آموزش مدیریت سرمایه

مدیریت سرمایه عامل مهمی برای کار در بازارهای مالی است.

معامله گران بورس و فارکس باید ابتدا تمام تمرکز خود را بر روی حفظ

سرمایه قرار دهند و در مرحله بعدی به کسب سود از بازار فکر کنند.

چرا که باید اول سرمایه ای وجود داشته باشد تا بتوان با آن درآمد کسب کرد.

حفظ سرمایه:

بنابراین از همان ابتدای ورود به بازارهای مالی ؛ دغدغه این را داشته باشید که ابتدای امر سرمایه خود را حفظ کنید.

در این بورس ها فرد در حال رقابت با خود و محک زدن دانش، تجربه و شرایط روحی روانی خودش هست تا رقابت با خریداران و فروشندگان.

3 عامل مهم موفقیت در بورس:

الف: دانش و تجربه

ب: مدیریت سرمایه

ج: نگرش و روانشناسی

اگر یک سرمایه گذار ،هرکدام از عوامل بالا را نادیده بگیرد و یا در اجرای آنها کوتاهی کند،

مستقیما باعث زیان خود شده و قسمت قابل توجهی از سرمایه خود را از دست خواهد داد.

شناسایی و استفاده از اصول احتمالات در معاملات

با توجه به سه عامل مهم در بالا،نتیجه میگیریم که اگر سرمایه گذار به دو عامل “دانش و تجربه” و “نگرش و روانشناسی” تسلط کافی داشته باشد

ولی اصول مدیریت سرمایه را برای تعیین حجم معاملات در نظر نگیرد، پس از مدت کوتاهی سرمایه اش را از دست خواهد داد.

عامل دیگر:

عامل دیگری که شانس کسب در آمد و افزایش حساب را برای معامله گران کمتر می کند میزان اسپرد و تفاوت نرخ خرید و فروش می باشد.

در بازار های مالی شما بابت هر معامله مبلغی را به عنوان کارمزد (اسپرد) به کارگزار خود می پردازید.

اسپرد

اگر شما سرمایه خودرا طبق اصولی که گفته شد مدیریت نکنید، به مرورزمان، سرمایه شما تحلیل می رود.

مساله دیگر میزان سرمایه ای می باشد که بر اساس آن معامله می کنید.

در صورت استفاده از سرمایه کم یا لوریج بالا احتمال بازنده شدن و از دست رفتن سرمایه بسیار زیاد می باشد.

برای این منظور غیر از تلاش برای افزایش شانس موفقیت در معاملات،

با سرمایه زیاد یا لوریج کمی وارد بازار شوید تا احتمال بازنده شدن شما در مقابل بازار کاهش یابد.

آشنایی با دراو داون – Drawdown و اندازه گیری بازگشت از ضرر

Drawdown نشان دهنده حداکثر افت سرمایه از مقدار ماکزیمم می باشد و عموما به صورت درصد بیان می گردد.

به عنوان مثال اگر یک معامله گر حساب ۲۰۰۰۰ دلاری داشته باشد و با ضرری معادل ۵۰۰۰ دلار،

حساب خود را به ۱۵۰۰۰ دلار برساند ۲۵ درصد drawdown را تجربه کرده است.

نکته جالب توجه در مورد Drawdown این است که اگر یک معامله گر درصدی ضرر کند،

برای بازگشت به رقم اولیه باید درصدی بیش از آن مقدار را سود کند!

به طور مثال:

معامله گری ۲۰۰۰۰ دلار سرمایه دارد. ۵۰ درصد سرمایه خود را ضرر می کند و سرمایه او به ۱۰۰۰۰ دلار می رسد.

حال اگر وی بخواهد به رقم ۲۰۰۰۰ دلار اولیه برگردد،

باید سرمایه فعلی خود را دو برابر کند. یعنی برای جبران ۵۰ درصد ضرر، باید ۱۰۰ درصد سود کند که این کار بسیار دشواری است.

به همین ترتیب اگر معامله گر ۱۰ درصد drawdown داشته باشد، برای جبران آن باید ۱۱٫۱۱ درصد سود کند…

جدول drawdown

به توجه به مطالب فوق، معامله گر باید توجه داشته باشد که “حفظ سرمایه و ضرر نکردن در اولویت قرار دارد”
 

شناسایی اصول استفاده از نسبت سود به ضرر (ریسک به ریوارد)

یکی از مهمترین اصول مدیریت ریسک و مدیریت سرمایه رعایت نسبت زیان به سود (Risk/Reward یا R/R) می باشد.

قبل از انجام هر معامله شما باید بدانید سود احتمالی که از آن معامله توقع دارید چقدر است

و برای به دست آوردن این مقدار سود حاضرید چه میزان از سرمایه خود را به خطر بیندازید.

آیا منطقی است که برای به دست آوردن یک سود ۱۰۰۰ دلاری، ۵۰۰۰ دلار ریسک را بپذیریم؟ قطعا پاسخ منفی است.

اصول مدیریت ریسک:

اصول مدیریت ریسک بیان می کند که در هر معامله، میزان ریسک حداکثر باید نصف سود مورد انتظار باشد.

یعنی اگر برای یک معامله فرضا ۳۰ پوینت استاپ لاس در نظر گرفته اید، حد اقل ۶۰ پوینت یا بیشتر را باید به عنوان تارگت در نظر بگیرید.

اگر فرصت معاملاتی پیش بیاید که نتوانیم این نسبت را برای آن به کار گیریم، توصیه اکید این است که کلا از آن معامله صرف نظر کنیم.

شناسایی اصول محاسبه حداکثر میزان ضرر بر اساس سرمایه

معمولا معامله گران مبتدی به دو صورت موجودی حسابشان را از بین می برند :

با نگذاشتن حد ضرر (استاپ لاس) و یا با معاملات زیان آور پشت سر هم.

استاپ لاس

حالت اول:

در حالت اول برای افراد مبتدی حد ضرر مانند محافظی محکم جلوی ازبین رفتن حساب را می گیرد

اما آنها عموما با نگذاشتن حد ضرر اجازه می دهند ضررشان انباشته شود.

شاید چندین معامله برایشان پیش بیاید که با نگذاشتن حد ضرر،معامله پس از مدتی وارد سود شود

اما حتما پس از مدتی به دامی گرفتار می شوند که بازار بر خلاف جهت آنان حرکت می کند

و موجب از بین رفتن کل سرمایه در یک معامله می شود.

حالت دوم:

حالت دوم در صورتی پیش می آید که معامله گر مدیریتی بر ضررهای خویش ندارد و اجازه می دهد ضررهای متوالی و بزرگ موجودی حسابش را از بین ببرند.

برای پیش گیری از این حالت توصیه می شود در هیچ معامله واحدی، مقدار حد ضرر (استاپ لاس) بیش از ۳ درصد کل موجودی سرمایه نگردد

و در هیچ زمانی مجموع مقدار حد ضرر (استاپ لاس) معاملاتی که همزمان باز هستند، بیش از ۶ درصد موجودی حساب نباشد.

آشنایی با اشتباهات رایج معاملگران مبتدی

کمبود دانش: 

یکی از اصلی ترین دلایل معاملات زیان آور، کمبود یا نداشتن دانش و آگاهی لازم نسبت به شرایط و واقعیات بازار می باشد.

معامله در بازار مبادلات ارز نیز مانند هر حرفه دیگر، نیازمند دانش و تجربه کافی است.

معاملات احساسی: 

این مورد آسیب رسان ترین دلیل برای از بین رفتن حساب می باشد.

یک تریدر برای این معاملات از تفکر و تعقل استفاده نمی کند و طبق

احساسات خود معامله می کند،که نتیجه این معاملات، زیان آور است.

احساس غالب، در اکثر موارد طمع برای کسب سود بیشتر است. در حالی که جلوگیری از ضرر نکته مهم تری است.

احساسات خود را بشناسید و در زمان ترید کردن تا حد امکان آنها را کنترل کنید.

معاملات زیاد: 

معاملات زیاد (over trading) معمولا به این دلیل انجام می شود که

معامله گرتمایل دارد تمام حرکت های بازار را بدون کم و کاست شکار کند.

این امر تقریبا محال است و بزرگترین تحلیل گران و معامله گران دنیا نیز این کار را انجام نمی دهند.

معامله با حجم زیاد: 

حجم زیاد معاملات، ریسک سرمایه گذار ،آسیب پذیری سرمایه را افزایش می دهد.

هنگامی که یک معامله گر با حجم بالا معامله می کند، با تعداد کمی معامله ضررده می تواند کل حساب خود را از دست بدهد.

اعتماد به پیش بینی دیگران:

از معاملات دیگران برداشت و الگوبرداری نکنید، شرایط حساب، دیدگاه و دلایل افراد با یکدیگر برای حضور در بازار متفاوت است.

هر کسی حتی در صورت استفاده از پیش بینی دیگران ،مسئول حساب خویش است ،

مگر آنکه کل مدیریت حساب خویش را به تریدری دیگر بدهد.

تا حد امکان از تحلیل خود پیروی کنید.

نداشتن حد ضرر (استاپ لاس): 

نداشتن استاپ لاس به معنی این است که معامله گر حدی برای اشتباه خویش متصور نیست،

هر انسانی امکان اشتباه دارد و حد ضرر امکانی برای جلوگیری از دست دان سرمایه است.

قبل از آغاز معامله حد ضرر خود را بشناسید.

در زمان معامله اغلب معامله گران تحت تاثیر ترید خود قرار می گیرند و از لحاظ روانی برایشان سخت است که حد ضررشان را بپذیرند.

در زمان معامله تغییر حد ضرر عموما منجر به زیان های بیشتر می شود.

هیچ زمانی حد ضرر خود را خلاف جهت معامله خود تغییر ندهید. یعنی مقدار حد ضرر خود را بیشتر نکنید.

معامله در ساعات نامناسب: 

آشنایی نداشتن با میزان نوسان بازار در ساعات متفاوت هر جفت ارزی می تواند باعث تخمین های اشتباه معامله گران شود.

ارزهای اروپایی در مقابل دلار، در ساعات بازار توکیو نوسانات زیادی ندارند

و نباید برای معاملات در این ساعات سودهای زیادی متصور بود و

یا در ساعات اولیه بازار لندن و نیویورک نباید نوسانات کوتاه و کوچک ما را از نوسانات بزرگی که بازار در پیش دارد غافل کند.

معامله یک ارز ,نه یک جفت ارز: 

ما در اصل ارزش برابری دو ارز را معامله می کنیم. با تحلیل صرف عوامل تکنیکال یا فاندامنتال یک کشور نمیتوان نتیجه گرفت که یک جفت ارز در چه جهتی حرکت خواهد کرد.

شاید فاندامنتال و تکنیکال ارز مقابل، شرایط متفاوتی را برای برابری آن جفت ارز رقم زده باشد که نباید از دید معامله گر پنهان بماند.

نداشتن سیستم معاملاتی:

 نداشتن برنامه، روش یا سیستم معاملاتی از اصلی ترین دلایل زیان می باشد.

نداشتن برنامه و روش عموما باعث معاملات احساسی می شود در حالی که روش معاملاتی به تریدر دیدگاهی برای تفسیر تمامی قیمت های بازار می دهد.

معامله خلاف روند: 

عموما بیشتر برنامه ها و روش های معاملاتی برای استفاده از جهت حرکت بازار استفاده می شوند.

هم جهتی معاملات با روند اصلی، امکان سود بیشتر و ریسک کمتر را به همراه دارد.

تا زمانی که برنامه و روش امتحان شده شما معاملات خلاف جهت را تایید نکرده است از معامله در خلاف روند اصلی بازار بپرهیزید.

خروج های بی برنامه (خروج از معاملات به خاطر ترس):

 معامله گر مبتدی عموما با سود و یا ضرر های کم، از ترس زیان های بیشتر از معامله خود خارج می شود و برنامه ای غیر از سیستم معاملاتی خود را در پیش می گیرد.

در اغلب موارد پتانسیل سود خود را با سود کم یا زیان از دست می دهد و پس از حرکت بازار خود را نکوهش می کند که این امر می تواند

عواقب منفی دیگری برای حساب داشته باشد.

معاملات با اهداف کوچک:

 کسانی که برای اهداف کوچک وارد می شوند حد ضرر و سود کوچکی در نظر می گیرند (اسکالپر ها).

در اغلب موارد، حد ضررشان بیشتر از حد سودشان است و به این نکته توجه نمی کنند

که بازار در کوتاه مدت، تحت تاثیر معاملات لحظه ای می تواند جهاتی خارج از جهت اصلی خود ایجاد کند و همین تغییر جهت کوچک می تواند موجب زیان آنها شود.

معاملات با اهداف کوچک ریسک حد سود را نسبت به اسپرد افزایش می دهد.

معامله در قله ها و دره ها: 

افرادی که برای استفاده از تمامی یک روند تلاش می کنند زیان های بسیاری را متحمل می شوند.

افراد کمال طلب تنها به دنبال قله ها و دره ها هستند در حالی که قله ها و دره ها در بازارهای دو جهته نسبی بوده

و هر زمانی امکان اینکه بازار دره ها و قله های جدیدی بسازد وجود دارد.

این مساله را برای خود حل کنید که نمی توان از تمام حرکات بازار استفاده کرد.

شما اگر با رعایت اصول، قسمتی از حرکت مفید بازار را هم شکار کنید، در دراز مدت سود خوبی به دست می آورید.

ساده انگاری بیش از حد: 

اینکه روشهای ساده، اصولی و کاربردی عموما بازده خوبی دارند بر هیچ کس پوشیده نیست.

اما ساده انگاشتن بیش از حد معاملات، عموما منجر به زیان می گردد.

باید توجه داشت بازار با شرایط و دلایل گوناگونی به حرکت در می آید.

ساده انگاری و بی توجهی به عوامل تاثیر گذار بازار عموما موجب زیان می گردد. نسبت به آنها آگاه باشید.

معامله نزدیک خبر:

 معامله در نزدیکی زمان اعلام اخبار مهم اقتصادی بیشتر مواقع برای ارضای احساس سود گرفتن می باشد.

حرکات سریع و ناگهانی قیمت ها در زمان اعلام خبر می تواند هر تریدر آماتوری را وسوسه کند

اما آیا نتیجه این معاملات برای وی قابل تصور است؟

در صورت نداشتن تجربه و اشراف کامل نسبت به خبر و موضوع آن، از معامله در زمانهایی که بازار تحت تاثیر خبر است اجتناب کنید.

اطمینان به روش اشتباه: 

بسیار دیده شده که معامله گران با سودهای کم تعداد و کوچک تحت تاثیر روشی قرار میگیرند

و حتی در صورت زیان آور بودن، آن را تغییر نمی دهند یا بهینه نمی سازند.

دائما با خوشبینی بی مورد به خود امید واهی می دهند در حالی که روش یا کارایی خود را از دست داده

یا حتی امتحانی کامل و درست پس نداده تا به نتیجه برسد.

روش خود را بشناسید و در صورت مشکل داشتن یا آنرا بهینه کنید و یا کلا تغییر دهید.

نداشتن دستور توقف زیان (استاپ لاس) نزد کارگزار: 

تریدرهای مبتدی با توجیهات و دلایل گوناگون ممکن است دستور توقف زیان خود را برای کارگزارشان مشخص نکنند.

شاید با رسیدن قیمت به نقطه زیان، ایشان ضرر را بپذیرند و به صورت دستی از معامله خارج شوند

ولی حتما باید فکری هم برای حوادث ناگهانی کرد تا از زیانهای بزرگ جلوگیری شود.

قطع دسترسی به بروکر (قطع اینترنت و تلفن) و حوادث ناگهانی تغییرات قیمتی می تواند

باعث شود که شما بیش از مقداری که قبل از معامله پیش بینی کرده اید متضرر شود

و در صورت بروز این اتفاق هیچ کسی پاسخ گوی شما نخواهد بود.

همزمان با آغاز هر معامله دستور زیان خود را برای بروکر مشخص کنید.

بدین صورت معامله خود را برای زیانهای بزرگ به نوعی بیمه کرده اید.

توجه نکردن به معاملات باز: 

توجه نکردن به معاملات و دستورات باز میتواند یکی از دلایل از بین رفتن سرمایه باشد.

همه می دانیم ترید و تمرکز مداوم روی قیمتها امری کسالت آور وخسته کننده است

اما غفلت و بی توجهی نیز میتواند عواقب بدی برای موجودی حساب داشته باشد.

در صورت داشتن معاملات باز بر اساس روش خود شرایط بازار را زیر نظربگیرید

خود را درگیر معاملات متعدد نکنید چرا که با اینکار تمرکز را از بعضی از معاملات خود می گیرید.

چه بسا آن معاملات سود بیشتری داشته اند یا امکانش بوده که در ضرر کمتر متوقفشان کرد.

در صورتی که احساسات بر شما قالب نمی شوند از معاملات خود غافل نشوید و آنها را ترک نکنید.

تفسیر نادرست اخبار:

 تفسیر نادرست اخبار شاید نشات گرفته از کمبود دانش باشد اما مواردبسیاری نیز وجود دارد

که دانش شما به حد کافی است اما تجربه عکس العمل بازار نسبت به آن خبر را ندارید.

فرضیات شما برای خبر میتواند کاملا درست باشد اما نقش تجربه و بینش برای تفسیر خبرها بسیار مهمتر و حیاتی تر از دانش می باشد.

تا زمانی که تجربه لازم روی اخبار ندارید از معامله بر اساس آنها اجتناب کنید.

سپردن معاملات به شانس: 

سپردن معاملات به اما و اگر برگرفته از رفتار قماربازان می باشد.

معاملات خود را مدیریت کنید، برای بهبود آنها تلاش کنید و آنها را زیر نظر بگیرید.

مطمئن باشید با شانس نمیتوان در بازار های مالی موفق شد.

دانش، تجربه و مدیریت معاملات از مهم ترین عوامل موفقیت در معاملات می باشند. سرمایه خود را به بخت و اقبال نسپارید.

تاثیرپذیری از نوسانات قیمت: 

بسیار دیده شده معامله گران تحت تاثیر نوسانات، روش و برنامه خود را فراموش می کنند.

این تفکر در زمانهایی که بازار حرکات شدیدتری دارد شیوع بیشتری پیدا می کند.

افراد در این زمان ها با این تصور که “بازار حرکات شدیدی دارد.

چرا من استفاده نکنم” از روش خود پیروی نکرده و ناخواسته موجب زیان حسابشان می شوند.

تنها بعد از قبول ضرر است که فرد می فهمد که حرکتش کاملا اشتباه بوده است.

نداشتن شجاعت معامله: 

برخی افراد اساسا بیش از حد محافظه کار هستند.

اغلب در زمانی که روششان سیگنال میدهد در مکان لازم وارد نمی شوند

و مدام در پی بدست آوردن قیمت های بهتر هستند.

شاید در گذشته معاملات زیان آور سختی را پشت سر گذاشته باشند که حال می ترسند.

این افراد سعی می کنند مدت زیادی بازار را زیر نظر بگیرند

اما در مکان لازم وارد معامله نمی شوند و تنها بعد از حرکت بازار در جهت دلخواهشان، افسوس گذشته را می خورند.

تمایل بسیار زیاد به تحلیل بازار بدون گرفتن معامله از علامت های اصلی این افراد می باشد.

عدم تمرکز و زمان کافی: 

زمان و تمرکز از مهم ترین اصولی می باشد که آنقدر بدیهی است که بسیاری از آن غافل می شوند.

اگر سیستم تحلیل و معامله شما بر مبنای این است که بعد از معامله آن را زیر نظر بگیرید

بنابراین لازم است قبل از آغاز معامله زمان مورد نیاز را محاسبه کنید.

بسیاری نمی توانند زمان زیادی بازار را زیر نظر بگیرند سعی در این دارند

در مدت کوتاهی نظر خود را بر بازار تحمیل کنند و بالاخره کاری انجام دهند.

این افراد نیز به علت اینکه تمرکز کافی ندارند و در عین حال از روش همیشگیشان استفاده نمی کنند باعث زیان خود می شوند.

توجیه معاملات: 

توجیه معمولا زمانی بوجود می آید که معامله گر می داند که اشتباه می کند

اما با فرضیات غلط، خود را برای انجام آن معامله یا روش اشتباه توجیه می کند.

فرد توجیه کننده عموما عوامل اصلی را فراموش می کند و تنها خود را با عوامل فرعی متغیر فریب می دهد.

در بسیاری موارد با خود عهد می بندد که همین یک بار اشتباهی را انجام دهد

اما باز آن را تکرار می کند و معاملات معدودی را که با توجیه اشتباه به سود رسیده مدام به خاطر می آورد.

توجیه و بهانه آوردن برای معاملات سود آور و زیان آور تنها یک نتیجه دارد و آن هم از بین رفتن حساب فرد است.

تعمیم اشتباه قیمت ها: 

این فرضیه که در بسیاری موارد قیمت بعضی کالا ها و ارزها با هم ارتباط نزدیکی دارند

بر هیچ معامله گری پوشیده نیست اما این مساله نباید باعث بوجود آمدن فرضیات غلط بشود.

با فرض اینکه میدانیم یورو به دلار و پوند به دلار حرکات شبیه به هم دارند،

نمی توان این نتیجه را گرفت که همیشه به مانند هم حرکت می کنند.

این اشتباه که معامله گران مبتدی با تحلیل یکی از آنها بر روی جفت ارز دیگر معامله انجام می دهند میتواند فرضیه غلطی باشد.

تعمیم نمودارها و قیمت ها به یکدیگر برای انجام معاملات کاری اشتباه است که تنها از معامله گران مبتدی سر می زند.

تحت تاثیر جهت قرار گرفتن: 

اولین و مهمترین کاری که یک تریدر انجام میدهد پیش بینی جهت آینده بازار است.

شاید شما جهت را درست تشخیص بدهید اما به علت ورود در جای نامناسب معاملات زیان دهی انجام می دهید.

تحت تاثیر جهت بازار قرار نگیرید اجازه بدهید روش و برنامه معاملاتی شما سیگنال ورود را صادر کنند نه جهت قیمت.

یعنی ممکن است شما در جهت بازار وارد معامله شوید اما چون در جای مناسبی معامله خود را آغاز نکرده اید، متضرر شوید.

درگیر جزییات زیادی شدن: 

درگیر شدن با جزییات زیاد، تحلیل های گوناگون و استفاده از اندیکاتورهای بسیار،

تنها باعث تشویش تریدر و بوجود آمدن سیگنالهای اشتباه می شود.

از یک یا حداکثر دو روش استفاده کنید و برای تایید سیگنال های خود، از یکی دو اندیکاتور بیشتر استفاده نکنید

و تا حد امکان سعی کنید چشم و گوش خود را روی سیستم ها و روش های دیگران ببندید.

نپذیرفتن اشتباه: 

نپذیرفتن اشتباه تنها لجبازی با خود و از بین بردن حساب خویش است.

کسی یک شبه پولدار نمی شود: 

عموما تریدرهای مبتدی فکر می کنند خیلی زود میتوانند

به سودهای بزرگ برسند و با هر معامله به دنبال سود های آنچنانی هستند که امری محال است.

این واقعیت که سرعت موفقیت در این بازار (مبادلات ارز) می تواند بیش از بازارهای دیگر باشد امری واضح است

اما این سرعت به حدی نیست که با یک یا چند معامله میلیونر شوید.

موفقیت پروسه ای است که زمان لازم دارد.

برای موفقیت باید مجموع سودهای شما بیش از زیان های شما باشد. زمان لازم را به معاملات اختصاص دهید و مدام روشتان را تصحیح کنید.

ترس دیدن ضرر:

 ترس احساس طبیعی انسان است که او را از آسیب دیدن محافظت می کند.

اما همین احساس اگر بیش از حد مجال یابد مانع پیشرفت و موفقیت می گردد.

از اینکه معامله شما وارد ضرر شده نترسید مگر آنکه از سیستمتان پیروی نکرده باشید.

زمانی که با برنامه و روش وارد معامله شده اید ترس عاملی بی معناست که تنها می تواند جلوی سودهای بیشتر شما را بگیرد.

با بازار منطقی برخورد کنید و تلاش کنید که قبل از انجام معامله، هنگام انجام معامله و بعد از آن احساسات بر تصمیم گیری شما تاثیر گذار نباشد.

در نظر نگرفتن نسبت ریسک به ریوارد: 

شما هیچ زمانی در تجارت بدون لوریج، حاضر به معامله کالایی که احتمال ضررش چند برابر امکان سودش است نمی شوید.

اما زمانی که صحبت از لوریج می شود با هدف کسب سود بیشتر این ریسک را می پذیرید.

انجام معامله ای که حد سود آن کمتر از حد ضررش است تنها استفاده از احتمالات علیه خویش است.

سعی کنید مبادلاتی را انجام دهید که حد زیان به سودش، یک به یک ونیم یا بیشتر است.

فریب سرعت بازار: 

حرکت شدید بازار در یک جهت، تضمین کننده ادامه حرکت در آن جهت نیست.

این مساله در اغلب بازارهای مالی مشاهده می شود و باعث زیان بسیاری از مبتدی ها می گردد.

پیش بینی ها:

اگر پیش بینی کرده اید که بازار در دو روز آینده به هدف سود شما می رسد و بازار در عرض چند ساعت به قیمت مورد نظر رسید هیچ تضمینی وجود ندارد که با همان سرعت یا در همان جهت ادامه مسیر دهد.

سعی کنید در سود و ضرری که پیش بینی کرده اید از بازار خارج شوید وسرعت بازار شما را فریب ندهد.

اغلب روندهایی که مدت های طولانی دوام میاورند، در نمودار قیمت شیبی بین ۴۵ تا ۵۵ دارند.

گرچه باز هم یادآوری می شود که شما باید در قیمت خروجی که قبل از آغاز معامله برای خود در نظر گرفته اید از بازار خارج شوید.

نداشتن استراحت:

 هر از گاهی به خود استراحت بدهید.

کار کردن پیوسته انسان را خسته و دلزده میکند.

نمی گویم بازار را زیر نظر نداشته باشید اما گهگاهی از بازار فاصله بگیرید و پس از استراحت، دوباره شرایط را بررسی کنید.

استراحت لازم است:

حتی برای معاملات خود نیز استراحت را فراموش نکنید. اگر سیستم شما بصورتی است که نیاز به زیر نظر گرفتن بازار دارد در مواقع خستگی از کامپیوتر خود فاصله بگیرید.

ساعاتی را که فکر می کنید بازار حرکات چندانی ندارد به استراحت بپردازید و بعد به بازار برگردید.

برای کسب درآمد سلامتی خود را به خطر نیندازید. ذهن شما مهمترین ابزار حضور شما در بازار است با استراحت راندمان و بازده کاری آنرا بالا ببرید.

عدم آرامش: 

آرامش از مهمترین و بدیهی ترین عوامل ترید است. زمانی که مشکل یا مساله ای در زندگی خصوصی دارید ترید نکنید.

اصلا به بازار نزدیک نشوید. بازار مکانی برای برون رفت از احساسات منفی شما نیست.

استفاده از ابزارهای دارای تاخیر:

 استفاده از ابزارهای دارای تاخیر مخصوصا در استفاده از روش های

تکنیکال و فاندامنتال می تواند عواقب وحشتناکی برای حساب شما داشته باشد.

هر عامل تاثیر گذار غالبا در لحظه و خیلی زود تاثیر خود را روی قیمت در بازار نشان می دهد.

بنابراین اگر از ابزاری استفاده کنیم که بعد از یک بازه زمانی اخطار خرید یا فروش را اعلام نماید به هیچ وجه منطقی نمی باشد.

مهم ترین این ابزارهای دارای تاخیر ایندیکاتورهای لگینگ (Lagging) هستند.

عدم یادداشت برداری از معاملات: 

در صورتی که واقعا به موفقیت و رسیدن به اهداف در بازار ایمان دارید حتما از معاملات خود یاد داشت برداری نمایید.

با این کار فرد از تکرار اشتباهات جلوگیری کرده و عوامل موفقیت خود را بیش از پیش شناسایی می نماید.

مکتوب کردن تمامی عوامل مهم از دیدگاه یک معامله گر در کنار یادداشت احساسات در زمان معامله، روشی کمّی برای مشاهده آماری کیفیت ترید شما می باشد.

جمع بندی :

مراحل اصولی انجام یک معامله

تحلیل بازار :

تحلیل بازار : بر مبنای سیستم خود بازار را تحلیل کنید جهت آنرا تشخیص دهید و آماده معامله بشوید.

اگر سیستم شما سیگنالی نمی دهد از وارد شدن به بازار بپرهیزید.

تشخیص نقطه خروج :

تشخیص نقطه خروج : حد ضرر و سود خود را قبل از آغاز معامله تایین کنید.

تایین حد ضرر و سودتان باید بر اساس تحلیل و سیستم معاملاتی شما باشد نه عوامل دیگر.

اگر سیستم و روش شما حد سود و زیانتان را مشخص نکرده از وارد شدن به بازار بپرهیزید.

ریسک به ریوارد :

ریسک به ریوارد : بعد از آنکه سیستم معاملاتی شما نقاط خروج را برای شما مشخص نمود، ببینید که آیا ریسک به ریوارد شما منطقی است یا خیر.

اگر نسبت زیان به سود در قالبی که گفته شد نمی گنجد، بهتر است از از انجام معامله پرهیز کنید.

بهتر است تناسب ریسک به ریوارد,بالاتر از یک به سه باشد,

یعنی یک درصد ریسک را متحمل می شوید که بالاتر از سه درصد سود را بدست بیاورید.

اگر این تناسب را رعایت کنید,ده تا پوزیشن باز کرده باشید و شش تا از این پوزیشن , به ضرر منتهی شده باشد

وتنها چهار تا پوزیشن به هدف خورده باشند ,بازده ی کاری شما مثبت و در سود هستید.

محاسبه سه درصد زیان :

-محاسبه سه درصد زیان : محاسبه کنید سه درصد زیان از کل حسابتان چه مقدار می شود.

اگر می خواهید بیش از سه درصد پول خود را روی یک معامله ریسک کنید از ورود به بازار بپرهیزید.

ارزش هر پوینت زیان:

اگر این محاسبات را بی ارزش می دانید تا زمانی که آنها را محاسبه نکرده اید از ورود به بازار بپرهیزید.

محاسبه مارجین:

محاسبه مارجین

محاسبه مارجین برای هر پوینت – حال که فهمیدید اگر بازار در خلاف پیش بینی شما برود هر پوینت آن چه میزان ضرر برای شما به همراه دارد ارزش هر پوینت زیان را در ۱۰۰ ضرب کنید.

(یا میزان مارجین برای یک پوینت استاندارد آن جفت ارز را محاسبه کنید و سپس با نسبت بندی مارجین و لوریج ارزش هر پوینت ورودی را به دست آورید)

مارجین درگیر پوزیشن شما باید به این میزان باشد.

اگر تمایل به استفاده مارجین بیشتر از محاسبات دارید به خاطر متضرر نشدن از ورود به بازار بپرهیزید.

مارجین کراس ریت ها:

مارجین کراس ریت ها – برای ارزهایی که طرف دوم آنها دلار است به محاسبات این قسمت نیازی نیست

اما اگر ارز طرف دوم دلار نیست باید مارجین بدست آمده قسمت قبل را در نرخ برابری لحظه ای آن ارز

نسبت به دلار ضرب کنید تا مارجین آن معامله بدست بیاید.

معامله طبق استراتژی و برنامه

انجام معامله موفقیت آمیز ، کاری چندان ساده و آسان نیست و به مولفه های متعددی از قبیل دانش وسیع، درک شرایط بازار و نیز اعتماد به نفس و خونسردی نیاز دارد .

و در کل ،یک معامله گر موفق،کسی است که:

با پولی معامله کند که تحمل از دست دادن آن را داشته باشد.

وضعیت بازار را مشخص کند.

دوره زمانی را که با آن معامله می کند، مشخص نماید

زمان انجام معامله را مشخص کند.

اگر شک دارد، معامله نکند.

با مقدار مشخص و منطقی معامله کند.

روند بازار را مشخص کند.

انتظارات بازار را در نظر داشته باشد.

از روشهایی که سایر معامله گران بکار می برند، استفاده کند.

Share on facebook
Facebook
Share on telegram
Telegram
Share on twitter
Twitter
Share on email
Email