با تئوری داو جونز بیشتر آشنا بشوید

مقدمه:

تئوری داو  در حدود 100 سال پیش شکل گرفت و هنوز هم در بازارهای بی‌ثبات و مدرن امروزی وجود دارد .

نظریه داو نه تنها  به تجزیه و تحلیل فنی و عملکرد قیمت می پردازد بلکه به فلسفه بازار نیز پرداخته است .

این نظریه توسط ویلیام همیلتون ارائه  شد ،

بسیاری از ایده ها و اظهارات مطرح شده توسط داو و همیلتون جز بدیهیات وال استریت بودند .

کسانی هستند که فکر می کنند رفتارهای بازار امروزه کاملا متفاوت است.

در حالی که اینگونه نیست و بازار دائما درحال تکرار رفتارهای خود می باشد.

  با خواندن کتاب Rhea، نظریه داو ،اهداف تعیین شده بورس نشان می دهد

که بازار همان رفتارهایی را انجام می‌دهد که تقریباً 100 سال پیش انجام داده است .

چارلز داو  در اواخر قرن نوزدهم تئوری داو  را  از تحلیل خود در مورد عملکرد قیمت بازار توسعه داد.

و تا زمان مرگش از مالکین و همچنین سردبیر روزنامه وال‌استریت‌ ژورنال بود.

اگرچه او هرگز کتابی در مورد این تئوری‌ ننوشت ،

اما چندین سرمقاله که بازتاب نظرات وی در مورد گمانه‌زنی‌ها و نقش میانگین ریلی و صنعتی بود از او به جای مانده است .

در سطح بالاتر، تئوری داو روند بازار و نحوه رفتار معمولی آن را توصیف می کند

و در سطح پایین‌تر سیگنال‌هایی را فراهم می‌کند که می‌تواند

برای شناسایی و متعاقباً تجارت با روند اصلی بازار مورد استفاده قرار گیرد.

این تئوری در شناسایی سطح متوسط Dow Jones Rail (میانگین حمل و نقل)

و میانگین صنعتی داو جونز و استفاده از حجم برای تأیید این روند متمرکز است.

اگر هر دو میانگین داو جونز در یک راستا روند داشته باشند ،

می توان گفت کل بازار نیز در همین راستا روند افزایشی دارد.

سرمایه گذاران می توانند از این سیگنال ها برای شناسایی روند اصلی بازار استفاده کنند و سپس با آن روند تجارت کنند.

زمینه:

اگرچه چارلز داو به توسعه تئوری  داو  اعتبار داد ,اما نلسون و ویلیام همیلتون بودند که بعدها این تئوری را اصلاح کرده و امروزه در اختیار ما قرار دادند.

نلسون نویسنده کتاب The ABC of Stock Speculation نخستین کسی بود

که در واقع از اصطلاح تئوری داو  استفاده کرد.

همچنین  همیلتون مشابه آن را از طریق سلسله مقالاتی درباره نظریه داو در وال استریت ژورنال به رشته تحریر درآورد .

همچنین وی کتاب The Stock Market Barometer  را در سال 1922 نوشت که در خصوص جزئیات این تئوری بود.

در سال 1932 رابرت ریا تجزیه و تحلیل تئوری داو و همیلتون را در کتاب خود با عنوان تئوری داو اصلاح کرد .

او حدود 252 مقاله را که از طریق آنها داو و همیلتون افکار خود را در بازار منتقل می‌کردند ، مطالعه و رمزگشایی کرد .

روی  همینطور به کتاب The Stock Market Barometer همیلتون  هم اشاره کرد.

ارائه ما از تئوری داو  در این مقاله ، برگرفته از کتاب ریا به نام تئوری داو است

که نوشته های داو و همیلتون  را در مجموعه ای از فرضیات سازماندهی کرده است.

و همچنین سعی کرده‌ایم  ؛

واقعیت‌های بازار امروزی را با تئوری داو و همیلتون که توسط آنها توضیح داده شده بود ، مرتبط  سازیم .

حرکات بازار

داو و همیلتون سه حرکت قیمت برای میانگین های صنعتی و ریلی داو جونز مشخص کردند :

حرکت های اولیه , حرکت های ثانویه و نوسانات روزانه

حرکت اولیه می‌تواند از چند ماه تا سال‌ها ادامه داشته باشد که نشان دهنده روند گسترده بازار است .

حرکت ثانویه یا واکنش می‌تواند از چند هفته تا چندین ماه دوام داشته باشد که خلاف روند اولیه حرکت می‌کند.

نوسانات روزانه که می‌توانند  در مقابل روند نزولی حرکت کرده

و از چند ساعت تا چند روز ادامه یابند اما معمولا بیشتر از یک هفته نیست .

حرکت اولیه:

حرکت اولیه روند اساسی بازار است و می‌تواند از چند ماه تا سالیان متمادی ادامه یابد .

به این حرکات در بازارهای بورس حرکت گاو نر(bull) و خرس (bear) گفته می‌شود.

که از زمان  مشخص شدن روند اولیه تا زمانی که خلاف آن ثابت نشود ادامه خواهد داشت . 

در ادامه این مقاله به روش‌های شناسایی روند اولیه خواهیم پرداخت .

همیلتون معتقد بود طول و مدت روند بازار تا حد زیادی قابل تعیین نیست. 

همیلتون بعد از مطالعاتش در مورد طول و مدت روند بازار چند دستورالعمل کلی ارائه داد.

  اما در عین حال نسبت به اعمال این موارد و پیش‌بینی آنها هشدار داد

بسیاری از معامله‌گران و سرمایه‌گذاران خود را به قیمت و زمان  وابسته می کنند.

اما واقعیت این است که هیچ کس نمی داند روند اولیه کجا و چه زمانی به پایان خواهد رسید .

هدف از تئوری داو :

استفاده از آنچه که می دانیم نه اینکه حدس بزنیم  درمورد آنچه که نمی دانیم.

از طریق مجموعه ای از دستورالعمل‌های تئوری داو ، سرمایه گذاران قادر می‌ شوند

تا روند اولیه را شناسایی و براساس آن سرمایه‌گذاری کنند .

تلاش برای پیش‌بینی طول روند و مدت زمان آن یک تلاش بیهوده  است .

همیلتون و داو علاقه داشتند که حرکات بزرگ روند اولیه را کشف  کنند

و موفقیت را در توانایی شناسایی روند اولیه و ماندگاری آن می دانستند .

حرکت ثانویه:

حرکات ثانویه خلاف روند اولیه و از نظر ماهیت ارتجاعی هستند .

در بازار نزولی، روند صعودی یک حرکت ثانویه به حساب می آید و در بازار صعودی روند نزولی حرکت ثانویه  است

و بیشتر مواقع  تجمع واکنش نامیده می شود.

همیلتون حرکات ثانویه را به عنوان یک پدیده ضروری برای مقابله با گمانه زنی های بیش از حد توصیف کرد.

اصلاحات و حرکات پیشخوان ، دلالان را تحت کنترل قرار داده و یک دوز سالم از حدسیات را به حرکات بازار اضافه کردند.

به دلیل پیچیدگی و ماهیت فریبنده آنها ، حرکات ثانویه نیاز به مطالعه بیشتر و تحلیل دقیق تری  دارند.

سرمایه گذاران معمولاً  شروع یک حرکت اولیه را با یک حرکت ثانویه  اشتباه می گیرند.

قبل از اینکه روند اولیه تحت تأثیر قرار گیرد ،

یک حرکت ثانویه باید طی شود که این مسئله بعداً در این مقاله مورد بررسی قرار می گیرد

و سیگنال های مختلفی را براساس تئوری داو تحلیل می کنیم.

نوسانات روزانه:

نوسانات روزانه ، اگرچه به عنوان گروه مورد توجه قرار می گیرند

اما می توانند به صورت جداگانه خطرناک و غیرقابل اطمینان باشند.

با توجه به تصادفی بودن حرکات از روزی  به روزی دیگر ،  پیش بینی نوسانات روزانه محدود است.

در بدترین حالت ، تأکید بیش از حد بر نوسان روزانه منجر به خطاهای پیش بینی نشده و حتی ضرر می شود.

بیش از حد گرفتار شدن در حرکت یک یا دو روزه می تواند منجر به تصمیمات شتابزده ای شود

که مبتنی بر احساسات می باشد.

حائز اهمیت است که هنگام تجزیه و تحلیل حرکات قیمت روزانه ، کل تصویر را در ذهن داشته باشید.

به تکه های از یک پازل فکر کنید.

آنها به صورت جداگانه چند قطعه بی معنی ، اما در عین حال برای تکمیل تصویر ، ضروری هستند.

حرکات قیمت روزانه تنها زمانی قابل اهمیت هستند

که با روز های دیگر گروه بندی شوند و بتوانند الگوی مناسبی برای آنالیز در اختیار بازار قرار دهند.

برخلاف این ، همیلتون از نوسانات روزانه چشم پوشی نکرد

مطالعه عملکرد روزانه قیمت می تواند بینش ارزشمندی را ایجاد کند، اما تنها در صورت گرفتن تصویر در سایز بزرگتر.

در قیمت یک یا دو یا حتی سه روزه عمل کمی وجود دارد.

با این حال ، هنگامی که یک سری از روزها با هم ترکیب می شوند ،

الگویی ایجاد می شود که  تجزیه و تحلیل پایه ای بهتری  می سازد .

سه مرحله از بازارهای اولیه گاو نر:

همیلتون سه مرحله را هم در بازارهای اولیه صعودی و هم برای بازارهای اولیه نزولی مشخص کرد.

این مراحل با وضعیت روانی بازار و حرکت قیمت ها ارتباط دارد.

بازار اولیه صعودی به عنوان یک پیشرفت پایدار طولانی مشخص شده است

که با بهبود شرایط تجاری موجب افزایش تقاضا برای سهام می شود.

در بازار اولیه صعودی ، حرکات ثانویه وجود خواهد داشت که برخلاف روند عمده است.

مرحله 1 – تجمع:

همیلتون خاطرنشان کرد: اولین مرحله از بازار صعودی از آخرین تجمع واکنش بازار نزولی قابل تشخیص نیست.

بدبینی ، که در پایان بازار نزولی بود ، هنوز در آغاز بازار صعودی سلطنت می کند.

در این دوره مردم از سهام خود خارج می شوند .

اخبار مربوط به شرکت های آمریکایی بد است و ارزیابی ها معمولاً در تاریخ های پایین قرار دارد.

با این حال ، در این مرحله است که به اصطلاح “پول هوشمند” شروع به جمع آوری سهام می کند.

این مرحله از بازار است که افراد با صبر و تحمل ارزش داشتن سهام برای مسافت طولانی را می بینند.

سهام ارزان است ، اما به نظر نمی رسد کسی آنها را بخواهد.

به یاد داشته باشید که چگونه وارن بافت در تابستان سال 1974 اظهار داشت

که اکنون زمان خرید سهام و ثروتمند شدن است. همه تصور می کردند که او دیوانه است .

اما او یکی از تنها کسانی بود که مرحله جمع آوری مداوم در بازار را به درستی تشخیص داده بود.

در مرحله اول بازار صعودی ، سهام شروع به پیدا کردن یک کف  بی سر و صدا می کنند.

هنگامی که بازار شروع به افزایش می کند ، طیف گسترده ای مبنی بر آغاز بازار صعودی وجود دارد.

بعد از اولین قله ها و شروع به عقب رفتن بازار نزولی آنها اعلام می کنند که بازار خرس ها تمام نشده است.

در این مرحله است که تجزیه و تحلیل دقیق ضروری است تا مشخص شود که آیا این سقوط یک حرکت ثانویه است .

اگر این یک حرکت ثانویه باشد ، پس باید الگو پایین تراز نرخ قبلی شود  و یک کف جدید ایجاد شود.

با شروع بنگاههای اقتصادی یک دوره آرام آغاز می شود و پس از آن پیشروی شروع می شود.

هنگامی که از قله ی قبلی بالاتر برود ، شروع مرحله دوم و یک گاو نر اولیه تأیید می شود .

مرحله 2 – حرکت بزرگ:

مرحله دوم یک بازار اولیه گاو نر معمولاً طولانی ترین است و بیشترین پیشرفت قیمت را مشاهده می کند.

این دوره با بهبود شرایط تجاری و افزایش ارزش سهام در بازار سهام مشخص شده است.

درآمد دوباره افزایش می یابد و اعتماد به نفس شروع به بهبود می کند.

این آسانترین مرحله برای کسب درآمد در نظر گرفته می شود زیرا مشارکت گسترده است

و دنبال کنندگان روند شروع به مشارکت می کنند.

مرحله 3 – بیش از حد:

مرحله سوم بازار اولیه گاو نر با گمانه زنی های زیاد و فشارهای تورمی مشخص شده است.

(داو حدود 100 سال پیش این قضایا را شکل داد ، اما این سناریو مطمئناً آشنا است.)

در مرحله سوم و آخر ، عموم مردم کاملاً درگیر بازار هستند ،

ارزش گذاری ها بیش از حد و اعتماد به نفس فوق العاده زیاد است.

این تصویر برعکس مرحله اول بازار گاو نر است.

سه مرحله از بازاراولیه خرس:

بازار اولیه  خرس به عنوان یک کاهش پایدار طولانی مشخص شده است

که با وخامت اوضاع تجاری و کاهش تقاضا برای سهام مشخص می شود.

درست مثل بازارهای اولیه گاو نر. بازار خرس ها حرکات ثانویه خواهد داشت که خلاف روند اصلی است.

مرحله 1 – توزیع:

همانطور که انباشته شدن مشخصه مرحله اول بازار اولیه گاو نر است ، توزیع نشانه شروع بازار خرس است.

از آنجا که “پول هوشمند” شروع به درک این موضوع می کند که شرایط تجارت کاملاً خوب نیست همانطور که قبلاً تصور می شد .

آنها شروع به فروش سهام می کنند.

عموم مردم هنوز در این مرحله در بازار حضور دارند و به خریداران  تبدیل می شوند.

در بازار حجم خرید کمی وجود دارد که نشان دهد بازار خرس ها است و شرایط عمومی تجارت خوب است.

با این حال ، سهام شروع به کم شدن خود می کنند و روند نزولی شروع  می شود .

در حالی که بازار رو به زوال است ، باور چندانی مبنی بر شروع بازار خرس وجود ندارد

و بیشتر پیش بینی کنندگان همچنان صعودی هستند.

پس از کاهش متوسط ، یک تجمع واکنشی (حرکت ثانویه) وجود دارد که بخشی از این کاهش را تشکیل می دهد.

همیلتون خاطرنشان کرد: ظاهر شدن واکنش در بازار خرس ها بسیار سریع و تند بود.

همچنین همیلتون در مورد حرکات ثانویه به طور کلی ، اشاره کرد

که درصد زیادی از تلفات در طی چند روز یا شاید چند هفته صورت می گیرند .

این حرکت سریع و ناگهانی گاوها را زنده می کند تا بازار گاو نر را زنده و سالم نگاه دارد.

با این حال ، واکنش زیاد حرکت ثانویه تشکیل می شود و پایین تر از حد قبلی خواهد بود و یک کف جدید شکل می گیرد .

پس از بالا رفتن سطح پایین ، شکسته شدن در برابر سطح قبلی تأیید می کند که این دومین مرحله از بازار خرس است.

مرحله 2 – حرکت بزرگ:

همانند بازار اولیه گاو نر ، مرحله دوم بازار اصلی خرس بیشترین حرکت را انجام می دهد.

این در شرایطی است که روند نزولی مشخص شده و شرایط تجاری شروع به زوال می کند.

برآوردهای سود کاهش می یابد ، کمبودها رخ می دهند ، حاشیه سود کاهش می یابد و درآمد کاهش می یابد .

با بدتر شدن اوضاع تجاری ، فروش ادامه می یابد.

مرحله 3 – ناامیدی:

در صدر یک بازار اولیه گاو نر، امید  به نظم روزانه است.

با آخرین مرحله از بازار خرس ، تمام امیدها  از دست می روند و سهام کم می شود.

ارزش گذاری ها کاسته می شوند ، اما فروش ادامه می یابد

زیرا شرکت کنندگان در پی فروش بدون توجه به ارزش سهام هستند.

خبرهای مربوط به شرکتهای آمریکایی بد است ، چشم انداز اقتصادی ناخوشایند است و یک خریدار پیدا نمی شود.

بازار تا زمانی که تمام اخبار بد به طور کامل در سهام نباشد ، روند نزولی را ادامه خواهد داد.

هنگامی که سهام کاملاً بدترین نتیجه ممکن را منعکس کند ، چرخه  دوباره شروع  می شود.

قضایای سیگنال:

از طریق نوشته های داو و همیلتون ، ری 4 قضیه جداگانه را شناسایی کرد که به شناخت روند ،

سیگنال های خرید و فروش (با استفاده از میانگین های داو جونز) ، حجم و در آخر ، بازه های تجاری پرداختند.

دو مورد اول مهمترین آنها محسوب می شدند ،

که در جهت شناسایی روند اولیه به عنوان صعودی یا نزولی بودن بازار کمک می کنند.

دو قضیه دوم ، که با حجم و محدوده معاملات سروکار داشتند .

در شناسایی روند اولیه توسط همیلتون نقش مؤثری در نظر گرفته نشدند .

این دوره به عنوان یک تأیید کننده آمار مورد بررسی قرار گرفت

و تصور می شد دامنه های معاملاتی برای شناسایی دوره های انباشت و توزیع است.

در مجموع ، می توان از آنها برای شناسایی حرکات فعلی بازار و آگاهی از سرمایه گذاری در بازار استفاده کرد.

شناسایی روند:

اولین قدم برای شناسایی روند اولیه ، شناسایی روندهای فردی میانگین صنعتی داو جونز (DJIA)

و میانگین حمل و نقل داو جونز (DJTA) است.

همیلتون برای تعیین هویت روند از تجزیه و تحلیل قله ها استفاده کرد.

روند صعودی توسط قیمت هایی تعریف می شود

که مجموعه ای از قله های در حال افزایش و کف ها را کاهش می دهد (ارتفاع بالاتر و پایین تر).

در مقابل ، روند نزولی با قیمت هایی تعریف می شود

که مجموعه ای از قله های رو به کاهش و کف ها در حال افزایش را تشکیل می دهند.

پس از مشخص شدن روند ، معتقدیم  كه روند معتبر تا درزمانی که خلاف آن اثبات شود.

روند نزولی تا زمانی که الگو های کف پایین تر باشد معتبر در نظر گرفته می شود .

در زیر نمودار میانگین حمل و نقل داو جونز در سال 1992 قرار گرفته است.

حتی اگر همیلتون و داو اشاره خاصی به خطوط روند نداشته باشند ،

خطی برای تأکید بر روند نزولی ترسیم شده است.

DJTA (TRAN $)کاهش حجم تا (پیکان قرمز) ادامه داشت. همانطور که در این مقاله بحث شد ،

روزهای با حجم زیاد نشان می دهد که احتمال تغییر در حال وقوع است.

تنها ، یک روزبا کاهش حجم بالا یک سیگنال خرید نیست ،

بلکه نشانه ای برای نظارت بر عملکرد قیمت کمی نزدیک تر است.

پس از این روز با حجم بالا ، DJTA دوباره کف جدید ایجاد شد

سپس بالای 1250 حرکت کرد و سطح بالاتری را ایجاد کرد (پیکان سبز).

حتی بعد از پایین آمدن سطح و ایجاد کف ، هنوز خواستار تغییر روند  است.

تا زمانی که واکنش قبلی بالا نرود (پیکان آبی) تغییر روند تأیید نمی شود.

برعکس ، روند صعودی در نظر گرفته می شود تا زمانی که الگو پایین تر و کاهش متعاقب آن از حد قبلی بیشتر شود.

عملکرد نظریه داو:

مارک آلبرت در حال نوشتن در نیویورک تایمز (6 سپتامبر 1998) به مطلبی اشاره کرد

که توسط استفان راوان از دانشگاه نیویورک و ویلیام گوتزمن و آلوکمار در یک ژورنال امور مالی منتشر شده بود .

آنها یک شبکه عصبی ایجاد کردند که قوانینی را برای شناسایی روند اولیه دربر می گرفت .

سیستم تئوری داو برای مدت زمانی از سال 1929 تا سپتامبر 1998 در برابر خرید و فروش آزمایش شد .

هنگامی که سیستم ، روند اولیه را به عنوان صعودی مشخص می کرد 

یک موقعیت خرید برای شاخص فرضی سهام آغاز می شد . 

هنگامی که سیستم روند اولیه نزولی را نشان می داد ، سهام فروخته می شد. 

با گرفتن پول سهام پس از سیگنال‌های خرس ، خطر نوسانات به میزان قابل توجهی کاهش می یافت

که این جنبه بسیار مهمی از سیستم تئوری داو و مدیریت نمونه کارها است .

مفهوم ریسک در سهام با گذشت زمان کاهش یافته است.

اما هنوز این واقعیت وجود دارد که سهام ریسک بیشتری نسبت به سیستم تجاری و مالی دارد.

در طی دوره 70 ساله سیستم تجاری داو ، حدود 2 درصد در سال مختص به استراتژی خرید و انباشتگی بوده است . 

علاوه بر این ، نمونه کارها ریسک قابل توجه کمتری را به همراه داشت.

اگر به عنوان بازه تنظیم ریز مقایسه شود مارجین افزایش می‌یابد.

در طی 18 سال گذشته سیستم تئوری  داو تقریباً 2.6 درصد در سال از بازار کم تر کار کرده است.

با این حال هنگامی که برای ریسک تنظیم شد سیستم تئوری داو در 18 سال گذشته از خرید و فروش بهتری برخورداربوده است .

به خاطر داشته باشید که 18 سال زمان طولانی در تاریخ بازار نیست

ولی سیستم تئوری داو در بازارهای گاو نر عملکردی بهتر و در بازارهای خرس عملکرد ضعیف تری داشته است .

نتیجه گیری:

هدف داو و همیلتون  شناسایی روند اولیه و گرفتن حرکات اصلی بازار بود .

آنها فهمیدند که بازار تحت تاثیر احساسات و مستعد فشار بیش از حد چه از بالا و چه از پایین است .

با این حساب آنها روی شناسایی و تمرکز بازار کار می کردند و روند را مشخص و دنبال می کردند .

روند موجود است تا زمانی که غیر از این ثابت شود .

 تئوری داو به سرمایه‌گذاران کمک می کند تا واقعیت ها را شناسایی کنند؛ فرضیات یا پیش‌بینی‌ انجام ندهند .

این امر ممکن است خطرناک باشد که سرمایه‌گذاران و معامله‌ گران شروع به فرضیات و گمانه زنی کنند .

 پیش‌بینی بازار بازی دشوار و البته غیرممکنی است همیلتون به راحتی اعتراف کرد که تئوری داو معصوم نیست.

در حالی که تئوری داو ممکن است بتواند پایه و اساس تجزیه و تحلیل را تشکیل دهد؛

این به عنوان نقطه شروع سرمایه گذاری و تجارت  برای تدوین دستورالعمل‌های تجزیه و تحلیل است

که از نظر آنها راحت است .

 درک کردن و خواندن بازارهای عملی تجربی است

به همین ترتیب استثنائاتی در قضایای مطرح شده توسط همیلتون و داو وجود داشت

آنها معتقد بودند که موفقیت در بازارها نیاز به مطالعه و تحلیلی جدی دارد که ممکن است مملو از موفقیت و شکست باشد .

موفقیت یک چیز عالی است اما در مورد آن خیلی گول نخورید. نارسایی‌ها و شکست ها اگرچه دردناک هستند .

اما باید به عنوان تجربه از آنها استفاده کنیم . تحلیل تکنیکی یک شکل از  هنر است و چشم با تمرین بسیار مشتاق تر می شود .

موفقیت ها و شکست ها را با توجه به آینده مطالعه کنید.

Share on facebook
Facebook
Share on telegram
Telegram
Share on twitter
Twitter
Share on email
Email