دسته‌ها
مقالات آمورشی

ابزار ها و اوسیلاتورهای معاملاتی بخش اول

اوسیلاتور چیست؟


اوسیلاتور به طور کلی خود ابزاری برای تجزیه و تحلیل فنی است

که بین دو مقادیر شدید باند های بالا و پایین ایجاد می کند ،

و سپس یک شاخص روند ایجاد می کند که نشان بدهد در این مرزها نوسان وجود دارد .

معامله گران از شاخص روند برای پیش بینی موقعیت فروش یا حتی موقعیت خرید مناسب بازار استفاده می کنند.

وقتی مقدار اوسیلاتور به مقدار فوق العاده بالایی نزدیک می شود ،

تحلیلگران فنی این اطلاعات را تفسیر می کنند

به این معنی که دارایی بیش از حد خریداری شده است ،

و با نزدیک شدن به حالت افراطی پایین ، تکنسین ها دارایی را بیش از حد فرض می کنند.

چگونه اوسیلاتورها کار می کنند


اوسیلاتورها معمولاً در رابطه با سایر شاخص های تحلیل تکنیکال برای تصمیم گیری در مورد معاملات استفاده می شوند.

تحلیلگران عموما وقتی که نتوانند روند مشخصی در قیمت سهام یک شرکت را به راحتی پیدا کنند

از اوسیلاتورها استفاده می کنند ،

مثلاً هنگامی که یک سهام بصورت صعودی معامله می کند ، اوسیلاتورها را بسیار سودمند می دانند.

متداول ترین اوسیلاتورهای تصادفی ، قدرت نسبی (RSI) ، نرخ تغییر (ROC) و گردش پول (MFI) است.

در تجزیه و تحلیل فنی ، سرمایه گذاران اوسیلاتورها را

به عنوان یکی از مهمترین ابزارهای فنی برای درک و تشخیص روند بازار در نظر می گیرند ،

اما شاخص های فنی دیگری نیز وجود دارند که تحلیلگران در تقویت معاملات خود از آنها استفاده می کنند

از جمله مهارت های خواندن نمودار و شاخص های فنی که در تحلیل بازار به آنها کمک می کنند.

اگر یک سرمایه گذار از یک اوسیلاتور استفاده می کند ، ابتدا دو مقدار را انتخاب می کنید.

سپس با قرار دادن ابزار بین این دو ، عدد در اوسیلاتور نوسان و یک نشانگر روند ایجاد می کند.

سپس سرمایه گذاران از شاخص روند برای خواندن شرایط فعلی بازار،

با توجه به دارایی مناسب آنرا مورد استفاده قرار می دهند.

وقتی سرمایه گذار می بیند اوسیلاتور به سمت ارزش بالاتر حرکت می کند ،

سرمایه گذار دارایی را به عنوان اضافه خریده می خواند.

در سناریوی مقابل ، وقتی اوسیلاتور به سمت ارزش پایین تر گرایش پیدا می کند ،

سرمایه گذاران سرمایه خود را oversold در نظر می گیرند.

مکانیک یک اوسیلاتور


در تجزیه و تحلیل فنی ، یک سرمایه گذار اوسیلاتورها را در مقیاس درصد از 0 تا 100 اندازه گیری می کند ،

جایی که قیمت بسته شده و کندل جدید در حال تشکیل شدن است

نسبت به محدوده قیمت کل برای تعداد مشخصی از کندل ها در یک نمودار معین شده است .

تکنیک های مختلفی برای دستکاری و هموار کردن چندین میانگین متحرک

برای رسیدن به هدف مشخص به کار گرفته می شود.

هنگامی که معامله گر در یک بازه زمانی خاص معامله می کند اوسیلاتور نوسانات قیمت را دنبال می کند

و هنگامی که بیش از 70 تا 80 درصد از کل قیمت مشخص شده باشد ، اوسیلاتور قیمت را نشان می دهد

و این خودش نشانگر یک فرصت فروش است .

هنگامی که اوسیلاتور زیر 30 تا 20 درصد سقوط می کند ،

یک وضعیت پراکندگی وجود دارد که این نشان دهنده یک فرصت خرید است.

این سیگنالها تا زمانی که قیمت بازار در محدوده تعیین شده باقی بماند معتبر هستند.

با این حال ، هنگامی که شکست قیمت رخ می دهد ، ممکن است سیگنال ها گمراه کننده باشند.

تحلیلگران ، شکست قیمت را یا بازگشتی روند اصلی و اصلاحی و یا آغاز روند جدید در نظر می گیرند.

در طول شکست قیمت ، اوسیلاتور ممکن است برای مدت زمان طولانی در محدوده overbought یا oversold باقی بماند.

تحلیلگران فنی اوسیلاتورها را برای بازارهای جانبی مناسب تر می دانند

و در صورت استفاده از یک شاخص فنی که بازار را به عنوان یک روند یا محدوده مشخص معرفی می کند ، آنها را مؤثرتر می دانند.

به عنوان مثال ، یک سهام متحرک می تواند مورد استفاده قرار گیرد تا مشخص شود بازار روند دارد یا ندارد .

هنگامی که تحلیلگران تشخیص دهند که بازار روند خاصی ندارد ،

سیگنال های اوسیلاتور بسیار مفیدتر و موثرتر می شوند.

شرایط “oversold” و “overbought” چیست؟


Oversold شرایطی است که به نظر می رسد سهام تا حدی کاهش یافته است که فروش تمام شود

و خریداران احتمالاً قدم برداشته و سهام را به سمت بالا سوق دهند.


Over خریداری شده شرایطی است که به نظر می رسد سهام به اوج قیمت رسیده و اکنون احتمالاً کاهش خواهد یافت.


با این حال ، overbought به معنای عمل کردن به عنوان سیگنال فروش نیست

و به معنای اضافه کردن به معنای عملکرد به عنوان سیگنال خرید نیست.

شرایط فروش بیش از حد و خارج از محدوده به عنوان هشدار مبنی بر رسیدن شرایط به حد افراطی عمل می کند

و باید توجه بیشتری به اقدامات قیمت و سایر شاخص ها شود.

واگرایی


هنگامی که بازار باعث بالا رفتن ، اصلاح می شود ،

و سپس بالاتر از حد معمول می رود ، اما اوسیلاتور باعث می شود که یک مقدار زیاد اصلاح شود ،

اصلاح کند و بعد پایین تر برود ، در این حالت اختلاف واضحی داریم.

اصطلاحا در اینجا ما واگرایی واضح داریم.

این می تواند یک هشدار پیشرفته بسیار خوب باشد که روند فعلی را از بین می برد و پایان روند نزدیک است.

عبور از خط میانی


هنگامی که اوسیلاتور از خط میانی عبور می کند ، سیگنال داده می شود که قیمت ها در جهت مناسب حرکت می کنند.

اگر خط از قسمت میانی عبور کند ، صعودی است.

اگر از نقطه میانه پایین بیفتد ، یک سطح نزولی است. این ساده ترین سیگنال است.

نمودار نوسان


این چیزی است که ما آن را توسعه داده ایم و فهمیدیم که در کلیه بازه های زمانی ، پنج دقیقه تا روزانه ، موثر است.

هنگام ترسیم اوسیلاتور ، ما به دنبال روند و الگوهای هستیم.

روندها فقط به دو امتیاز نیاز دارند اما با سه یا حتی بیشتر از آن هم خیلی بهتر رفتار می کنند .

اگر به دو نقطه محوری می پیوندید ، آماده باشید تا خط به راحتی شکسته شود.

به یاد داشته باشید ، نقاط روی خط باید نقاط محوری باشند.

(اوسیلاتور به پایین و بالا می رود تا یک نقطه محوری را نشان دهد.

آخرین نوار نمی تواند نقطه محوری را به شما بدهد ، مگر اینکه نوار بعدی از خط شما دور شود.)

بعضی اوقات حتی در نمودار الگوهایی مانند مثلث و کنج را خواهید دید.

تفسیر این الگوها دقیقاً همان است که گویی در خود نمودار ظاهر شده اند.

نظر ما این است که بهترین نوسانگرهای سیگنال می توانند واگرایی و شکستن یک روند باشند.

ابزارها و اوسیلاتورها خیلی زیاد هستند


بهترین شاخص های فنی مواردی هستند که در گذشته مورد آزمایش قرار گرفته اند ، و ثابت شده که موفقیت آمیز هستند .

امروزه ، هر تحلیلگر فنی خیلی ساده و به طور مرتب می تواند یک شاخص فنی جدید یا اوسیلاتور ایجاد کند.

امروزه صدها اوسیلاتور در دسترس است. در واقع ، شما اشتباه می گیرید که کدام یک سیگنال های خوبی به شما می دهد.

توصیه ما به شما این است که از شاخص های آزمایش شده و اثبات شده پیروی کنید.

انواع اوسیلاتورها


چندین نوع اسیلاتور مختلف وجود دارد که همه آنها براساس مفهوم حرکت (یا سرعت) حرکت قیمت ها پایه گذاری شده اند:

(MOMENTUM)
(MOVING AVERAG)
(MACD)
(RSI)
(CCI)

در این مقاله به معرفی برخی از این اسیلاتور ها و ابزارها خواهیم پرداخت .

momentum (مومنتوم )


این اوسیلاتور حرکت افزایش یا کاهش قیمت را در جای واقعی قیمت را نشان می دهد.

این اوسیلاتور برای تعیین و اندازه گیری سرعت یا نرخ بازار و یا تغییر در بازار طراحی شده است.

شرح


اوسیلاتور Momentum میزانی را که قیمت بازار در طی یک دوره زمانی خاص تغییر کرده است ، اندازه گیری می کند.

اوسیلاتور Momentum قیمت فعلی است که با قیمت دوره قبلی تقسیم می شود و مقدار آن 100 برابر ضرب می شود.

چگونه این اوسیلاتور کار می کند


اگر اوسیلاتور Momentum به مقادیر بسیار زیاد یا کم (نسبت به مقادیر تاریخی آن) می رسد ، باید ادامه روند فعلی را فرض کنید.


از آنجا که اوسیلاتور Momentum دارای مرز بالایی و پایینی نیست ، باید تاریخچه خط حرکت را بررسی کنید

و خطوط افقی را در امتداد مرزهای بالا و پایین آن ترسیم کنید.

وقتی خط حرکت به این سطوح برسد ، ممکن است بیانگر این باشد

که سهام بیش از حد خریداری شده یا بیش از حد فروخته شده است.

توجه:

اوسیلاتور Momentum بی حد و مرز است ، به این معنی که هیچ محدودیتی در روند صعودی یا نزولی وجود ندارد.

این امر باعث می شود كه معامله گران توجه بیشتری به تفسیر این اوسیلاتور کنند .

هنگامی که اوسیلاتور Momentum بیش از حد مورد استفاده قرار گرفته شده باشد ،بازار می تواند به حرکت خود ادامه دهد.

هنگامی که شاخص Momentum پرفروش شود ، بازار نیز می تواند پایین تر ادامه پیدا کند .

هنگام تلاش برای خواندن شرایط فروش و یا خرید ،

از اوسیلاتور Momentum از ابزارها و یا تجزیه و تحلیل قیمت نیز استفاده کنید.

اگر قیمت های پایین نرخ پایین تری را که توسط شاخص Momentum تأیید نشده است ، ایجاد کنند ،

ممکن است واگرایی معکوس قیمت را نشان دهد.

MACD (مکدی)

یک ابزار معاملاتی است که در آنالیز فنی قیمت سهام مورد استفاده قرار می گیرد

و در اواخر دهه 1970 توسط جرالد اپل ایجاد شده است.

و طراحی شده است تا تغییرات در قدرت ، جهت ، حرکت و مدت زمان روند در قیمت سهام را نشان دهد.

ابزار MACD (یا “اوسیلاتور”) مجموعه ای از سه سری زمانی است که از داده های قیمت تاریخی محاسبه می شود ،

اغلب قیمت بسته شدن. این سه سری عبارتند از:

سری MACD مناسب ، سریال “سیگنال” یا “میانگین” و سریال “واگرایی” که تفاوت این دو است.

سری MACD تفاوت بین میانگین موینگ اوریج (کوتاه مدت) و (دوره طولانی تر) از سری قیمت ها است.

سریال میانگین ​​EMA از سری MACD است.

بنابراین شاخص MACD به سه پارامتر زمان بستگی دارد ، یعنی ثابت بودن زمان سه EMA.

علامت “MACD (a ، b ، c)” معمولاً نشانگر آن است كه سری MACD تفاوت EMA ها با زمانهای مشخصه a و b را نشان می دهد

و سریال متوسط ​​آن EMA از سری MACD با زمان مشخص c است.

این پارامترها معمولاً در روزها اندازه گیری می شوند. بیشترین مقادیر استفاده شده 12 ، 26 و 9 روز است ،

همانطور که با بیشتر ابزار های فنی صادق است ،

MACD همچنین از زمان های قدیمی که تجزیه و تحلیل تکنیکی عمدتاً بر اساس نمودارهای روزانه است ،

تنظیمات دوره خود را می یابد. دلیل این امر عدم وجود سیستم عامل های مدرن معاملاتی است

که هر لحظه تغییر قیمت ها را نشان می دهد.

از آنجا که هفته کار 6 روزه بود ، تنظیمات دوره (12 ، 26 ، 9) بیانگر 2 هفته ، 1 ماه و یک هفته و نیم است.

اکنون که هفته های معاملاتی فقط 5 روز شده است ، امکان تغییر تنظیمات دوره را نمی توان نادیده گرفت.

با این وجود ، همیشه بهتر است به تنظیمات دوره ای که توسط اکثر معامله گران استفاده می شود ، پایبند باشیم

زیرا تصمیمات خرید و فروش براساس تنظیمات استاندارد ، بیشتر بر قیمتها در آن جهت فشار می آورد.

سری MACD و متوسط ​​معمولاً به صورت خطوط مداوم در نقشه نمایش داده می شوند که محور افقی آن زمان است ،

در حالی که واگرایی به عنوان یک نمودار میله ای نشان داده می شود (که اغلب به عنوان یک هیستوگرام خوانده می شود).

EMA سریعتر از EMA به تغییرات اخیر قیمت سهام پاسخ می دهد.

با مقایسه EMA دوره های مختلف ، سری MACD می تواند تغییر در روند سهام را نشان دهد.

ادعا می شود که سری واگرایی می تواند تغییرات ظریف را در روند سهام نشان دهد.

از آنجا که MACD مبتنی بر موینک اوریج ها است ، ذاتاً یک ابزار عقب ماندگی است.

MACD به عنوان یک معیار آینده از قیمت ها ، برای سهام هایی که روند کار ندارند (تجارت در یک بازه)

یا با معاملات قیمت نامنظم تجارت می کند ، کمتر مفید است.

MOVING AVERAGE (میانگین متحرک)

 موینگ ها از خانواده اندیکاتورهای روند نما به شمار می روند.

و از آن جایی که این اندیکاتور به طور معمول مورد استفاده زیادی قرار گرفته

و در بیشتر فرمول های داخلی اندیکاتورها می توان آن را یافت لذا از آن به عنوان مادراندیکاتورها یاد می شود.

برای تهیه تمامی مویینگ اوریج ها در واقع یک فرمول ثابت وجود داشته

و به نوعی از قیمت میانگین و معدل گرفته خواهد شد.

منظور از میانگین متحرک نیز میانگین حاصله از داده های بازار در دوره زمانی مشخص می باشد.

به طور معمول میانگین متحرک، اندیکاتوری تکنیکال بوده که به منظور هموارسازی داده های بازار

و به منظور تشخیص روند کاربرد خواهد داشت.

با قرار دادن یک مویینگ اوریج با دوره زمانی 11 بر روی تایم فریم روزانه،

در واقع بر روی چارت یک مویینگ اوریج 100 روزه حاصل خواهد شد،

اما با قرار دادن همان مویینگ اوریج بر روی زمان 5 دقیقه بر روی چارت مویینگ اوریج 100 تا 5 دقیقه به وجود خواهد آمد.

به نوعی می توان گفت که رابطه میان مویینگ اوریج مورد استفاده در چارت، با تایم فریم کاملا مستقیم خواهد بود.

مووینگ اوریج ها دارای چه کاربردهایی می باشند؟

  1. مووینگ اوریج ها را می توان یک حامی و مراقبت پویا دانست.

در واقع شما توانسته با انداختن یک مووینگ اوریج

 با تایم مشخص بر روی چارت به بررسی واکنش قیمت در گذشته به آن بپردازید.

برای نمونه یک سهم احتمال داشته نسبت به موونیگ 55 در تایم روزانه از خود حساسیت نشان دهد.

به نوعی شما بایستی مووینگ حساس هر سهام را بیابید.

 امکان تهیه سیگنال خرید و فروش از کراس و برخورد مویینگ ها

در این شیوه شما بایستی دست کم دو مووینگ اوریج در اختیار داشته باشید

که یکی از آن ها دارای دوره زمانی بالا و کند و مووینگ اوریج بعدی نیز از دوره زمانی کوچک و یا همان تند برخوردار باشد.

با قرارگیری مویینگ تند بر زیر مویینگ کند ارسال سیگنال فروش انجام خواهد شد

و با آمدن مویینگ تند بر روی موینگ کند صدور سیگنال خرید صورت خواهد گرفت.

این روش در بازارهای روند دار بسیار کاربردی خواهد بود.

 در بین مووینگ اوریج ها می توان از ویژگی دافعه و جاذبه بهره برد.

در این شیوه در واقع از طریق فشرده سازی 10 مووینگ اوریج و نیز آزادسازی انرژی آن ها در یک سو،

کاهش و یا افزایش شدید قیمت ها حاصل خواهد شد

و در چنین شرایطی میان مووینگ ها دافعه ایجاد شده و از هم دور خواهند شد.

شاخص قدرت نسبی (RSI) چیست؟

وظیفه اصلی RSI این است که به شما درباره بیش از حد فروخته شدن

یا بیش از حد خریده شدن یک دارایی ارزشمند اطلاع دهد.

از هر پلتفرمی که برای دنبال کردن بازار استفاده می‌کنید،

باید گزینه‌ای جهت افزودن این شاخص به نمودارتان داشته باشید.

دلایل زیادی وجود دارند که RSI را به یک تکیه‌گاه مطمئن برای تریدرها تبدیل کرده‌ است.

زمانی که RSI در حدود 70 درصد ماکزیمم مقدار خود قرار گیرد (یعنی در اعداد 70 به بالا) در منطقه اشباع خرید قرار می‌گیرد.

یعنی اینکه دارایی بیش از حد خریداری شده و احتمال کاهش قیمت آن زیاد است.

زمانی که RSI در مقادیر کمتر از 30 قرار بگیرد، منطقه اشباع فروش را نشان خواهد داد.

یعنی اینکه دارایی بیش از حد فروخته شده و زمان مناسبی برای خرید کردن به وجود آورده است.

این اعداد برای برخی تریدرها متفاوت است. مثلا عده‌ای از ترکیب 33 و 66 درصد استفاده می‌کنند،

برخی معامله‌گران نیز اعداد 20 و 80 درصد را به کار می‌گیرند. اما این کمترین چیزی است که از RSI می‌توان دریافت کرد.

ساده بود، نه؟ خب به همین سادگی‌ها هم نیست و نباید بدون توجه از کنارش رد شویم.

چگونه از RSI استفاده کنیم؟

شاخص RSI به شما کمک می‌کند تا درباره اینکه در قیمت خوبی اقدام به خرید کرده‌اید یا نه، قضاوت بهتری داشته باشید.

اما این شاخص همه چیز را به شما نمی‌گوید. اینکه شاخص RSI در منطقه اشباع خرید یا اشباع فروش قرار گرفته باشد،

الزماً به این معنا نیست که حتما صعود یا سقوط خواهد کرد. هیچ تضمینی دراین باره وجود ندارد.

نتایج شاخص قدرت نسبی باید با اندیکاتورهای دیگر ترکیب شود تا به شما کمک می‌کند،

بازگشت روندهای محتمل را شناسایی کنید. معامله کردن بر اساس یک اندیکاتور تقریباً کاری بس اشتباه است.

روش هوشمندانه آن است که مهارت‌هایتان را پیرامون چند اندیکاتور و اطلاعات مختلف گردآوری کنید

تا به تصویر بزرگتری از آنچه در بازار می‌گذرد، دست یابید.

شاخص RSI تنها یکی از چند ابزاری است که می‌تواند به شما در دنبال کردن و پیش بینی بازار کمک کند.

استفاده از آن در استراتژی‌هایتان به فهمیدن نقاط مناسب خرید یا فروش کمک می‌کند.

RSI روش فوق‌العاده‌ای است تا بدانید که آیا در زمان مناسبی وارد شده‌اید یا قصد خارج شدن دارید.

در واقع بعد از گرفتن سیگنال های مختلف جهت ورود به یک معامله مناسب

اسیلاتور RSI نقطه ورود و خروج دقیق از آن معامله را به شما نمایش خواهد داد .

همچنین نکات زیر را در نظر داشته باشید:

سعی نکنید که بر تمام اسیلاتورها مسلط باشید . تنها کافی است در حدود سه مورد از آنها به خوبی بیاموزید .


قیمت سهام را با استفاده از تنها یک ابزار تجزیه و تحلیل نکنید . از حدود 2 یا 3 ابزار مکمل استفاده کنید ،

زیرا استفاده از تنها یک ابزار ممکن است سیگنال نادرستی به شما بدهد.

با استفاده از 2-3 ابزار می توانید سیگنالهای داده شده توسط یک شاخص را تأیید کنید ،

اما اگر سیگنال متفاوتی را از یک ابزار مکمل دیگری دریافت کنید ، دیگر نباید وارد معامله شوید.

بیشترین وقت خود را برای مطالعه بگذارید.

با گذشت زمان ، شما با استفاده از شاخص های فنی ، هنر قضاوت معاملات سودآور را توسعه می دهید.

انتظار نداشته باشید در روز اول به یک متخصص تبدیل شوید

و معاملات خود را بر اساس ابزار ها به راحتی انجام دهید.

ابتدا دانسته های جدید خود را برای آزمایش و شروع به معامله مورد استفاده قرار دهید .

اجازه دهید آزمایشاتتان به اثبات برسد سپس آنها را مورد استفاده قرار دهید .

نتیجه

به طور کلی اوسیلاتورها 5 سیگنال به ما می دهند که برخی از آنها بسیار مهم و قوی هستند.

۱. رسیدن به پایین ترین یا بالاترین سطح خودش ، که می تواند به معنای شروع موقعیت خرید یا فروش باشد .

۲. اگر یک اوسیلاتور جهت خود را از میانه باند تغییر دهد و خط میانگین خود را بشکند ،

به معنای خروج از موقعیت فعلی در یک معامله می باشد .

۳. وقتی یک اوسیلاتور پایین می رود ، این تغییر قیمت باید در نمودار مشاهده شود

و اگر دیده نشود یا حتی برعکس اتفاق بیفتد ،

ما در واقع با واگرایی روبرو هستیم ، بنابراین در این شرایط ، باید انتظار کاهش شدید قیمت را داشته باشیم.

۴. اتصال قله های قبلی به یکدیگر با یک خط ، البته این خط روند نیست.

این خط تنها برای شناسایی بهتر بازار و استفاده صحیح از اوسیلاتورها می باشد ، قله ها را به یکدیگر متصل می کند.

۵. اغلب ابزارها و اوسیلاتورها پیش رو هستند.

ما می توانیم یک خط روند روی اسیلاتور بکشیم. هرگاه خط روند ما شکسته شد ، با تغییر روند روبرو خواهیم شد.

دسته‌ها
مقالات آمورشی

آشنایی بیشتر با انواع استراتژی ها در بازار بورس

اشنایی با بورس

تعریف کلی استراتژی

اختصاص دادن منابع به بهترین شکل برای دسترسی به هدف را استراتژی می نامند .

در بازار بورس استراتژی به ما می گوید چه میزان سرمایه چقدر زمان و از چه ابزاری برای رسیدن به هدف استفاده کنیم

پس برای یک معامله گر داشتن استراتژی از اهمیت بالایی برخوردار است .

 استراتژی نقش بسیار مهم و حیاتی را در موفقیت در بازار بورس دارد .

بدون استراتژی و برنامه جامع نمی توان به موفقیت چشم گیری دست پیدا کرد .

در اینجا ابتدا به مواردی که هر معامله گر تازه کار باید بداند نگاهی می اندازیم :

دانش قدرت است


علاوه بر آگاهی از روشهای اساسی معاملات ، معامله گران روز باید آخرین اخبار و رویدادهای بازار سهام را مورد مطالعه قرار دهند .

برنامه های نرخ بهره بانک فدرال ، چشم انداز اقتصادی و غیره.

بنابراین کارهای خود را به خوبی انجام دهید. لیست آرزوهایی را که می خواهید تجارت کنید را تهیه کنید

درباره شرکت هایی که انتخاب می کنید مطالعه کنید. اخبار کسب و کار را اسکن کنید و به وب سایتهای معتبر مالی مراجعه نمایید

وجوه را کنار بگذارید


سرمایه حال حاضر خود را ارزیابی کنید و بدانید که در هر معامله چه میزان باید ریسک کنید.

بسیاری از معامله گران موفق کمتر از 1 تا 2 درصد از حساب خود را در هر معامله ریسک می کنند.

به طور مثال اگر حساب معاملاتی 40،000 دلاری دارید و حاضر هستید در هر تجارت 0.5٪ از سرمایه خود را ریسک کنید ،

پس حداکثر ضرر شما در هر تجارت 200 دلار (0.5٪ * 40،000 دلار) است.

مبلغ مازاد بودجه ای را که می توانید با آن معامله کنید و برای از دست دادن آماده هستید ، کنار بگذارید.

به یاد داشته باشید ، ممکن است اتفاق بیفتد .

زمان را کنار بگذارید

معامله کردن بیشترین وقت شما را در روز خواهد گرفت .

به همین دلیل به این کار معاملات روزانه گفته می شود.

در واقع شما باید بیشتر روز خود را برای بازار کنار بگذارید.

اگر زمان محدودی برای صرفه جویی دارید ، آن را در نظر نگیرید.

این فرایند به یک معامله گر نیاز دارد تا بازارها و فرصتهای مناسب را شناسایی کند

و بتواند در هر زمان و ساعت معاملاتی مناسب انجام دهد .

کوچک شروع کنید


به عنوان یک مبتدی ، در طول یک معامله روی حداکثر یک یا دو سهام تمرکز کنید .

شناسایی و پیدا کردن فرصت ها با چند سهام امکان پذیر است .

جدیدا امکان معاملات با عددهای کسری به طور چشمگیری رایج شده است

بنابراین می شود مبلغ دلاری خاص و کوچکتر را که می خواهید سرمایه گذاری کنید را انتخاب کنید .

این بدان معناست که اگر سهام شرکت اپل 250 دلار معامله شود و شما فقط بخواهید 50 دلار از آن را خریداری کنید ،

بسیاری از بروکرها اکنون به شما امکان می دهند یک پنجم سهم را خریداری کنید.

از سهام پنی خودداری کنید

احتمالاً به دنبال معاملات و قیمت های پایین هستید اما از سهام پنی دوری کنید.

این سهام غالباً ناعادلانه است و شانس دریافت سود و برنده شدن ذر آن غالباً امکان پذیر نیست .

بسیاری از سهام معاملات تحت 5 دلار در هر سهم از بورس اوراق بهادار خارج می شوند.

و فقط بصورت بدون نسخه (OTC) قابل معامله هستند.

تا زمانی که فرصتی واقعی ندیده و تحقیقات خود را انجام داده باشید ، از این موارد خودداری کنید .

زمان معامله کردن


بسیاری از اوردرها که توسط سرمایه گذاران و معامله گران گذاشته شده است ، به محض باز شدن بازارها در صبح ، شروع به اجرای می کنند

که این امر به نوسانات قیمت کمک می کند.

یک معامه گر فصلی ممکن است بتواند الگوهای را بشناسد و به درستی انتخاب کند تا سود کسب کند.

اما برای تازه کارها شاید بهتر باشد بازار را مطالعه کنند و 15 تا 20 دقیقه اول هیچ معامله ای را آغاز نکنند .

ساعات میانه روز بازار معمولاً کم تحرک است ، و سپس حرکت دوباره به سمت بسته شدن می روند .

اگرچه ساعات شلوغ فرصت های مناسبی را ایجاد می کند ،اما برای مبتدیان بهتر است که در ابتدا از آنها دوری کنند .

حد ضررها را کوچک در نظر بگیرید


تصمیم بگیرید که از چه نوع اوردرهایی برای ورود و خروج از معاملات می خواهید استفاده کنید.

آیا از اوردرهای بازار استفاده خواهید کرد یا اوردرهای محدودی دارید؟

وقتی اوردر بازار را می دهید ، آن زمان با بهترین قیمت موجود اجرا می شود . بنابراین هیچ تضمینی برای قیمت ندارد.

در همین حال ، یک حد مجاز ، قیمت را تعیین کنید اما اجرا نکنید .

اوردرهای محدود به شما کمک می کنند با دقت بیشتری معامله کنید ،

در نتیجه قیمت خود را (غیر واقعی و غیرقابل اجرا) برای خرید و یا همچنین فروش تعیین کنید .

معامله گران روزانه با تجربه ممکن است از استراتژی های خاصی برای محافظت از سرمایه و سود و زیان خود استفاده کنند.

نسبت به سود واقع بین باشید


برای سودآوری یک استراتژی نیازی به پیروزی ندارد.

بسیاری از معامله گران فقط 50 تا 60 درصد از معاملات خود را برنده می شوند.

با این حال ، آنها بیشتر از آنکه سرمایه های خود را از دست بدهند ، برنده شده و به سرمایه خود می افزایند .

اطمینان حاصل کنید که ریسک برای هر معامله محدود به درصد مشخصی از حساب و روش ورود و خروج به روشنی تعریف و اجرا شده باشد .

باحال باشید


مواقعی وجود دارد که بازار بورس و سهام اعصاب شما را آزمایش می کند.

به عنوان یک معامله گر روزانه ، باید یاد بگیرید که حرص ، امید و ترس را از خود دور نگه دارید.

تصمیمات باید با منطق اداره شوند و نه از روی احساسات .

برنامه ریزی داشته باشید


معامله گران موفق باید سریع حرکت کنند ، اما لازم نیست سریع فکر کنند. چرا؟

از آنجا که آنها یک استراتژی معامله را از قبل تهیه کرده اند ، همواره باید به آن استراتژی پایبند باشند.

مهم است که فرمول خود را از نزدیک دنبال کنید نه اینکه سعی کنید سود را دنبال کنید.

اجازه ندهید که احساسات شما بهترین نتیجه را کسب کند و استراتژی خود را رها کنید.

بین معامله گران روزانه یک مانترا وجود دارد:

“تجارت خود را برنامه ریزی کنید و برنامه خود را انجام دهید.”

چه چیزی معاملات روزانه را دشوار می کند؟


معاملات روزانه تمرین و دانش زیادی می خواهد و چندین عامل وجود دارد که می توانند روند کار را به چالش بکشند.

اول باید بدانید که شما در مقابل حرفه ای هایی قرار می گیرید که مشاغلشان در زمینه تجارت است.

این افراد به بهترین فناوری های موجود در صنعت دسترسی دارند ،

بنابراین حتی اگر آنها هم شکست بخورند ، قرار است تا در پایان موفق شوند.

اگر بر روی باند پرش کنید ، این بدان معنی است که سود بیشتری برای

به یاد داشته باشید که شما باید برای سودهای کوتاه مدت یا هر سرمایه گذاری که برای مدت یک سال یا کمتر از آن دارید ،

با نرخ کم اقدام کنید . نکته مهم این است که ضررهای شما هر گونه سود را جبران می کند.

شما به عنوان یک سرمایه گذار فردی ممکن است درگیر مسایل عاطفی و روانی باشید.

معامله گران حرفه ای معمولاً قادر به حذف این موارد از استراتژی های معاملاتی خود هستند ،

اما وقتی سرمایه شخصی شما درگیر است ، این داستان بسیار متفاوت خواهد شد .

چه چیری را در چه زمانی بخریم


معامله گران روزانه سعی می کنند با بهره برداری از حرکات دقیقه ای قیمت در (سهام ، ارز ، معاملات آتی و…) درآمد کسب کنند .

و معمولاً برای انجام این کار مقادیر زیادی سرمایه را در نظر می گیرند .

برای تصمیم گیری در مورد اینکه باید روی چه سهامی تمرکز کنید ، می گویند — یک معامله گر روزانه معمولی به دنبال سه چیز است :

۱.نقدینگی به شما امکان می دهد به یک سهام با قیمت مناسب وارد و از آن خارج شوید .

به عنوان مثال ، تفاوت شدید بین قیمت پیشنهادی و درخواستی از یک سهام و پایین بودن اسپرد ،

یا تفاوت بین قیمت مورد انتظار یک معامله واقعی.

۲.نوسانات صرفاً معیاری از محدوده قیمت روزانه مورد انتظار است .

در درجه ای که یک معامله گر روزانه در آن فعالیت می کند. نوسانات بیشتر به معنای سود یا ضرر بیشتر است.

۳.حجم معاملات معیار مناسبی است برای اینکه چند بار سهام در یک بازه زمانی معین خریداری و فروخته شود .

که معمولاً به عنوان متوسط ​​حجم معاملات روزانه شناخته می شود.

درجه بالایی از حجم نشان دهنده توجه زیاد معامله گران به آن سهام است.

افزایش حجم سهام غالباً یکی از ارزش های اصلی بالا یا پایین آمدن قیمت یک سهام است .

هنگامی که می دانید چه نوع سهام (یا دارایی های دیگری) را می خواهید دنبال کنید ، باید یاد بگیرید که چگونه نقاط ورودی را مشخص کنید .

یعنی در چه لحظه ای دقیقا قصد سرمایه گذاری دارید.

ابزارهایی که می توانند در انجام این کار به شما کمک کنند عبارتند از:

خدمات خبری در زمان مناسب :

اخبار می توانند سهام را جابجا کنند ، بنابراین مشترک شدن در شبکه های خبری که به هنگام انتشار اخبار بالقوه اطلاع رسانی می کنند بسیار مهم هستند .

به نقل از ECN / سطح 2:

ECN ها ، یا شبکه های ارتباطی الکترونیکی ، سیستم های مبتنی بر کامپیوترها هستند که بهترین پیشنهاد را در اختیار شما قرار می دهند

و از چندین شرکت کننده بازار نقل قول می کنند و سپس بطور خودکار سفارشات را مطابقت داده و اجرا می کنند.

سطح 2 یک سرویس مبتنی بر اشتراکی است

که دسترسی به زمان واقعی متشکل از قیمت های دریافت شده از سوی تولیدکنندگان بازار را فراهم می کند.

آنها با هم ، می توانند به شما امکان دهند كه دستوراتی در زمان واقعی اجرا شوند.

نمودارهای کندل های داخلی:

کندل ها تحلیلی از عملکرد قیمت را ارائه می دهند.

شرایطی را که در آن وارد معامله می شوید را با توضیح کامل بنویسید.

“خرید در روند صعودی” به اندازه کافی نیست و یا حتی چیزی شبیه به این جمله کامل نیست .

به طور مثال : “زمانی که قیمت از بالای خط روند بالای یک الگوی مثلث شکسته می شود ، خرید صورت گرفت ،

جایی که قبل از مثلث صعودی (حداقل یک نوسان بالاتر و نوسان بالاتر قبل از مثلث تشکیل شده) .

نمودار دو دقیقه ای در دو ساعت اول روز معاملات چک شد . “

هنگامی که یک مجموعه خاص از قوانین ورود به سیستم را دارید نمودارهای بیشتری را بررسی کنید

تا ببینید که آیا این شرایط هر روز ایجاد می شود (با فرض اینکه می خواهید هر روز تجارت کنید)

و در بیشتر مواقع از حرکت نکردن قیمت در جهت پیش بینی شده استفاده کنید.

اگر چنین است ، شما یک نقطه ورود بالقوه برای یک استراتژی دارید.

سپس می بایست نحوه خروج یا فروش آن معامله را ارزیابی کنید.

تصمیم گیری برای خروج از معامله


روش های مختلفی برای خروج از یک موقعیت برنده وجود دارد ،

از جمله توقف معمله و دریافت سود.

اهداف سودآوری متداولترین روش خروج است و سود را در سطح از پیش تعیین شده می گیرد.

برخی از استراتژی های هدف گذاری متداول قیمت عبارتند از:

پوسته با اسکالپینگ

پوسته شدن یا اسکالپ کردن یکی از محبوب ترین استراتژی هاست.

این استراتژی شامل فروش تقریبا بلافاصله و سپس سودآوری از معاملات است.

هدف شما هر رقمی است که “شما در این معامله بدست آورده اید”

محو شدن یا فیدینگ

شامل کوتاه شدن سهام پس از حرکت سریع به سمت بالا است.

این به این فرض استوار است که:

۱. آنها بیش از حد خریداری شده اند

۲. خریداران اولیه آماده شروع سود هستند

۳. خریداران موجود ممکن است از این ترسیده باشند.

اگرچه ریسک پذیر است ، اما این استراتژی می تواند بسیار سودمند باشد.

در اینجا ، هدف قیمت زمانی است که خریداران دوباره قدم به معامله بگذارند.

سهام روزانه

این استراتژی شامل سودآوری از نوسانات روزانه سهام است.

این کار با تلاش برای خرید در کمترین روز و فروش در بالاترین روز انجام می شود.

در اینجا ، هدف قیمت به سادگی در علامت بعدی معکوس قرار می گیرد.

مومنتوم

این استراتژی معمولاً شامل معامله در زمان انتشار اخبار و یا یافتن حرکات روند قوی با پشتیبانی از حجم بالا است.

یک معامله گر حرکت در زمان انتشار اخبار و خرید یک روند تا زمانی که نشانه های واژگونی را نشان دهد معامله را حفظ می کند .

در اینجا ، هدف قیمت وقتی شروع می شود که حجم کاهش می یابد.

در بیشتر موارد ، هنگامی که توجه به سهام کاهش یافته است ،

همانطور که در سطح 2 / ECN و حجم نشان داده شده است ، می خواهید از دارایی خارج شوید.

همچنین هدف می تواند کسب سود بیشتری در معاملات باشد.

تا جایی که معاملات از سود به دست آمده فاصله بگیرند .

به طور مثال اگر ضرر شما 0.05 دلار از قیمت ورودی شما فاصله دارد ،

هدف شما باید بیش از 0.05 دلار دورتر از نقطه ورودتان باشد.

مانند محل ورود خود ، دقیقاً نحوه ورود به معامله خود را نیز قبل از ورود به آنها تعریف کنید.

معیارهای خروج باید به اندازه کافی دقیق باشند که قابل تکرار و آزمایش باشد.

نمودارها و الگوهای معاملات روزانه


بسیاری از معامله گران برای تعیین فرصت مناسب برای خرید سهام (یا هر دارایی که معامله می کنید) از این موارد کمک می گیرند :

۱.الگوهای شمعی ، از جمله شمع های مشبک و دویچه ها


۲.تجزیه و تحلیل فنی ، از جمله خطوط روند و مثلث


۳.حجم معاملات که افزایش یا کاهش می یابند

تعداد زیادی از کندل ها وجود دارند که یک معامله گر روزانه می تواند

به کمک آنها یک نقطه ورود مناسب را پیدا کند .

در صورت استفاده صحیح ، الگوی معکوس doji (که در نمودار زیر مشخص شده است) یکی از قابل اطمینان ترین آنها است.

به طور معمول ، با چندین تأیید به دنبال الگوهایی با مشخصات زیر باشید :

ابتدا به دنبال نشانه ای باشید که به شما بگوید که معامله گران از قیمت در این سطح حمایت می کنند یا خیر.

توجه:

این می تواند روی شمع دوجی یا روی شمع های پس از دوجی دیده شود .


دوم ، به دنبال پشتیبانی قبلی در این سطح قیمت باشید.

به عنوان مثال ، کمترین میزان روزانه قبل (LOD) یا بالاترین قیمت روزانه (HOD).


در آخر ، به وضعیت سطح 2 نگاهی بیندازید که تمام سفارشات باز و اندازه سفارشات را نشان می دهد.

اگر این سه مرحله را دنبال کنید ،

می توانید تعیین کنید که دوجی احتمالاً یک چرخش واقعی تولید می کند

و یا در صورت مساعد بودن شرایط می تواند موقعیتی را اتخاذ کند.

تجزیه و تحلیل سنتی الگوهای نمودارها اغلب اهداف سود مندی را فراهم می کند.


به عنوان مثال ، ارتفاع یک مثلث در وسیع ترین قسمت به نقطه شکست مثلث (برای یک حرکت صعودی) اضافه می شود ،

قیمتی را فراهم می کند که در آن سود کسب کنید.

چگونه در هنگام معاملات روزانه ضررها را محدود کنیم


یک دستور برای محدود کردن حد ضرر و زیان در یک موقعیت طراحی شده است.

برای موقعیت های خرید ، یک حد ضرر می تواند در زیر سطح قیمت حال حاضر

یا برای موقعیت های فروش ، بالاتر از سطح اخیر قرار گیرد.

همچنین می تواند مبتنی بر نوسانات باشد.

به عنوان مثال ، اگر قیمت سهام در هر دقیقه در حدود 0.05 دلار در حرکت باشد ،

ممکن است شما یک حد ضرر 0.15 دلار را از نقطه ی ورودی خود قرار دهید

تا به برخی از حرکات بازار اجازه دهید تا قبل از حرکت در جهت پیش بینی شده ، نوسان داشته باشد.

دقیقاً مشخص کنید که چگونه می توانید ریسک معاملات را کنترل کنید.

به عنوان مثال ، در مورد الگوی مثلث ،حد ضرر می تواند 0.02 دلار را در زیر قیمت خرید حال حاضر یا حداقل 0.02 دلار زیر آن قرار دهد.

(0.02 دلار عددی دلخواه است ؛ این عدد صرفا جهت مثال است.)

یك استراتژی برای تعیین دو حد ضرر :

قرار دادن حد ضرر فیزیکی که در سطح مشخصی از قیمت قرار دارد و مناسب تحمل ریسک شماست.

در اصل ، این بیشترین پولی است که می توانید برای از دست دادن خود تحمل کنید.


توقف روانی در جایی که معیارهای ورود شما نقض می شود تنظیم شده است.

این بدان معناست که اگر معاملات چرخشی غیر منتظره داشته باشد ، بلافاصله از موقعیت خود خارج خواهید شد.

در هر حال شما تصمیم به خروج از معاملات خود دارید ،

معیارهای خروج باید به اندازه کافی مناسب باشند که قابل آزمایش و تکرارپذیر باشند.

همچنین ، تعیین حداکثر ضرر در هر روز که می توانید تحمل کنید .از نظر مالی و روانی نیز بسیار مهم است.

هر وقت به این نقطه برخورد کردید ، بقیه روزهای مناسب برای معاملات را در نظر را بگیرید.

به برنامه و استراتژی خود بچسبید.

از این گذشته ، فردا یک روز دیگر (معامله) است.

پس از تعریف نحوه ورود معاملات و مشخص کردن حد ضرر ،

می توانید ارزیابی کنید که آیا استراتژی بالقوه در محدوده ریسک شما قرار می گیرد یا خیر.

اگر استراتژی شما را بیش از حد در معرض خطر قرار می دهد ، برای کاهش خطر باید استراتژی را به نوعی دیگر تغییر دهید.

اگر استراتژی در محدوده ریسک شما قرار دارد ، پس آزمایش شروع می شود.

به طور دستی از طریق جستجو در نمودارهای تاریخی ورودی های خود را بیابید ،

بدون توجه به اینکه از دست رفته یا هدف شما مورد اصابت قرار گرفته است.

از این طریق برای حداقل 50 تا 100 معامله ،

بدون توجه به اینکه این استراتژی سودآور بوده و آیا انتظارات شما را برآورده می کند.

اگر این کار را انجام دادید ، در زمان واقعی به معاملات استراتژی بپردازید.

اگر در طی دو ماه یا بیشتر در یک محیط شبیه سازی شده یا دمو در سود هستید ،

در معاملات روزانه با استراتژی خاص خود و با سرمایه واقعی وارد بازار شوید .

اگر استراتژی سودآور نیست ، شروع نکنید.

در آخر ، توجه ویژه ای به مارجین معاملات داشته باشید

،به این معنی که شما به یک بروکر مشخص جهت سرمایه گذاری بدهکار هستید

(و به خاطر داشته باشید که الزامات مارجین برای معاملات روزانه زیاد است)

شما در برابر حرکات شدید قیمت بسیار آسیب پذیر تر هستید.

مارجین به نتایج نه تنها سود ، بلکه از ضررها نیز کمک می کند.

اگر بازار علیه شما پیش برود. بنابراین ، استفاده از حد ضررهای هنگام معاملات روزانه با مارجین مناسب بسیار مهم هستند .

اکنون که برخی از مشکلات و مزایای معاملات روزانه را می شناسید ،

اجازه دهید نگاهی کوتاه به برخی از راهکارهای کلیدی معامله گران روزانه جدید بپردازیم.

استراتژی های اساسی معاملات روزانه


پس از تسلط برخی از تکنیک ها ، سبک های معاملاتی شخصی خود را توسعه داده و اهداف نهایی خود را تعیین کرده اید ،

اکنون می توانید از یک سری استراتژی ها استفاده کنید تا در جستجوی سود به شما کمک کنند.

در اینجا می توانید از برخی از تکنیک های محبوب خود استفاده کنید.

اگرچه برخی از این موارد در بالا ذکر شد ، اما ارزش این را دارد که دوباره به آنها بپردازیم:

۱.به دنبال روند بازار باشید : هرکسی که از روند پیروی کند ، هنگام افزایش قیمت یا فروش کوتاه مدت ، اقدام به معامله می کند.

این کار با این فرض انجام می شود که قیمت هایی که افزایش یافته اند یا به طور پیوسته در حال افت بوده اند ، به این کار ادامه خواهند داد.


۲.سرمایه خود را کنترل کنید: این استراتژی فرض می کند که افزایش قیمت معکوس و افت خواهد کرد.

خرید متعارف در طول روز یا فروش کوتاه مدت در طول صعود ، با این انتظار صریح که روند تغییر خواهد کرد.


مقیاس بندی: این سبکی است که یک معامله گر از شکاف های قیمتی ناچیز ناشی از گسترش پیشنهاد قیمت استفاده می کند.

این تکنیک معمولاً شامل ورود و خروج سریع از یک موقعیت در عرض چند دقیقه یا حتی چند ثانیه است.


اخبار معاملات: سرمایه گذاران با استفاده از این استراتژی هنگامی که خبرهای خوب اعلام می شود و یا فروش کوتاهی دارند ، می خرند.

این می تواند به نوسانات بیشتر منجر شود ، که می تواند سود یا زیان بیشتری به دنبال داشته باشد.

تجارت روزانه کار سختی است. به زمان ، مهارت و نظم و انضباط نیاز دارد.

بسیاری از کسانی که آن را امتحان می کنند شکست می خورند ،

اما تکنیک ها و دستورالعمل هایی که در بالا گفته شد می توانند به شما در ایجاد استراتژی سودآور کمک کنند.

با تمرین کافی و ارزیابی عملکرد مداوم ، می توانید شانس سود و ضرر خود را تا حد زیادی بهبود بخشید.

دسته‌ها
روانشناسی کتاب ها کناب ها

کتاب معجزه ذهن

کتاب قدرت ذهن برای اولین بار در سال ۱۹۷۴ منتشر شد .یک دانش‌آموز نسبتاً متوسط ۱۵ ساله که وضعیت تحصیلی خوبی نداشت .

و در هیچ درسی نمره خوبی نمی گرفت در سال ۱۹۸۲ با کتاب آشنا شد.

همان طور که انتظار می‌رفت همیشه نمراتش BوC می شد نتایج امتحانات او را دلسرد می کرد

چون می خواست در دانشگاه کمبریج قبول شود متوجه شده بود که اگر به همین رویه به تحصیلاتش را ادامه بدهد

هیچ شانسی برای ورود به دانشگاه مورد علاقه ندارد, اسم این دانش‌آموز ادوارد بود .

بعد از مدتی پدر ادوارد ,جورج, کتاب قدرت ذهن را به او معرفی کرد

و اطلاعات جدیدی در مورد خود نقشه ذهنی یادگیری و مطالعه در اختیار او قرار داد

اعتبار تازه یافته بود و انگیزه‌های زیادی برای ادامه تحصیل داشت به مدرسه بازگشت

او به من گفت که می‌خواهد در همه درس ها نمره A یا عالی بگیرد و قطعاً در آزمون دانشگاه کمبریج شرکت می کند

عکس العمل معلم های او به‌طور قابل درکی عجیب و متفاوت بود.

یکی از معلم هایش گفت : به خودت بیا ,شانسی نداری! نه هرگز!

دومین معلم گفت :مثل دیوانه‌ها رفتار نکن اگر نمره B می‌گرفتی امکان داشت, اما به احتمال زیاد نمره شما C می‌شود

وقتی ادوارد در پاسخ گفت که نه تنها امیدوار است که بتواند در آزمون استاندارد دانشگاه شرکت کند

بلکه می‌خواهد فرم بورس تحصیلی را پر کند, مدیر با قاطعیت گفت نه!

شرکت در آزمون هدر دادن پول مدرسه و وقت شماست اما تصور نمی کنیم که بتوانیم در امتحان قبول شوید ….

دسته‌ها
روانشناسی کتاب ها کناب ها

کتاب بنویس تا اتفاق بیفتد

همین حالا و قبل از خواندن بقیه کتاب از شما می‌خواهم فهرست اهداف خود را تنظیم کنید

به قهوه خانه بروید و یک فنجان قهوه سفارش بدهید و یا در خانه یک قوری چای نعنا دم کنید,

موسیقی مورد علاقه خود را در دستگاه پخش صدا قرار دهید و شروع به نوشتن کنید .

بنویسید ! وقت را هدر ندهید!

اگر متوجه شدید که هدف را به خاطر بزرگ یا دور از دسترس بودن کنار گذاشته اید,

آن را به هر ترتیب بنویسید و ستاره کنار آن بگذارید. این یک هدف زنده است, نگران زیاده خواهی نباشید ,

حتی آرزوهایی را که هیچ ابزار عملی برای تحقق آنها ندارید,نیزیادداشت کنید

به نوشتن ادامه دهید, با قلبتان بنویسید و فهرست و تا جایی که دوست دارید طولانی کنید.

لو هولتس, مربی مشهور فوتبال ,این کار را در سال ۱۹۶۶ انجام داد.

۲۸ ساله بود که پشت میز اتاق ناهارخوری نشست و صدو هفت آرزوی محال را روی کاغذ آورد.

او تازه شغلش را از دست داده بود .در بانک پولی نداشت و همسرش سومین فرزندشان را هشت ماهه حامله بود .

چنان ناامید و دلسرد بود که همسرش یک نسخه از کتاب جادوی فکر بزرگ نوشته دیوید شوارتز را به او داد

تا بلکه روحیه ی بهتری پیدا کند.به گفته خود هولتس,تا آن لحظه به کلی, بی انگیزه بود .

خیلی‌ها که من هم جزو ایشان بودم ,هیچ کار خاصی در زندگی خود نمی‌کنند.

در کتاب نوشته شده بود که( باید قبل از مرگ تمام اهدافی را که قصد رسیدن به آنها را دارید ,روی کاغذ بیاورید .

اهدافی که در واکنش به آن درخواست, نوشته شخصی بودند و هم حرفه‌ای .

اغلب آنها برای یک مرد ۲۸ ساله بیکار دست یافتنی به نظر می‌رسیدند از جمله موارد موجود در فهرست عبارت بودند از….