﺋﻤـﯽ دوﻟﺘﯽ ﻣﻌﺎﻣﻠـﻪ می ﮐﺮدﻧـﺪ ﮐـﻪ ﺑـﻪ آن ﻫـﺎ ﻣﯽ «ﻣﻘﺮري»میﮔﻔﺘﻨﺪ؛

اوراﻗﯽ ﮐﻪ در ﻃﻮل ﯾﮏ ﻗﺮن ﺟﺎه ﻃﻠﺒﯽ ﻫﺎي ﺟﻬـﺎﻧﯽ ﻓﺮاﻧﺴـﻪ را ﺗـﺄﻣﯿﻦ وﺟـﻪ ﮐـﺮده ﺑﻮد.

ﺑﻨﺎﯾﯽ ﺑﺎ اﺑﻬﺖ و ﺷﺎﻫﺎﻧﻪ در ﻣﺮﮐﺰ ﺷﻬﺮ و در ﻋﯿﻦ ﺣﺎل در ﻣﺮﮐﺰ ﺟﻬﺎن.

ﯾﺎ ﺣﺪاﻗﻞ در ﻧﺨﺴـﺘﯿﻦ دﯾـﺪار ﻟﻮﯾﯽ ﺑﺎﺷﻠﯿﻪاز آن در ﺳﺎل18924.اﯾﻦ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎن ﭼﻨﯿﻦ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ رﺳﯿﺪ.

زندگینامه:

ﯾﺘﯿﻤﯽ ﺷﻬﺮﺳﺘﺎﻧﯽ و در اوان دﻫﻪ ي ﺳﻮم ﻋﻤﺮ ﺧﻮد ، ﺗﺎزه ﺧﺪﻣﺖ ﺳﺮﺑﺎزي ﺗﻤﺎم ﮐﺮده به پاریس رﺳﯿﺪه ﺑﻮد؛

ﻣﯽ ﺧﻮاﺳﺖ ﺑﺮاي اداﻣﻪ ي ﺗﺤﺼﯿﻞ ﺑﻪ داﻧﺸﮕﺎه ﭘﺎرﯾﺲ ﺑﺮود.

ﻣﺼـﻤﻢ ﺑـﻮد ﺑـﻪ رﻏـﻢ ﻫﻤـﻪ ي ﻣﺸﮑﻼت رﯾﺎﺿﯿﺪان ﯾﺎ ﻓﯿﺰﯾﮑﺪان ﺑﺸﻮد، اﻣﺎ

ﺧﻮاﻫﺮ و ﺑﺮادر ﺧﺮدﺳﺎﻟﯽ ﻫﻢ داﺷﺖ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ از آﻧـﺎن ﮐـﻪ در ﺷﻬﺮﺳﺘﺎن ﻣﺎﻧﺪه ﺑﻮدﻧﺪ، ﺣﻤﺎﯾﺖ ﻣﺎﻟﯽ ﻣﯽ ﮐﺮد.

اﯾﻦ اواﺧﺮ ﮐﺴﺐ وﮐﺎر ﺧـﺎﻧﻮادﮔﯽ را ﻓﺮوﺧﺘـﻪ ﺑـﻮد، ﭘﻮﻟﯽ ﻓﺮاﻫﻢ ﮐﺮده ﺑﻮد

ﮐﻪ ﻓﻌﻼً ﮐﻔﺎﯾﺖ اﯾﺎم ﻣﯽ ﮐﺮد، اﻣﺎ ﻣﯽ داﻧﺴﺖ ﮐﻪ اﯾﻦ ﭘﻮل ﺗﻪ ﺧﻮاﻫﺪ ﮐﺸﯿﺪ.

و ﺑﻪ اﯾﻦ دﻟﯿﻞ ﺑﻮد ﮐﻪ وﻗﺘﯽ ﻫﻤﮑﻼﺳﺎﻧﺶ ﺗﻤـﺎم وﻗـﺖ درس ﻣـﯽ ﺧﻮاﻧﺪﻧـﺪ,ﺑﺎﺷـﻠﯿﻪ ﻧﺎﭼـﺎر ﺑـﻮد ﮐـﺎر ﮐﻨـﺪ.

ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﺎﻧﻪ، ﺑﺎ آﻣﺎدﮔﯽ اي ﮐﻪ ﺑﺮاي ﻣﺤﺎﺳـﺒﺎت داﺷـﺖ و ﻧﯿـﺰ ﺗﺠﺮﺑـﻪ ي

ﮔـﺮان ﻗـﺪري ﮐـﻪ از ﮐﺎﺳـﺒﯽ ﺧﺎﻧﻮادﮔﯽ ﺑﺎ ﻣﺸﻘﺖ اﻧﺪوﺧﺘﻪ ﺑﻮد، ﺗﻮاﻧﺴـﺖ ﺷـﻐﻠﯽ در ﺑـﻮرس ﭘـﺎرﯾﺲ دﺳـﺖ وﭘـﺎ ﮐﻨـﺪ.

ﺑـﻪ ﺧـﻮدش دﻟﺪاري ﻣﯽداد ﮐﻪ اﯾﻦ ﮐﺎر ﻣﻮﻗﺘﯽ اﺳﺖ.

ﻫﺮﭼﻨﺪ«ﻣـﺎﻟﯽ »روزﻫـﺎﯾﺶ را ﭘـﺮ ﻣـﯽ ﮐـﺮد، اﻣـﺎ ﺷـﺐ ﻫـﺎرا داشت که

«ﻓﯿﺰﯾﮏ»را ﮐﺎر ﮐﻨﺪ. ﺑﺎﺷﻠﯿﻪ ﮐﻼﻓﻪ و ﻋﺼﺒﯽ ﻫﺮ روز ﺑﻪ ﺧﻮدش ﻓﺸﺎر ﻣﯽ آورد.

دسته‌ها
کتاب ها کناب ها

اصل امواج الیوت