کتاب عملی کردن دانسته ها اثر کنت بلانچارد


روزی روزگاری نویسنده موفقی بود که درباره حقایق ساده چیزهایی می‌نوشت .

کتاب های او به خودش و دیگران کمک می کرد,مردم را به شیوه های موثرتری هدایت کند.

هر کس که کتاب‌های او را می‌خواند عاشق داستان‌ها و پیامهایش می‌شد. میلیون‌ها نسخه از کتاب‌ها به فروش رفت

با این وجود هنوز مشکلی وجود داشت که نویسنده را ناراحت می کرد معمولاً وقتی این مشکل خود را نشان می‌داد

که کسی می گفت من تمام کتابهای شما را خواندم واقعا عاشقش هستم. نویسنده همیشه یاد گرفته بود

که فراگیری صحیح به ایجاد تغییر در عملکرد انسان می‌انجامد در واقع از دانش به سوی عمل.

بنابراین اگر شخصی که کار او را می ستود, نظری درباره ایده مشخص و مورد علاقه خود می داد و او معمولا می پرسید:

چگونه دانستن این موضوع باعث تغییر در رفتارت شد؟

برای اکثر مردم پاسخ به این سوال مشکل بود, برای همین هم غالباً موضوع را با صحبت درباره ایده دیگر, کتابی دیگر تغییر مسیر می‌دادند.

چنین تقابل هایی موجب شد نویسنده نتیجه بگیرد که آنچه مردم می‌دانند عمل می‌کنند ,

یعنی فاصله میان اطلاعاتی که از طریق کتاب ها, صحبت ها و سمینارها کسب کرده‌اند

و اینکه چه مقدار از آن دانش و اطلاعات را به کار می بندند .

که امروزه تکنولوژی باورنکردنی که دسترسی آسان به اطلاعات را برای همه امکان‌پذیر کرده است

این امر کاملاً طبیعی است و تعجبی ندارد. او نتیجه گرفت که مردم تمایل دارند

زمان قابل توجه بیشتری را به کسب اطلاعات جدید اختصاص دهند

و از اینکه به پرورش عملکردهای خود برای پیاده کردن این یافته های جدید در زندگی روزانه شان اختصاص دهند.

کوشید در سمینارهایش,هر چه را که به فکرش می‌رسید به کار بندد تا دانش‌آموختگانش نیز واقعاً آنچه را که به ایشان می آموخت به کار بندند

برای معطوف کردن توجه آنها به این موضوع, از ایشان خواست که سه کار انجام دهند.

این سه کار را در دوره دکترای خود, از پروفسوری آموخته بود که سالها در کار تحقیق و پژوهش در خصوص یادگیری بود

نخستین چیزی که پروفسور به گفته بود اصرار بر یادداشت برداری دانشجویان بود…

روانشناسیکتاب هاکناب ها

آموزشیروانشناسیعملی کردن دانسته هاکتابموفقیت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *